اواخر بهار امسال که به سفر رفته بودیم من درحال فیلم گرفتن از طبیعت اونجا بودم و ایلیا درحال خوردن پنکیکی که براش درست کرده بودم و هردو محو مرغهای ماهی خواری بودیم که اونجا پرواز میکردن و سر وصدا میکردن.(دقیقا در همین لوکیشن عکسی که گذاشتم)
یهو یکی از این مرغهای ماهیخوار به سرعت اومد پایین و از دست ایلیا پنکیکشو گرفت و برد. خیلی خیلی ترسیده بودم و سعی میکردم خودمو کنترل کنم که ترسم به ایلیا منتقل نشه.
یه اقایی که از لهجه شون مشخص بود انگلیسی هستن اومد پیشم و بهم تذکر داد که هیچوقت پیش مرغهای ماهیخوار دست بچه تغذیه ندن.
خودم هم قبلا تو فیلما دیده بودم ولی اصلا اون لحظه به این مورد دقت نکرده بودم. و یک سهل انگاری بزرگ مادرانه کردم.
امروز داشتم برای ایلیا کتاب میخوندم تو یکی از صفحاتش عکس یه مرغ ماهیخوار بود ایلیا فورا گفت نه من این کتابو دوست ندارم گفتم چرا مامان؟ گفت عکس این جوجه سفیده رو داره که غذاهای ایلیارو میخوره.
به شدت تعجب کردم که چطور بعد از این همه ماه هنوز یادشه و براش ترس به این بزرگی ایجاد شده.
امروز از صبح بیشتر به این فکر میکنم که تروماهای بچگی چقدر مهم هستن.
خطابم بیشتر به مادرایی هست که تاپیک میذارن امروز بچمو کتک زدم، تازگیا عصبی شدم و بچمو میزنم، باباش با کمربند تهدید میکنه بچه رو و ترسوندن از ممدقلی و.... هزاران مورد از این تاپیکها.
شماها نمیدونین این ترسها این عصبی شدنها چه تاثیر ناگواری روی اینده بچه ها داره فکر نکنین کوچولو هستن و یادشون میره. بچه ها فرشته هایی هستن که دستمون امانتن. امانتدارهای خوبی باشیم.

تصویر
۱۱ پاسخ

صدف جان الان اینو خوندم،ما دو ماه بیشتره اسباب کشی کردیم دختر همیشه از خونه قبلی میگه ،بعضی وقتا نصف شب پا میشه میگه اینجا خوب نیس بریم اونجا،بعضی وقتا یه درخت میبینه با ذوق میگه مامان اینجا درخت داده مثل خونه قبلیمون، لباسیو که مثلا دو ماه نپوشیده یهو میبینه با هیجان میگه این لباس واسه خونه قبلیه، تو نقاشیاش میکشه یکی بگه اهل کجایی حتما اشاره میکنه که ازونجا رفتیم و... خلاصه که حسابی تو فکرشه،کلا ازون بچه هاست که دیر عادت میکنه اما این فکر خونه قبلی یادش نمیره،روزی صدبار خودمو لعنت میکنم میگم کاش نمیرفتیم ازونجا،هرگز یادم نمیره اون روزی که اسباب کشی کردیم خودشو چسبونده بود به زمین و نمیومد باهامون 🥲،دلم براش کبابه میدونم براش خیلی درد بزرگیه ولی نمیدونم چکار کنم

چه جای قشنگی

من از اطرافیانم متنفرم‌خودم سعی کردم از چیزی نترسونم ولی هستن اطرافم میگن فلان کنی فلانی میاد البته که من همونجا میگم دخترم و نترسونین و به دختدم‌میگم نترس مامان کنارته چیزی نمیشه نمیدونم چقدر تاثیر داره

واقعا قبول دارم حرفایی رو که گفتی بچه ها یادشون نمیره هیچوقت👍
عزیزم اینجا کجاست چقدر زیباست

درست میگی عزیزم

ببخشید عزیزم میتونم یسوال بپرس شرمنده ام من واقعا هیچ تجربه ای ندارم و صفر شروع کردم بچه داری شوهرمم اینجوریه دختر بزرگم عذر میخوام واقعا نزدیک هفت هشت ماهه یبوست شدیده دوبار دکتر بردمش شربت دادن تاثیر نداشت ،خاکشیر ،الو ،سوپ کدو ایناهم دادم تاثیر نداشت شما تجربه ای ندارید؟یانمیدونید چی خوبه براش؟

چقد قشنگ و اگاهانس حرفاتون من یک دختر سه سال و نه ماهه دارم یک دختر شش ماهه دختر بزرگم از وقتی کوچیکه دنیااومده خیلی تغییر کرده عصبی شده لجباز و بد اخلاق الان دوهفتس ناخن هاشو میخوره بااینکه منو شوهرم اینجوری نیستیم و من خیلی بهش میرسم ، بنظرتون چکارکنم؟

چقدر باری که رو دوشمونه رو سنگین‌تر میکنه
چقدر باید مواظب باشیم

آفرین دقیقا همینه
کاش همه ما مادران و پدران آگاهی باشیم

دقیقا این اتفاق اذر پارسال برای منم افتادم خیلی خیلی پسرم ترسید ولی فک نکنم یادش باشه چون چنبار دیگ تپ تی وی دیده اونارو عکس العملی نداشته ولی در کل این حرف درسته تروما بچه ها از همین چیزای ساده گاهی شروع میشه

دقیقا اینو‌قبول دارم من بچه بزرگم حرفایی میزنه ک خودم یادم نیست 🤕🤕🤕

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
دوستان چندتا نکته تغذیه ای بگم فکر کنم مفید هست.
اگر درتوانتون هست ماهی یکبار حتما ماهی بخرید بهترین ماهی هم سالمون هست برای بچه ها. روش پخت هم بگم یه تیکه ماهی رو با اب خیلی کم بذارین رو شعله ملایم ماهی سالمون خودش چربی مفید زیادی داره چربی که ازش خارج میشه باعث میشه یه کوچولو هم سرخ بشه تو روغن خودش وخیلی خوشمزه میشه اخرشم روغنشو حتما بریزین رو غذای بچه ها چون عالیه.

