امروز از اون روزایی بود که دلم می‌خواست قشنگی‌هاشو توی قاب خاطره نگه دارم… 🤍🍰 از صبح، با عشق دست‌به‌کار شدم؛ کیک خامه‌ای رو خودم پختم، با حوصله خامه‌کشی و تزیینش کردم و کنار همه‌ی کارای خونه، یه گوشه از ذوق و سلیقه‌مو به زندگی اضافه کردم… 🌸

گاهی فکر می‌کنم زن بودن، یعنی همین هنرِ قشنگِ جان دادن به لحظه‌ها؛ یعنی از یه مشت آرد و چندتا تخم‌مرغ، یه شیرینی خوشمزه بسازی، از یه سفره‌ی ساده، یه دورهمی گرم خلق کنی و از دل روزمرگی‌ها، خاطره‌هایی بسازی که یه روز دلت براشون تنگ بشه… 🥹🫶🏻

من دارم زندگی رو با همین لحظه‌های کوچیک زندگی می‌کنم؛ با دستای خسته، دلِ پر از عشق و آرزوی یه خونه‌ی همیشه گرم و یه خانواده‌ی خوشحال… خدایا، همین خوشبختی‌های ساده رو ازم نگیر. 🤍🕊️ ب مناسبت فردا این کیکو درست کردم براهمسرم و پسرم
فرزند پروری
انومالی
غذا
شیرخشک
سونوگرافی
فرزند پروری
فرزندپروری
انومالی

تصویر
۱۱ پاسخ

شما خیلی خوش ذوقی خانوم😍😍😍😍🌱🌱🌱🌱 حس زندگی میدن به آدم امثال شما 😍❤️
من جدیدا دوستایی که چس ناله های بیخود میکنن و لغو میزنم واقعاً مغزم نمی‌کشه ذاتا نیاز به آدمای خوش ذوق و با انرژی دارم حتی توی مجازی ❤️

خدا قوت 💕🍀

🤩👌👌🤩😍😍

خسته نباشی گلممم چه کیک شادو رنگارنگییی😍😍😍

خسته نباشی بانو

خیلی قشنگ درست کردی.افرین کدبانوی هنرمند

خسته نباشی فریبا جان مناسبت فردا چیه؟؟

به به😍

فردا چه مناسبتیه؟

عالی هستی گلم
فردا چ خبره مگه؟

انرژی مثبتی شما

سوال های مرتبط

مامان ♥️چال گونه♥️ مامان ♥️چال گونه♥️ ۳ سالگی
بعضی روزها، تمام دنیای من خلاصه می‌شه توی همین کارهای کوچیک… 🤍🥹 توی عطر غذای خونگی، شیرینی‌هایی که با عشق درست می‌کنم، لباس‌هایی که مرتب می‌کنم و خونه‌ای که با همه‌ی خستگی‌هام سعی می‌کنم گرم و دوست‌داشتنی نگهش دارم…

شاید کسی ندونه پشت همین لحظه‌های ساده، چقدر عشق خوابیده؛ چقدر فکر، چقدر خستگی و چقدر دلخوشی‌های کوچیک که کنار هم می‌شن زندگی من… 🌱🫶🏻

من از اون آدم‌هام که خوشبختی رو توی چیزهای بزرگ نمی‌گردم؛ دلم با همین سادگی‌ها خوشه، با ساختن یه حال خوب وسط شلوغی‌های زندگی، با دیدن نتیجه‌ی دسترنج خودم و با این امید که خونه‌م همیشه بوی عشق بده…

این‌ها شاید فقط تکرارِ روزمرگی باشن، اما برای من تکه‌هایی از عمرمن؛ خاطره‌هایی که دارم بی‌صدا می‌سازمشون و روزهایی که شاید یه روز دلم برای تک‌تک لحظه‌هاشون تنگ بشه… 🥹🤍

