۱۴ پاسخ

نوش جونش ،چقدر خوشم میاد که شما تاپیک میذارین

خوشحالم که جزو دوستامی تو گهواره مامان ایلیا ❤️
خیلی از تجربیاتت و نوشته هات استفاده میکنم

نوش جانش❤️ عزیزم یه سوال زیتون پرورده برای زیر دوسال هم مناسبه؟! چون نمکش زیاده و شوره میگم و اینکه زیتون بدون نمک هم بیرون دارن؟!

نوش جونش گل پسر
توی شیشه چطوردرست میکنی خانومی

عزیزدلم زودپزتون چ مارکیه؟زودپز خوبه؟من تابحال نداشتم میخوام بخرم اما نمیدونم چ ویژگی هایی باید داشه باشه یک زودپز خوب

نوش جونش باشه 😍

نوش جونش گوارای وجود

نوش جونش باشه❤️
یکی از پر انرژی ترین خانمای گهواره هستین که ازتون انرژی میگیرم🥰

نوش جونش باشه

خیلی خوش رنگه میشه دستور پختش رو بگی

نوش جان

نوش جونش😍♥️چه خوب که گوشت میخوره پسر من گوشت و مرغ و ماهی نمیخوره ریش ریش میشه تو دهنش دوست نداره🥲فقط کباب میخوره

عزیزم امتحانت چیشد به سلامتی دادی ؟ آخه آخرین بار یادمه گفتی پاک میکین گهواره رو منم خیلی ناراحت شدم .

گوشت بشه به تنش❣️

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
دوستان چندتا نکته تغذیه ای بگم فکر کنم مفید هست.
اگر درتوانتون هست ماهی یکبار حتما ماهی بخرید بهترین ماهی هم سالمون هست برای بچه ها. روش پخت هم بگم یه تیکه ماهی رو با اب خیلی کم بذارین رو شعله ملایم ماهی سالمون خودش چربی مفید زیادی داره چربی که ازش خارج میشه باعث میشه یه کوچولو هم سرخ بشه تو روغن خودش وخیلی خوشمزه میشه اخرشم روغنشو حتما بریزین رو غذای بچه ها چون عالیه.

دومین موردی که من خیلی ازش راضی بودم سویق و سرمام آی بانو بود. به توصیه دوتا از مامانای کهواره خریدم و خیلی راضی بودم. از سایت آی بانو خریدم. تو برنجها یا خورش های ایلیا از این سویق استفاده میکنم و راضی هستم. دوست داشتین بخرین.
امشب هم تو سبزی پلوی ایلیا اندازه دوتا قاشق سرمام ریختم طعم غذارو هم عوض نمیکنه اصلا.

درمورد مولتی ویتامین هم من از دوتا مولتی نتیجه گرفتم و راضی هستم فردا عکسشونو میذارم یکیشون دکترکیدز هست که من هفته ای دوبار به ایلیا میدم.

درمورد خواص کلم بروکلی پخته هم قبلا نوشتم بازم میگم حتی اگه خودتون مثل من از طعم و بوش خوشتون نمیاد ولی کنار غذاها به کوچولوهاتون بدید که عالیه.
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
تو کل دوران مادریم اولین شبی بود که دلم میخواست هرچه زودتر ایلیا بخوابه.
ازعصری بینهایت شیطنت کرد و چون از7 صبح بیدار بود، خسته شده بود و بهونه گیری هم میکرد.
تمام مدت حواسم بود صدام رو روش بالا نبرم و دائم به خودم میگفتم ایلیا هیچ گناهی نداره مقصر کاملا خودتی که امروز فرصت نکردم ببرمش بیرون.بچه ای که ازصبح خونه باشه و تخلیه انرژی نشه معلومه تو خونه حوصله اش سرمیره و شیطنت میکنه چون هیچی جای فعالیت بیرون از خونه رو نمیگیره.
ساعت 9 وربع ایلیا خوابید والان عمیقا ناراحتم که چرا دوست داشتم زودتر بخوابه! چرا امروز کاری نکردم که به هممون بیشتر خوش بگذره. چرا امروز از مادری کردنم لذت نبردم. یه روز از کودکی پسرک گذشت درحالیکه من ازصبح بی حوصله بودم.
تو دنیای مادری عذاب وجدان همیشه وجود داره ولی برام خیلی حس بدی داره همش میگم کاش امروز یکبار دیگه تکرار میشد.
نه سرش داد زدم،نه صدامو روش بلند کردم،نه بهش بی اعتنایی کردم، نه خدای نکرده کتکش زدم ولی الان بینهایت ناراحتم.
به اون مامانایی فکر میکنم که تاپیک میزنن بچه رو کتک زدیم بخاطر دسشویی کردن؛ بخاطر شیطنت و... . نمیدونم شب که میشه عذاب وجدان میاد سراغشون یا نه. هیچی به اندازه خوندن اینجور تاپیکها بهم نمیریزه منو. تصور کتک خوردن بچه ها بخاطر کارهایی که اصلا به قصد آزار دادن انجام نمیدن بدجور آزارم میده.
بچه هارو ببرید بیرو. اونا نیاز دارن برای تخلیه انرژی به بیرون ازمحیط بسته خونه برن. وگرنه کلافه میشن،حرف گوش نمیدن شما هم به دنبالش عصبی و خسته میشین.
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
اواخر بهار امسال که به سفر رفته بودیم من درحال فیلم گرفتن از طبیعت اونجا بودم و ایلیا درحال خوردن پنکیکی که براش درست کرده بودم و هردو محو مرغهای ماهی خواری بودیم که اونجا پرواز میکردن و سر وصدا میکردن.(دقیقا در همین لوکیشن عکسی که گذاشتم)
یهو یکی از این مرغهای ماهیخوار به سرعت اومد پایین و از دست ایلیا پنکیکشو گرفت و برد. خیلی خیلی ترسیده بودم و سعی میکردم خودمو کنترل کنم که ترسم به ایلیا منتقل نشه.
یه اقایی که از لهجه شون مشخص بود انگلیسی هستن اومد پیشم و بهم تذکر داد که هیچوقت پیش مرغهای ماهیخوار دست بچه تغذیه ندن.
خودم هم قبلا تو فیلما دیده بودم ولی اصلا اون لحظه به این مورد دقت نکرده بودم. و یک سهل انگاری بزرگ مادرانه کردم.
امروز داشتم برای ایلیا کتاب میخوندم تو یکی از صفحاتش عکس یه مرغ ماهیخوار بود ایلیا فورا گفت نه من این کتابو دوست ندارم گفتم چرا مامان؟ گفت عکس این جوجه سفیده رو داره که غذاهای ایلیارو میخوره.
به شدت تعجب کردم که چطور بعد از این همه ماه هنوز یادشه و براش ترس به این بزرگی ایجاد شده.
امروز از صبح بیشتر به این فکر میکنم که تروماهای بچگی چقدر مهم هستن.
خطابم بیشتر به مادرایی هست که تاپیک میذارن امروز بچمو کتک زدم، تازگیا عصبی شدم و بچمو میزنم، باباش با کمربند تهدید میکنه بچه رو و ترسوندن از ممدقلی و.... هزاران مورد از این تاپیکها.
شماها نمیدونین این ترسها این عصبی شدنها چه تاثیر ناگواری روی اینده بچه ها داره فکر نکنین کوچولو هستن و یادشون میره. بچه ها فرشته هایی هستن که دستمون امانتن. امانتدارهای خوبی باشیم.