دومین موردی که من خیلی ازش راضی بودم سویق و سرمام آی بانو بود. به توصیه دوتا از مامانای کهواره خریدم و خیلی راضی بودم. از سایت آی بانو خریدم. تو برنجها یا خورش های ایلیا از این سویق استفاده میکنم و راضی هستم. دوست داشتین بخرین.
امشب هم تو سبزی پلوی ایلیا اندازه دوتا قاشق سرمام ریختم طعم غذارو هم عوض نمیکنه اصلا.

درمورد مولتی ویتامین هم من از دوتا مولتی نتیجه گرفتم و راضی هستم فردا عکسشونو میذارم یکیشون دکترکیدز هست که من هفته ای دوبار به ایلیا میدم.

درمورد خواص کلم بروکلی پخته هم قبلا نوشتم بازم میگم حتی اگه خودتون مثل من از طعم و بوش خوشتون نمیاد ولی کنار غذاها به کوچولوهاتون بدید که عالیه.
مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام مامان‌های زیبا
من و آبان امروز یکی دو ساعتی با کلاژ و رنگ‌آمیزی سرگرم بودیم. قبلا همیشه بازی‌های اینطوری رو از قبل آماده می‌کردم، یعنی وقتی آبان نبود یا خواب بود دست به چسب و قیچی میشدم و بعد نتیجه رو می‌آوردم بهش نشون میدادم و می‌گفتم حالا بیا این کار رو کنیم. مثلا اینو رنگ کنیم یا این گوش پاک‌کن رو از اینجا رد کنیم. آبان هم نه تنها کاری که ازش خواسته بودم رو نمی‌کرد بلکه در کسری از ثانیه شاهکار مادرانه‌ام رو می‌ترکوند. این شدکه یه مدت از سرناامیدی کاردستی رو رها کردم. حالا چن روز پیش رفتم یه سری وسایل نسبتا امن برای کاردستی خریدم (قیچی پلاستیکی، چسب ماتیکی و...) و امروز نشستیم با هم صفر تا صد همه چیز رو درست کردیم. و شگفتا که این بار هیچی رو نیست و نابود نکرد و حسابی دل داد به کار. و من خوشحال‌ترین بودم و حس می‌کردم اونم حسش همینطوره.
البته ظاهر کاردستی‌هامون اصلا به باسلیقگی اون کارهایی که خودم از قبل درست می‌کردم نشد ولی چه اهمیتی داره :)
چن‌تا عکس دیگه هم براتون تو کامنت‌ها میذارم.
مامان قندعسل مامان قندعسل ۴ سالگی
دیروز بردیم دختری ثبت نام مهد کودک کردیم
امروز اولین روزی بود که رفت از ساعت ۸ تا ۱۲ ما ساعت ۹ اونجا بودیم اولش ۱۰ دیقه تاب بازی کرد بعدش راضی شد بره تو من کلا نیم ساعت تو مهد کنارش بودم توی این نیم ساعت خداروشکر با بچه ها سریع دوست شد و انس گرفت چون از قبلم جمع بچه هارو خیلی دوس داش ارتباط اجتماعیش خوب بود ولی نمیدونستم در این حد
تامن اونجا بودم ۳تا بچه اومده بودن خواب‌آلود و بی انرژی اصن نه حرکتی
ولی این دختر ما دس میزد به همه چی همه بازارو امتحان کرد تو کمد چن تا ماشین چوبی که سرهم میشدن رو دید میگفت از اینا میخایم مربی براش آورد بعد با یکی از دخترا همشونو ریختن دوباره ساختن بعد رفت با یکی از پسرا الاکلنگ بازی کرد در کل بچها ی اونجا رو به تحرک و بازی انداخت
من دیگه نیم س بودم گفتم به مربیش میرم فک کنم مشغول شده و اومدم باباش ظهر رفته بوده دنبالش گفت به زور آوردمش بیرون همه از جنب وجوشش خوششون اومده بود باعث انگیزه تو بقیه بچه ها م شده بود
اونجا مادریارم دارن بچه هارد هر نیم ساعت میبره دستشویی گفتن یه دست لباس اضافه هم بزارین اگه خدانکرده کثیف کردن ما عوض میکنیم و میشوریم
درکل تاالان ۲میلیون هزینه ثبت نام و وسایلی بود که تا این پایه براش گرفتیم
ماهی یکی و نیمم شهریه
ولی بنظرم می ارزه هم بچه ها باهوش تر میشن تو محیط اجتماعی قرار میگیرن هم من تا ظهر سر آرامی دارمو به کارام میرسم و تو خونه ورزش میکنم
اینم عکس حیاط مهده وقتی همه ی بچه بودن
مامان برسام مامان برسام ۳ سالگی