سلام مامانا میخوام تجربه ی واکسن دو ماهگی نیکان رو بگم💉به وقت ۲۷ مهر که رفتیم بهداشت و بعد اینکه تو بهداشت قد و وزنش رو گرفتن اول قطره ی خوراکی رو دادن بعد تزریقی رو زدن ...طفلی بچم گریه کرد ولی خداروشکر زود آروم شد نمیدونم چرا استرس گریه ی زیادش رو داشتم(شایدم بخاطر اینکه موقع آمپول بی حسی ختنه خیلی گریه کرده بود🥲)و اولین بار چشای بچم خیس شد و اشکش اومد🥲من یکم خیالم راحت شد و خداروشکر کردم ک راحت گذشت و تبم نکرد یعنی دمای بدنش نهایت یه بار ب ۳۸ رسید و بعد اون بین ۳۶ ۳۵ ۳۷ متغیر میشد
ولی همون روزی ک واکسن زد اتفاقی افتاد ک هنوزم یادم میاد تمام بدنم میلرزه🥲ساعت ده و نیم واکسن رو زدیم اومدیم خونه حدود ساعت ۲ بود بچم خواب بود یهو تو خواب جیغ زد بیدار شد گریه کرد گریه ی شدییید و قرمز شد😭نگا به پاش کردم پوشکش رو گفته بودن شل ببند شل بود و بادی تنش بود اونم باز کردم نمیدونم بخاطر اون بود یا چی رانش قرمززز مایل به کبودی شد نفس بچم برا یه لحظه رفت انگار حتی جون نداشت ناله کنه رنگ و روش عینن گچ شد چشماشو باز نمیکرد در عین ناله کردنش...من انگار دنیا ریخت روی سرم دستام لرزید با همسرم نفهمیدیم چیکار کنیم چند دقیقه بعد بهتر شد کم کم به بهداشت ک زنگ زدم گف شاید پاشو شل نبستی بخاطر همون🥲عذاب وجدان دارم ک اگه بخاطر کوتاهی من شده بچم خیلی اذیت شد ولی حس میکنم به واکسن حساسیت نشون داد حالا ان شاءالله چن روز دیگه میبرم از متخصصش بپرسم ببینم چی میگه
خلاصه شکر خدا به خیر گذشت خواستم بگم حواستون باشه پای کوچولوتون رو خیلی شل و آزاد بزارید ان شاءالله به دکترش ک گفتم جوابشو اینجا میزارم تا بقیه هم استفاده کنید❤️ان شاءالله خدا همه ی بچه ها رو حفظ کنه بین اونا پسر منو🤲🐣

۴ پاسخ

نه ربطی به پوشک نداشت
جای واکسن درد داشت
اگه بهتر نشد ببرش دکتر بررسی کنه

نه بابا چه ربطی به پوشک داره .

نبابا بخاطر پوشک نبوده ینی انقدر سفت بستی که کبود و قرمز بشه

خداروشکر دخترم درد پا کلا نداشت الان که شما گفتی درمورد پوشک بستن فکر نکرده بودم اصلا بهش

سوال های مرتبط

مامان Arisa مامان Arisa ۴ ماهگی
واکسن دوماهگیش رو زدیم 🙏🙏🙏
میخواستم تجربه ام رو اینجا بگم شاید به درد کسی بخوره
یک ساعت و نیم قبل واکسنش پاراکید دادم دوبرابر وزنش
موقعی که واکسن رو زد خیلی ی ی ی بدجور جیغ کشید و گریه کرد دخترم😢
تا حالا اینجوری جیغ نزده بود
ولی تو بغل باباش بعد چند دقیقه آروم شد و خوابش برد
اومدیم خونه هم تا دو سه ساعت گیج و خواب بود
بعد اون هر چهار ساعت پاراکید دادم
یه دفعه یادش میفتاد انگار واکسن زده دست و پاش رو سفت میکرد و جیغ میکشید و گریه شدید که فقط تو بغل میچسبوندم به خودم و راه میرفتم آروم میشد
خیلی باید نازشو بکشی که کمتر گریه کنه آخه خیلی درد داره
شب اول یه کم دماش رفت بالا در حد نیم درجه که پارچه خیس کردم و چند بار گذاشتم رو پاش اومد پایین تبش
فرداش خیلی بهتر شده بود
یکی دو بار فقط گریه کرد و هر شش ساعت پاراکید دادم و دیگه بعد ۱۲ ساعت تو روز دوم هم پاراکید ندادم
چون هم بچه تب و درد نداشت هم به نظرم پاراکید بیشتر فعالش میکرد به جای اینکه بخوابونتش
الانم که روز سوم هست کاملا عادی و نرماله بردمش حموم فقط جای واکسن رو زیاد آب نزدم
مامان مهراد مامان مهراد ۱ سالگی
تجربه من از ختته پسرم تو دوماهگی:
نیم ساعت قبل ختنه بهش استامینفون دادم بعد رفتیم مطب اونجا پسرمو گرفتن بردن تو اتاق دکتر با دستیارش کارشونو شرو کردن منم کلی استرس داشتم اول ک امپول بی حسی رو زدن مهراد گریه کرد ولی خیلی سریع اروم شد و دیگه گریه نکرد کلا ۵ دیقه شد فک کنم بعد در بازشد و دستیارش صدام کرد مای بیبی سایز بزرگتر براش بستیم و خوش و خرم کارمون تموم شد ولی اتیش زیر خاکستر بود بعد نیم ساعت چنان گریه ای کرد ک ب غلط کردن افتاده بودم دلم خون بود نگو جیش اولش درد داره و تازه بی حسیش رفته بود حدود دو ساعت مدام گریه کرد و خوابید بیدار ک شد دیگ گریه نکرد خداروشکر کلا دردش همون دو ساعت بود ک ما تو خونه گزاشتیم لای پتو نازک تکونش دادیم ی کوچولو اروم میشد چون هرکاری میکردیم اروگ نمیشد روز اولم هر ۴ ساعت دوبرابر وزنش بهش استامینفون میدادم از فرداش بردم شستمش اوردم خشکش کردم دست به التش هم زدم خداروشکر دردی نداشت بعد با تتراسایکلیلن چربش کردم خداروشکر ک بخیر گزشت الانم منتظرم بیفته دیگه
مامان نیکان💙🧸 مامان نیکان💙🧸 ۲ ماهگی
سلام 🌸✨️
به وقت ۱۶ مهر که رفتیم نیکان رو ختنه کردیم


