🌸 ادامه…..
اون از دشتهای سرسبز گذشت، از کنار رودخونههای زلال عبور کرد و به جایی رسید که اسبهای زیادی در اونجا بودن.
بعضی از اسبها قهوهای بودن، بعضی سیاه و بعضی هم رنگهای روشن و زیبایی داشتن. رستم با دقت بهشون نگاه میکرد و با خودش میگفت:
«کدوم یکی از شما دوست وفادار من میشه؟ کدوم یکی میتونه همراهم به سفرهای دور و دراز بره؟»
تا اینکه ناگهان چشمش به اسب خاصی افتاد! اسبی نیرومند و زیبا که ظاهرش با اسبهای دیگه فرق داشت. 🐴
رستم با دقت بهش نگاه کرد و گفت:
«چه اسب زیبایی! ببینم، تو همون دوست شجاعی هستی که دنبالش میگشتم؟»
رستم قدرت اسب رو امتحان کرد وقتی دید این اسب نیرومند میتونه وزن و قدرتش رو تحمل کنه، از انتخابش خوشحال شد.
این اسب زیبا و قوی، همون رخش بود؛ اسبی که قرار بود سالهای زیادی همراه و دوست وفادار رستم باشه. 🐎❤️
رستم با مهربونی به رخش نگاه کرد و گفت:
«از امروز، تو دوست و همراه منی! با هم به سفرهای دور میریم و در روزهای سخت کنار هم میمونیم.»
رخش هم از اون روز در کنار رستم موند؛ اسبی شجاع و وفادار که در ماجراهای بزرگ زندگی رستم، همراهش شد.✨
🌙 قصهی ما به سر رسید، رستم و رخش به ماجراجویی رسیدن! ❤️
💗 پیام قصه برای کوچولوها:
دوستی واقعی یعنی در روزهای سخت کنار هم بمونیم و به هم کمک کنیم. 🤍
دختر من از همون نوزادی وقتی براش لالایی میخوندم بغض میکرد و میخواست بزنه زیر گریه منم دیگه نخوندم الآنم همینه به لالایی علاقه نداره، چند شب پیش گفتم داستان بگم براش بخوابه دیدم بعد چند دقیقه داره آب گلوشو قورت میده و بغض کرده و بغلش کردم انگار بغضش ترکید زد زیر گریه نمیدونم چرا دوست نداره☹️
ولی کتاب خوندن خیلی دوست داره باید تصاویرشو ببینه اینجوری براش داستان بگم خوشش نمیاد😐
ممنون از قصه اصیل و پربار ایرانی شاهنامه.
😍😍چقد لذت میبرم از قصه هات
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.