۱۳ پاسخ

نه خوب کاری کردی من اگه گریه نکنن چشمامم بهشون میدم ولی برا گریه بدم میاد

نه والا کار بدی نکردی،منم بودم همینکارو میکردم.بچه ها خیلی لجباز شدن،سن خیلی بدشونه من ک دیگه اعصابم نمیکشه.

نه عزیزم خیلیم کارت خوب بوده همیشه نباید همه چی باب دله بچه باشه
اتفاقا بهتری کارو کردی

من چی بگم همیشه اینجوری بوده

یک بار به گریه اش جواب بدی دیگه همیشه همین کارو میکنه
کارت درست بوده

خوب کاری کردی منم همین کارو میکنم خودم چندتا مدل میزارم جلوش که اندازشه بعد از این مدلا باید انتخاب کنه دخترمم انتخاب میکنه میگیرم براش گریه و زاری نمیکنه تاحالا ندیدم براش

بهترین کارو کردی

من همیشه بهش میگم چون گریه کردی اصلا نمیخرم و واقعا نمیخرم و میام بیرون

این سن استقلال شون شکل میگیره 😩

دختر منم یاد گرفته بود با گریه کارشو پیش می‌برد ما هم کاملا بی تفاوت الان بهش کارمونو انجام میدیم به‌شمار گفتم حتی اگر چیزی ک خودم میخاستم بخرم واست گریه کنی کلا نمیخرم تازه داره بهتر میشه

از لحاظ روانشناسی باید به انتخابش احترام میزاشتی تا عزت نفس پیدا کنه و …
ولی از لحاظ مادرای قدیمی باید با دمپایی میافتادی دنبالش تا جون داشت میزدیش 😆😄