خب از خیلی وقت پیش استرس این روز رو داشتم دست خودمم نبود
وقتی داشتم آمادش میکردم که دکتر بیاد اشکام هی میریختن دست خودم نبود بچم طفلی با هالوژن های سقف بازی میکرد میخندید اونطوری میدیدمش جیگرم بیشتر کباب میشد براش
دکتر اومد آمپول رو ک زد من دستمو گذاشتم رو گوشم چشامو بستم اشکامم ک هی داشت میریخت دکتر وضعمو دید دیگه نزاشت تو بمونم گفت برو سالن منتظر باش گفتم نمیرم گف خواهر من الان اثر بی حسی بره میمونه ها برو سالن(کم موند دعوا کنیم😮‍💨)خلاصه رفتم سالن بمیرم برا بچم صدا گریش میومد بخدا انگار میزاشتنم تو قبر...خلاصه طفلی بعدش صدای باباشو میشنیدم ک بغلش یکم آروم کرد تا بی حسی اثر کنه بعدش دیگه همه چی بدون درد و عادی بود تا اینکه حدود یک ربع بعد تموم شو رفتم تو مراقبتهاشو گفت.دیدم نیکان داره میخنده هنوز بی حس بود چیزی نمیدونست دوباره گریم گرف همونجا خواستم استامینوفن بدم دستام میلرزید‌‌‌‌‌...خلاصه اومدیم بیرون رفتیم بنزین بزنیم جوری جیغ زد و گریه کرد قرمززز شد من خیلی ترسیدم نگو بی حسی رفته بود و اولین جیششم فک کنم کرد.یکی دو بار اولش سخت بود ولی الان خداروشکر آرومه و خوابه در کل به جز بعد بی خسی و یکی دوبار جیش اول اذیت نداشت. و گفت امروز کلا آزاد و بدون شلوار بزارید و از فردا میتونید حتی بشوریدش.
ان شاءالله خدا همه ی نی نی ها رو حفظ کنه برام خیلی مرحله ی سختی بود شکر خدا به‌خیر گذشت❤️
راستی به روش حلقه ختنه کردیم میش متخصص ارولوژی
مامان هیراد جون مامان هیراد جون ۷ ماهگی
پارت اول تجربه واکسن دوماهگی
شب قبل از واکسن هیراد رو بردم حموم چون تا دو سه روز نباید ببری بعدش قنداق کردم خوابید روز واکسن گذاشتم هروقت خودش بیدار شد شیر خورد سرحال بود ببرمش بهداشت اونجا واکسن زد فقط همون لحظه گریه کرد به بعدش بخاطر قطره ها و واکسن ک سنگینه خوابش میبره ولی خیلی حواستون به پاهاش باشه که دستتون نخوره یا تکون ندن اومدم تو ماشین نشستم سریع دوبرابر وزنش پاراکید دادم تا رسیدم خونه همه لباس هاش درآوردم پوشکش عوض کردم فقط یک تاب تنش کردم پاهاشم بدون شلوار قنداق کردم از قبل حوله خیس کردم تو پلاستیک فریزر و گذاشتم داخل فریزر به بزنه اونو هم روی قنداقش گذاشتم چند دقیقه بمونه روز اول با کمپرس آب سرد شروع کردم خوابید تا موقع قطره پنج دقیقه ده دقیقه مونده به تایم قطره پاراکید رو دادم ک دردش شروع نشه همینطوری گذشت تا آخر شب از دوازده به بعد ک کم کم تب کردن هاش شروع شد تا حس میکردم بدنش داغه سریع یه دستمال هم روی سرش هم روی شکمش میذاشتم کف پاهاشم همینطور نیم ساعت فقط پاشویه میکردم تا بدنش سرد میشد