خدایا شکرت برای همین زندگی ساده، برای توانِ انجام دادن، برای دلِ امیدوارم و برای تمام قشنگی‌هایی که گاهی انقدر بهشون عادت می‌کنم که یادم می‌ره چقدر باارزشن… 🌸✨
شبتون بخیر
فرزندپروری
فرزندپروری
انومالی
سونوگرافی
بارداری
پریودی
غذا
پوشک
شیرخشک
مامان آقا شاهان 👑 مامان آقا شاهان 👑 ۳ سالگی
اولین خرید دفتر نقاشی و مدادرنگی پسر کوچولوم… 🎨❤️
یه وقتایی از بزرگ شدنت ذوق می‌کنم،
یه وقتایی دلم می‌خواد زمان وایسه و همین دستای کوچولوت،
همین شیطنت‌هات و همین صدای بچگیت هیچ‌وقت عوض نشه… 🥹
این روزها خودم خیلی حالِ خودم رو نمی‌فهمم؛
یه روز پر از ذوقم، یه روز پر از بغضم…
گاهی حوصله‌ی خودمم ندارم، چه برسه به دنیا.
اما وسط همین روزهای شلوغ و بی‌حوصله،
هی می‌چسبم به عکس گرفتن و ثبت لحظه‌هات؛
خودمو گم کردم کلا گالریم فقط شده عکس از تو یا هرچی که به تو ربط داره اماهمش حس میکنم بازم کمه
شاید چون می‌ترسم یه روز چشم باز کنم و ببینم
خیلی از این روزهای کوچولویی‌ت رو زندگی نکردم…
پسرکم،
شاید همیشه نتونستم برات خاطره‌های بزرگ بسازم،
اما دلم می‌خواد بدونی خودِ تو، قشنگ‌ترین خاطره‌ی این سال‌های منی. ❤️
بزرگ شو عزیز دلم…
فقط یکم آروم‌تر.
مامانت هنوز داره یاد می‌گیره چطور هم بزرگ شدنت رو تماشا کنه،
هم دلش برای کوچولوییش تنگ نشه. 🥹🎨❤️

«این عکس شاید فقط یه عکس از مدادرنگی و دفتر نقاشی باشه…
ولی برای من یادآور اینه که چقدر زود داره بزرگ میشه؛
چقدر برای بزرگ شدنت ذوق دارم…
و چقدر دلم برای کوچولویی‌ت می‌گیره. 🥹❤️
کاش می‌شد یه کم آروم‌تر بزرگ شی، پسرکم…🥹🥹
واقعا دارم گریه میکنم از بغض 😭😭😭
مامان امیررضا مامان امیررضا ۴ سالگی
امروز دلم گرفت… نه از بچه‌ها، نه از زندگی، که از مادری که باید پناه می‌بود، اما تندی کرد…
توی فروشگاه لوازم‌التحریر، پسر کوچولوی من، با ذوقِ کودکانه‌اش، چشمش به یه پاک کن توپ افتاد. با ذوق گفت: «مامان اینو ببین!میشه بخریمش»
همین‌قدر ساده…کلا اصلا بچه ای نیست که اصرار کنه واسه خرید چیزی و خیلی کم پیش میاد چیزی بخواد
اما یه خانم، با لحنی تند و بی‌مقدمه، رو بهش کرد و گفت: «بچه‌ها همه‌چی که نباید بخوان! بذار مامانت نفس بکشه!»
و بعد هم به دختر خودش توپید که «از این یاد نگیر، نمی‌خرم!»

خشکم زد…
نه فقط از اون لحن، از اینکه یه مادر، درد خودشو سر بچه‌ی من خالی کرد…
پسرم ساکت شد، نگام کرد، نگاهش پر از سوال بود…
چجوری براش توضیح بدم که بعضی زخم‌ها از خستگی‌ان، ولی روی دل بچه‌ها جا می‌مونه؟

من مادر اون بچه نیستم، اما پناه پسر خودمم.
و دلم می‌خواد هیچ مادری، حتی توی سخت‌ترین روزها، پناهِ بچه‌ی دیگه رو خراب نکنه…


مادری یعنی پناه، یعنی آغوش، یعنی صبوری...
می‌دونم سخته، می‌دونم خستگی و فشار زندگی می‌تونه طاقت آدمو تموم کنه.
ولی گاهی یه جمله، یه نگاه، می‌تونه گوشه‌ی روح یه بچه رو برای همیشه تار کنه.
من اصلا آدمی نیستم که تحمل بی احترامی به پسرم رو داشته باشم اما لال شده بودم،خداروشکر شوهرم اومد و از خجالتش درومد البته جلوی دخترش نه اما چقد بد اجازه میدیم تو همه چی دخالت کنیم.
مامان 👑 𝓡ᵃ𝒅ᶦ𝓷 👑 مامان 👑 𝓡ᵃ𝒅ᶦ𝓷 👑 ۳ سالگی