وای مامانا شمام حس میکنید بچه هاتون یهویی خیلی لجباز شدن؟؟پسر من خیلییی با ادب و آروم بود الان چند وقت یهو بشددددت لجباز یه دنده قلدر شده قبلاً داد میزدم میترسید آروم میشد الان تا داد بزنم اونم داد میزنع از کوره در میرم گاهی میزنمش درحد اینکه بزنم رو باسنش یا کمرش اونم میگیره منو میزنه اصلا اینجوری نبود بریم بیرون بگه این وسیله رو می‌خوام یا اونو میخوام الان تا میریم بیرون میگه اینو میخوام اونو میخوام پریشب یه اسباب بازی گف میخوام گفتم نمیشه مامان کل خونه شده اسباب بازی بزار بعدا میخرم واسش وسط خیابون شروع کرد به داد زدن که تو دروغ میگی دستمو ویشگون می‌گرفت همشو شاملو کشید از سرم واقعا نمی‌دونم چیکار کنم در مقابل رفتارش هرچی میام با مامان جان پسر قشنگم و آرومی و قانع کردن حرف میزنم فایده ندارع اون داد میزنع منم آخر میزنمش و بعدش عین سگگگگگگگگگگ عذان وجدان منو می‌کشه بخدا خیلی سعی میکنم کارای که دوست داره رو انجام بدم بیشتر چیزایی که دوست داره رو واسش میخرم بیشتر جاهایی ک دوست داره میبرمش مثلا دیشب گفته میخوام با دایی برم استخر با اینکه کلا یه تومن دارم تو کارتم امروز ۵۰۰بدم واسش تیوپ بگیرم واسه استخر میگم بزار بره بچه اس دلش خوشه ولی اون اصلا درک نمیکنه توقع ندارم از بچه پنج‌ساله که بیاد کامل درکم کنه ولی دلم میخواد بفهمه چی درسته چی خراب قبلاااا خیلییییی درکش بیشتر بود ولی الان فقط لجبازی و قلدری اومدم خونه مامانم میگم دوسال دیگه راحت می‌تونه بزنه تورو نمیتونی از پسش بر بیای(چون من قدم ۱۵۵هست و ماشاالله پسرم تپل و قد بلنده)
بنظرتون چیکار کنم دیگه واقعا خیلی الان زود کم میارم و واقعا نمی‌دونم اشتباه از کنه یا بچه ام

۳ پاسخ

دقیقا همینطورکه گفتین مشکل منم هس دیگه نمی‌دونم چیکارکنم از دستش

دختر من وزه بود از نوزادیش
وزه تر شده
خدا منو ببخشه
حالم از هر چی بچه اس بهم میخوره بخدا
هه چیز براشون مهیاست بازم زبونشون ۶ متره و لجبازززرررر

دقیقا انگار پسر منو گفتین. خیلی اذیت کن شده . چند بار منم تنبیه کردم جواب عکس گرفتم با کلی عذاب وجدان . اینقدر مودب بود الان هر جا بریم وارد فروشگاه بشه می گه بخرین. اقتضای سنشون عجیبه .من بچه بودم از مامانم میترسیدم نگم مثل چی 😄