فرهانم اینجور شده جدیدا
ما فک کردیم بخاطر داداشش لجباز شده
پس همه همینن😭

بهترین کار کردی

سوال های مرتبط

مامان Nelin مامان Nelin ۳ سالگی
دیشب با موتور رفتیم بیرون نلین با ذوق کیفش برداشت از این سیلکونی هستن عروسکیا کیتی بود بچم برداشت رفتیم عینکش گذاشت یه بسته ادامس خودمم نفمیدم یه چیز دیگه هم گذاشت تو کیفش معلمولا چیزای ضروری میزاره عینکشم گرون گرفتم براش بچم ذوق و ذوق رفتیم سر میدون نلین کیفش میندازه ۵۰ متررفتیم جلوترمن دیدم یه ماشین بوق و بدق تا اومد بهمون برسه ما خیلی یواش میرفتیم خودشم یواش میومد دراومد گفت خانم کیف بچه افتاد کیتی بود شوهرم سریع مارو پیاده کردو برگشت دنبال کیف یه از خدا بیخبر برداشته بود همون موقع دوتا پیاده دیدم حس کردم یا کاراونا بود یا همون ماشین که گفت چون اصلا امون نداد گفت و گازش گرفت نمیدونم نمیشه قضاوت کرد من از رو حسم میگم ولی ما سریع برگشتیم اصلا فرصت نشد وای که چقدر نلین گریه کرد کیفم میخام عینکم میخام اینقدر بچه گریه کرد اخه یکی نیست بگه تو از خدا بیخر اخه این که پیداکردی از یه بچس معلومه ذوقشا داره براش بچه نحس میشه چرا برمیداری ما از همه رسیدم و بچم حرص میخوزد و اشک میرخت دیشب تو خواب حرف میزد میگفت کیف رفت خونشون😔حتما میرم تاشو میخرم یر نبینه اونکه برداشته اصلا راضی نیستم چون بچم بخاطرش خیلییییی گریه کرد نمیدونم اخه تو کیف بچه دنبال پولن چی هستن برمیدارن حالا هرچی میپرسم نمسگه ا نکه گذاشت تو کیفش چی بود میگم یه چیزی از خونه کلیدی چیزی نذاشته باشه من که گفتم فداسربچم ولی ناراحت شدم براش خیلی دوسشداشت
مامان دخترم وتودلی💓 مامان دخترم وتودلی💓 هفته سی‌وپنجم بارداری
امروز با دخترم رفتیم مسجد جمکران دخترم اسباب بازی های ریز ریز بردلشته بود بعد میگفت بدم به بچه ها دوباره بهم پس میدن گفتم آره مامان بازی میکنن دوباره بهت پس میدن. بعد مدادرنگی و دفتر نقاشی و یه ماشین و یه موتور کوچیک اندازع دست خودش و چند تا عروسک خیلی کوچیک اندازه بند انگشت بزده بود همه چیش تو یه کوله کوچیک جا شد بعد داشت بازی میکرد ۲،۳ تا بچه اومدن کنارش اروم داشتن بازی میکردن که یه پسره اومد اونم کنارش ولی بد بازی میکرد خشن بود یکم بعدم موتور کوچولو دخترمو برداشت دخترم گفت داره میبره برا خودش بعد من رفتم به بچه گفتم آقا پسر خوشتیپ میشع موتور دخترمو بدی بعد ندادمحکم گرفته بود جیغ میزد بعد من از دستش گرفتم اون بچه ها با دخترم تند تند داشتن اسباب بازی هارو جمع میکردن میریختن تو کیف مادر پسره اومو خیلی خیلی طلبکار گفت خانم مگه مهد کودکه جمع کن اینارو یعنی بلند میگفت داشت یجوری داد میزد خانم جمع کن یعنی چی مگه اینجا مهد کودکه بعد من گفتم خانم بچه من که نگفته بچه ها بازی نکنن فقط میگه نبرن چطور این بچه ها نشستن آروم بازی میکنن بعد دوبارع طلبکارانه و بد گفت نه جمع کن و اینجا چرا اسباب بازی آوردی و ..
مامان 🪽آوا مامان 🪽آوا ۴ سالگی
دخترا لطفا اگه تجربه ای دارین میشه راهنماییم کنید مخصوصا اگه بچه هم سن و سال دخترم دارین🥲🙏🏻
آوا مدتیه که به شدت لجباز و بهونه گیر شده...
مثلا آب میخواد میرم براش میارم ، گیر میده که این لیوان نه اونیکی ، لیوان دیگه میارم میگه آب کم ریختی ، آب زیاد میریزم میگه زیاد ریختی ، بعد میگه نی میخوام با نی بخورم و ...
بخاطر یه آب هزار بار منو بشین پاشو میکنه
حالا من فقط یدونه آب رو مثال زدم
تو همه چی اینطوری میکنه
یکی بهش یدونه شکلات بده پرت میکنه و میگه یکی دیگه بده 😐 به خدا آبروم رفته پیش غریبه ها
وقتی بی اعتنا میشم انقدر گریه میکنه و از ته دل جیغ میزنه فک کنم گلوش جر بخوره
تو جمع و مهمونی به حرفش گوش میدم که با گریه و جیغش بقیه اذیت نشن
ولی تو خونه سعی میکنم از سرش بپرونم ولی نمیتونم
یه چیزی دست بقیه بچه ها ببینه انقدر میچسبه به من که باید ازش بگیری بدی به من 😑😫
دو روز پیش مهمون بودیم دست یه بچه به چیزی دید مگه ول کن من بود که برو ازش بگیر بده به من
با هزار زحمت از اون بچه گرفتن دادن دست آوا ولی به نظرتون آوا چی کار کرد ؟؟ اسباب بازی رو پرت کرد با تمام وجود گریهههه و جیغغغ مگه آرووم میشد انگار عصبانی شد که چرا دیر دادین بهم 😐
آبرمون رفت مگه آرووم میشد دیگه خدافظی کردیم برگشتیم
به خدا تا قبل از این که این رفتار ها رو داشته باشه انقدر بچه خوبی بود از نوزادی تا الان ذره ای منو اذیت نکرده بود ، واسه همین میخواستیم اقدام کنیم برا بچه دوم
ولی از وقتی اینطوری میکنه با شوهرم پشت دستمون رو داغ زدیم که دیگه بچه نیاریم😩🥲
مخصوصا وقتی مهمونیم و این ادا ها رو میده آب میشیم میریم تو زمین با هیچی هم آرووم نمیشه یا هواسش پرت نمیشه
ترو خدا شما تجربه ای دارین ؟ 🥲
مامان رزا مامان رزا ۴ سالگی
دخترم از سه روز قبل مریضه. امروز یکم بهتر بود. از صبح دیگه شربت تهوعش رو نداده بودم. توی خواب خر خر میکرد انگار چیزی تو گلوشه و کم کم شروع کرد به عوق زدن. سریع رفتم شربتشو اوردم بدم بخوره. خیلی خوابش میومد نخواست بخوره لج کرد گریه کرد.بعد ریسه رفت و تمام صورتش و لباش کبود شد‌ هرچی زور میزد نمیتونست نفس بکشه.هی سرشو عقب میبرد دست و پا میزد ترکیب تهوع و ریسه رفتن‌ . گیج خوابم بود بغلش کردم سرشونم انداختم که بدوم تو کوچه. یکی زدم پشتش جیغ میزدم نفس بکش. که یهو یه هیییی بلند کرد انگار نفسش باز شد. دست و پاش سفت شده بود صورت و لباش کبود. این چندروزم مریض بود لباش خشک بود موقعی که میخواست گریه کنه لباش ترک خورده بود ترکیب ضجه زدن و خفگی و کبودی و خون جاری از رو لباش. هزارتا فکر تو اون جندثانیه از سرم گذشت. خونه تنهام شوهرمم بخاطر برق شبا کارگاه میره. وقتی نفسش باز شد فقط تونستم یکم آب بدم بهش با شربت.گذاشتمش زمین. خودم تمام بدنم هنوز میلرزه. حدود یکساعته افتادم فقط دارم نفس کشیدنشو نگاه میکنم.