۷ پاسخ

من با خونواده شوهرم زندگی میکنم از خدا ببرن پیش خودشم یکم با خیال راحت بخوابم

برعکس من
انقدر ک دخترم سخته نگه داریش هنره دو دیقه ساکت نگش داره
میدم بقیه میخوابم یا کارامو کنم یا ب خودم برسم ورزشی حمومی
افسردگی میگیرم وگرنه یا عصبی میشم از بچم کلافم میکنه بس نق میزنه
دوست داره بازی کنی باهاش دستشوییم نری وای خدا

من حتی ب شوهرمم حساسم 😑بنده خدا میخاد کمکم کنه ولی همش میگم اونطوری برندار کمرش خم شد فلان نکن بهمان نکن🤦‍♀️

منم سر بچه اولم اینطوری بودم وحشتناک
اما الان سر دومی حسرت به دلم مونده یه نفر بگه یه ساعت برات نگهش می‌دارم، دریغغغغ
هیچکس نیس🥲

بچه اول اینطوریه

من بچه سومه ولی مثل شماشدم

دقیقا منم همینجورم اصلا دوس ندارم ثانیه ای ازم دور شه با کوچک ترین صداش از خاب میپرم
همش سر شوهرم قر میزنم ک نگهش دار اما بیشتر از پنج دقیقه نمیتونم تحمل کنم
مادرشوهرم میبره بالا من میمیرم سریع میرم بالا پیشش

سوال های مرتبط

مامان والا✨️ مامان والا✨️ ۶ ماهگی
مامانایی که شاغل هستید بچتونو پیش کی میذارید؟
خیلی درگیرم با خودم
هم میرم سرکار و مجبورم اون تایم والا رو بذارم پیش مادر شوهرم چون مامان خودم شاغله نمیتونه نگهش داره
هم اعتماد ندارم به مادر شوهرم و واسم امن نیست
هم نمیتونم کار نکنم
هم کلی داستان هست هر بار توی این بردن اوردنا
خیلی کلافه و عصبی ام ...
چقدر مامان ِ امروزی بودن سخته
بخوای کار کنی میگن نکن چرا بچتو ول میکنی میری بچت فلان میشه بیسار میشه
از طرفی اون بچه مامان مدرن میخواد مامان خوشگل و خوشتیپ میخواد مامان باسواد و مستقل میخواد مامانی میخواد که به سلامتی و هیکلش برسه ، و فکر آینده اونم باشه فکر خرجاش و نیازاشم باشه .. باید به هزار تا چیز فکر کنم ، بچم اجتماعی باشه، بچم مستقل بار بیاد، بچم تلویزیون و گوشی نبینه، بچم رو پیش کسی بذارم که آسیب نبینه، از طرفی بچه رو نمیشه پیش پرستار و مهد گذاشت چون واقعا ممکنه نرمال نباشن با این همه تجربه های بد ...
خلاصه مامان بودن توی دنیای امروز یعنی از فولاد بودن