سوال های مرتبط

مامان سورن مامان سورن ۵ سالگی
دوستان امروز یه اتفاقی افتاد که واقعاً دلم رو گرفت و نمی‌دونم درست‌ترین واکنش چی بوده.
دختر همسایه اومده بود خونه‌مون که با سورن بازی کنه. من هم استقبال کردم، چون درمانگر سورن همیشه می‌گه: «بازی با بچه‌های عادی می‌تونه براش مثل درمان باشه.»
اما حدود نیم ساعت بعد، وقتی سورن حاضر نمی‌شد از ترامپولین بیاد پایین و با اون بچه بازی کنه، دست سورن رو لگد کرد و بهش گفت:
«چرا مثل دیوونه‌ها حرف می‌زنی؟»
من همون لحظه بهش گفتم که ما می‌خوایم بریم بیرون و بهتره بره خونه‌شون.
ولی چیزی که بیشتر از رفتار اون بچه منو ناراحت کرد، واکنش خود سورن بود.
الان نشسته و برای اون بچه گریه می‌کنه و می‌گه: «نی‌نی جون گم شده...»
انگار اصلاً متوجه نشده که اون بچه بهش آسیب زده یا بهش توهین کرده. 🥺
حالا واقعاً موندم باید چیکار کنم؟
اگر جای من بودید، دیگه اجازه می‌دادید این بچه بیاد با سورن بازی کنه یا نه؟
و مهم‌تر از اون:
چطور می‌شه به بچه‌ای که هنوز قلدری و رفتار آزاردهنده رو تشخیص نمی‌ده، یاد داد که بفهمه «این رفتار با من درست نیست» و از خودش دفاع کنه؟
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
سبک فرزندپروری مقتدرانه
تو این سبک وضع قوانین ساده به صورت شفاف و ایستادگی روی قانون خیلی مهمه
یک مثال می‌خوام براتون بزنم
خب فک کنید مثلا شما ماهی یک اسباب بازی برای کودکتون می‌خرید
قبل از رفتن ب مغازه باید خیلی روشن بگید عزیزم داریم میریم برات اسباب بازی بگیریم، و می‌دونی که فقط یک اسباب بازی میتونی انتخاب کنی
اگه اونجا ناراحتم کنی و بخوای بیشتر از یک اسباب بازی داشته باشی باید بدونی که ماه بعد از اسباب بازی خبری نیست
بعد میرید مغازه و کودک دو تا اسباب بازی انتخاب می‌کنه و شما قانون رو یادآوری میکنید و اون گریه و زاری میکنه
والد آسان گیر بیخیال قانون میشه و میگه بچم مگه چقد قرارها بچه باشه و هر دو رو میخره
والد مستبد به شدت باهاش دعوا می‌کنه و سر بچه داد و بیداد. می‌کنه و عصبانی بودن رو به بچه آموزش میده
اما والد مقتدر، قانون رو یادآوری می‌کنه و میگه عزیزم میتونی انتخاب دومت رو ماه آینده بخریم ولی اگه یکم دیگه به این کارات ادامه بدی از اسباب بازی ماه بعد خبری نیست
و درصورت ادامه داد و بیداد همون اسباب بازی اول رو حساب می‌کنه و دیگه توجهی ب داد و بیداد نمیکنه
و وقتی اومدن خونه هم میگه قانون رو زیر پا گذاشتی پس ماه دیگه خبری از اسباب بازی نیست
از اجرای قانون نترسید
این قانون گذاری برای کنترل بچه ها تو نوجوانی به شدت لازمتون میشه
شاید الان درخواست فقط یه اسباب بازی بیشتر باشه و برای شما مشکلی نداشته باشه ولی باید بدونید اگه بچه ها بدونن والدین در اجرای قوانین مقتدر نیستن علاوه بر اینکه تو دوران کودکی کنترلشون سخت میشه و کودکان متوقع میشن در دوران نوجوونی هم واقعا ممکن هست مشکلات رو نتونید کنترل کنید
مامان جوجه👶 مامان جوجه👶 ۶ سالگی
خیلی اعصابم خرابه یه بچهه پنج سالشه تو پارک پسرم باهاش دوست شد بعدش متوجه شدم بچه مشکل حسی و ارتباط گیری داره، با پسرم جور شد طوریکه هر بار پسرم میرفت تو پارک میفتاد دنبال پسرم با هم دنبال بازی کنن پسرمم دوستش داشت.
حالا پریروز بچم داشت بستنی میخورد از دستش یهو گرفت کلی گریه کرد بعد دوباره واسش گرفتم افتاد دنبالش بستنی دومو بگیره بچمو هول پسرمم باهاش قهر کرد بعد بچهه هی میومد پسرمو هول میداد من نمیزاشتم پسرم هولش بده چون میدونستم متوجه نمیشه تا دیشب باز اومد چند بار حین بازی هولش داد ب این منظور ک بیا بازی کنیم پسرمم دو بار بدجور هولش داد و عصبی شده بود خیلی بد خورد زمین بار دومم افتاد تو شمشادا ک تیغ داشت ولی چون مشکل حسی داره دردو متوجه نشد، خیلی اعصابم داغونه یاد دو تا صحنه میفتم هر دو بارم دعواش کردم ولی خیلی عصبی شده بود طوریکه اومد خونه گفت مامان من از دوستم متنفرم همض منو میزنه بستنیمو میگیره، اگر از رو درک اذیت میکرد به مامانش تذکر میدادم
خیلی حالم بد میشه یاد صحنه ای ک انداختش تو شمشادا میفتم😭 اونم ده بار هول داد ولی یه هول اروم میداد میخندید ک بیا بازی کنیم