مامان محمدطه مهسامحیا مامان محمدطه مهسامحیا ۸ ماهگی
سلام خوبین عزیزان دلم سحربخیریه چیزی خواستم بگم من تازه عروس شدم خاله شوهرم گفت پسرش توخواب دادمیزنه میترسه منم دورکعت نمازخوندم چهارقل وآیت الکرسی روکاغذنوشتم بختک روبه انگشترحضرت سلیمان قسم دادم گفتم به بازوش ببنده شب همون روزخواب دیدم یه چیزسیاه درازباچشماسیاه اومدکنارم نشست گفت قسمم دادی منم میرم چشماموبازکردم توهمون حالت بودم امااون چیزدرازنبودوای چقدرترسیدم پسره هم دیگه نترسیدازاونجااینا به من عقیده پیداکردن راستی من چشم زخمم میگیرم روهمه افتاده دیروزخاله شوهرم زنگ زدگفت پسرم ازروزی که نامزد کرده خونه نیومده همش پیش زنشه اگه زنگم بزنم باهام سرصدامیکنه توچکارداری بازبی پول بشه میادازمون پول میگیره میره تاپولاش تموم شع توروخداببین بچه موچکارکردن منم گفتم خاله من نعوذبالله خدانیستم ببینم چیشده اما به نیت پسرت نمازاستخاره میخونم گفت باشه نمازخوندم خوابیدم دیدم دختره وپسره لباس سفیددارن دختره براش آب آووردبه محض خوردن آب لباساپسره سیاه شدتموم بیدارشدم ازخواب بیدارشدم گفتم حتمادختره توگوشش خیلی میگه بامادرش بدشده به خاله شوهرم گفتم گفت آره بخدا گفت خودم شنیدم وقتی تواتاق بودن گفته مادرت تورونمیخواد چرابجای ده ملیون بهت پنج ملیون داده اگه میخواستت فرششومیفروخت پسره هم پاشده بامادرش دعواکرده بیچاره خاله شوهرم خودش کارمیکنه شوهرشم معتاده هرچی کارکنه خرج اعتیادش بشه خلاصه خواستم روش نمازاستخاره بزارم جانشدپیک بعدی میزارم
مامان دلسا🩷🎀 مامان دلسا🩷🎀 ۳ سالگی
مامان نیکان  مانیکا مامان نیکان مانیکا هفته سی‌وششم بارداری