۵ پاسخ

سزارین اختیاری بودی ؟

چهه خوبب

بعدش چیشد

بقیش چی شد

گلم چند هفته سزارین شدی؟؟

سوال های مرتبط

مامان آنیل مامان آنیل ۱ ماهگی
بعدش چقد از بیمارستان تعریف میکردن خیلی خوبه درصورتی ک من با چشم خودم دیدم خانم اومده بود واسه زایمان طبیعی بهش سوزن فشار زده یودن ولش کرده بودن روتخت جون میداد بنده ی خدا😓😓 نه حمومی نه توپی هیچی
دیگه ما ازاد شدیم رفتیم بیمارستان خودم نوار گرفت گفت همه چیز خوبه برو تا دردات شروع بشه بیا
ما هم اومدیم خونه یکم پله رفتم پیاده روی پس فردا شبش خواب بودم دیدم ی ابی ازم رون شد ۳۸ هفته ۴ روز بودم پیش خودم گفتم نبابا کیسه اب نیست گرفتم خوابیدم دیدم نه درد دارم ول نمیکنه
بلند شدم رفتم دسشویی دیدم اب بیشتر با خون ابه بود فهمیدم کیسه ابه ساعت ۴ونیم صبح بود رفتم دوش گرفتم یکم دردامو مدیریت کردم خونه بابام اینا بودم دیگه نزدیک ۵ونیم بود مامانمو بیدار کردم بعدش داداشمو بیدار کردم شوهرم سرکار بود پیامش دادم بیا ک وقت دیدار رسید☺️☺️
داداشم رفتم بیمارستان رفتم واسه پذیرش و کارای بیمارستان انجام شد رفتم اتاق ک حمام بود همه چی بود تمیزززز بعد ماما همراه هم گرفتم خیلی کمکم کرد ولی چون خودم درد داشتم حینی ک درد داشتم ماما گفت رو توپ بالا وپایین شو((خدایی درد داشتم وقتی اینجا تعرریف میکنم راحت بنظر میاد ولی دررررررد داشتم)با تمرینای خوبی ک داشتم ۱ساعت ۲۰ دیقه زایمان کردم همون موقع ک رو توپ بود سر بچه اومده بود پایین واسه زایمان من متوجه نبودم ماما گفت برو تخت معاینه بشی رفتم تو تخت گفت ای ووووااااای بچه داره میاد😂😂😂😪😪😪خنده و گریه قاطی شد
دیگه تا وسایلاشونو اماده کردن خیلی اذیت شدم فکرشو نمیکردن ایقد زود زایمان کنم دیگه ساعت ۷و۲۰ دیگه ورود ب بیمارستان شاعت۸ونیم زایمان کردم
اینم بگم قبل از اینکه کیسه ابم پاره بشه ی توپ بزرگ خونه بابام اینا بود قبلش خیلی رو اون بالا پایین شده فکر میکنم تاثیر داشت
مامان هامین🧿🩵 مامان هامین🧿🩵 ۱۷ ماهگی
مامان یارا 💕 مامان یارا 💕 ۳ ماهگی
تجربه زایمان من پارت ۱
قرار بود ۳۹ هفته و دو روز سزارین بشم، تو ۳۸ هفته و ۳ روز دیدم ترشح موکوسی دارم رفتم دکتر معاینه کرد گفت یک فینگری میتونی بری صبر کنی تا همون تایم خودت ممکنه قبلش دردت بگیره ممکنه نه ولی اگه میخوای خیالت راحت باشه فردا بیا برای عمل
منم ساعت ۸ شب سریع رفتم خونه برا خودم جوجه آماده کردم، ساکامو از قبل جمع کرده بودم ولی خورده ریزه هاش مونده بود اونارو جمع کردم یه دوش گرفتم رفتم بخوابم ک البته از هیجان و استرس تا صبح نخوابیدم. ۵ صبح بیدار شدم آماده شدیم رفتیم بیمارستان تا ساعت ۶
بعدم من رفتم ان اس تی ازم گرفتن ک خداروشکر خوب بود بعد بردنم تو اون قسمتی ک ماماها بودن سه تا تخت بود دوباره من و دو نفر دیگه خوابیدیم اونجا باز ازونا ان اس تی گرفتن ولی برا من کاری انجام ندادن بجز اینکه اومدن اطلاعاتمو ثبت کردن، آخرشم انژوکت زدن و سوند وصل کردن، که سوند اصلا درد ک نداشت اذیت بعدشم در حد دو دقه بود و خوب شد و منو با ویلچر بردن سمت اتاق عمل...
مامان ببجیم مامان ببجیم ۴ ماهگی
تجربه سزارین پارت اول

زایمانم قرار بود ۱۴۰۵/۳/۲۱ روز پنجشنبه باشه ولی برادرزاده دکترم فوت کرد و مجبور شدیم روز چهارشنبه ۳/۲۰ سزارین بشم
منی ک هیچیم اماده نبود نه دوش گرفته بودم و نه صورتمو بند انداختم نه گیفت(مارشمالو) رو اماده کرده بودم
چون ساعت ۹ شب خبر رسید ارایشگاهی هم باز نبود
خلاصه ب دوستم گفتم بند بندازه
بعدش اومدم خونه ساعت‌های یازده اینا رفتم دوش حسابی گرفتم ساعت دوازده موهامو‌خشک کردم و وسایلای فردارو با همسرم اماده کردیم(سبد چای و خوراکیا و اینا)..
ساعت ۲ شد هرکاری میکردیم نه من نه همسرم خابمون نمیومد😮‍💨نمیدونم از استرس بود یا ذوق هرچی بود نشد بخوابیم
فردا صبحش ساعت ۸ باید بیمارستان میبودیم و ۶ و نیم ۷ اینا باید بیدار میشدیم و اماده..
خلاصه با هزار مکافات ساعت ۳ و نیم خوابمون برده(ی شب قبلشم پنج خوابیدیم ۷ بیدار شدیم)
خلاصه..

صبح زود بیدار شدیم جاریم اومد پیشم ساک و چمدان اینارو اماده کردیم لباس اینامو‌ پوشیدم آرایش کردم موهایم بافتم و اتو کردم😂با حس خوب راهی شدیم
تو راه ماما رو گرفتیم رفتیم بیمارستان..
هنوزم خوش و خرم هیچ استرسی نداشتم😆ماما پرونده اینام داشت درست می‌کرد و رفت پایین من بالا بودم.. جاریمم رفت لباس اینامو بگیره بعدشم پرستاره گفت لخت شو😁



فرزند پروری فرزندپروری سرکلاژ سزارین سزارین طبیعی عمل نوزاد کولیک رفلاکس پوشک شیر خشک
مامان سامیار مامان سامیار ۲ ماهگی