«خدایا، من خسته‌م... ولی تنهام نذار»
من، یه زن باردارم...
نه اونجوری که توی عکس‌های قشنگ و تبلیغای کودک می‌بینی…
نه با لبخند و دست روی شکم و نور نرمِ صبحگاهی...

من یه زن باردارم...
با استراحت مطلق،
با یه دهانه‌ی رحمی که دکتر گفته ممکنه بچه‌م زود بیاد…
با یه تخت که شده زندون تنهایی‌هام…
با پاهام که دیگه جون ندارن،
با کمری که از بس بی‌حرکت مونده، درد می‌کشه...
می‌ترسم...
از اینکه یه روز بچه‌م بی‌هوا بیاد…
از اینکه نتونه نفس بکشه...
از اینکه نباشم کنارش...

خدایا...
هیچ‌کس نمی‌دونه توی این خونه‌ی ساکت،
من با هر ضربه‌ای که بچه‌م به شکمم می‌زنه،
قلبم یخ می‌زنه… که یعنی الان داره میاد؟ یعنی الان؟
هیچ‌کس نیست بغلم کنه بگه: "نه عزیزم، فقط داره بازی می‌کنه..."

من خسته‌م خدایا...
از ترس، از تنهایی، از تحمل، از قوی بودنِ اجباری…

فقط تویی که شب‌ها صدای خفم رو می‌شنوی، وقتی می‌گم:
خدایا، من دیگه نمی‌کشم…
دیگه نمی‌تونم قوی باشم…
منو نگه دار... لطفاً منو نگه دار...




و خدا، آرام و بی‌صدا، در دل مادر زمزمه می‌کند:

من این اشکاتو شمردم،
این روزای درازو دیدم…
هر روزی که روی تخت موندی، هر دردی که توی دلت چرخید،
یه تار از تارهای وجود اون فرزندتو ساخت.

دخترم...
من تو رو انتخاب کردم برای نگه داشتن این جان کوچیک...
نه برای اینکه بسوزی،
برای اینکه بدرخشی تو تاریکی،
که بچه‌ت وقتی بزرگ شد،
بدونه مادرش چه قهرمانی بوده.

قول نمی‌دم که درد نباشه…
ولی قول می‌دم توی هر لحظه‌ش کنارت باشم.
و اون لحظه که بچه‌تو می‌ذارن رو سینه‌ت،
من اشکاتو پاک می‌کنم و می‌گم:
"دیدی که شد...

۲۳ پاسخ

صبور باش گلم خدا باهمه ای ماست هوامونو داره گلم

اشک تو چشام حلقه زد چقدر قشنگ نوشتی🥺🥺🥲🥲❤️ ان شاءالله صحیح و سالم میاد بغلت عزیزم 🥺🥲❤️ کاش یه مرکزی بود اتاق مخصوص خانومای استراحت مطلقی داشت همه دور هم بودیم حداقل ‌ چند تا هم خدمه دورمون بود 🥲😁😁

🥹🥹🥹🥹

عزیییییییزدلمممم🥲🥲🥲 نگو اینجوری دخترر☹️میدونم روزای خیلیییی سختیو داری میگذرونی اما تو ک خودت بمب روحیه ای 😍 قوی باش ک دیگه اخراشه بسلامتی😍🥹چندوقت دیگه نی نی خوششششگلمون بسلامتی میاد همین ک بغلش میکنی این روزا رو کلا فراموش میکنی 😍😭😍

یکم دیگه مونده دختر☹️قوی باش فقط
میدونم ک هیچکس جز خودت حالتو نمیفهمه😞ولی خدا خودش داره میبینه و کمکت میکنه از خودش بخواه فقط👌☹️❤️

ایشالا جواب این سختی هارو به زودی میبینی و سریع برمیگردی به زندگی نرمال و تحرکت ، سعی کن روحیت رو حفظ کنی و به خدا توکل کن و باهاش حرف‌بزن قطعا اروم میشی

چقد گریه کردم با این متن ت. 😭😭😭😭 خدا کمکمون کنه، و بدتر اینکه هیچکس درکت نکنه چقد تنهایی و چقد گریه میکنی

کاش نزدیک من بودی اصلا تنهات نمیزاشتم خواهری 😘😘😘

وای گریم گرفت🥲🫠
منم استراحت مطلقم و واقعا خستم و بی روحیه

عزیزززززم، نگران نباش. بچه رو که دکترها ندادن، خدا داده، انشالله خودش هم سالم نگهش میداره.
چند هفته استراحت مطلقی شدی؟ سرکلاژ نکردی؟

عزیزم...🥺منم خیلی خسته ام و کم آوردم...از اولین روز بارداریم بی دلیل دچار استرسای یهویی وحشتناک و پنیک شدم😔تا حالا صد بار از شدت نگرانی و استرس جون دادم...نمیدونم آخرش چی میشه🥲نگران تأثیر این حالتام روی بچم🥺فقط توکلم به خداست...امیدوارم خدا این بنده دردمند و درموندش رو ببینه فقط😭🥺🙏🏼

چقدر قشنگ نوشتی انشالله که نی نی به سلامتی و به موقع دنیا میاد 😍🌹❤️

عزیزم چقدر قشنگ نوشتی و برای منی ک سرکلاژ و تو این شرایطم خوشایند بود ان شاالله که تهش برای هممون خیره

انشالله الان همون بچم چهار سال و نمیشه پس تو هم نگران نباش دکترا فقط ادمو میترسونن

چه زیبا نوشتی عزیزم .نگران هیچی نباش منم یروزی بهم گفتن باید پساری بذاری بچت زود میاد پنج ماه بودم گفتن نذاری برات بد میشه گفتم فقط خدا من خدا رو انتخاب کردم یک ماه استراحت مطلق شدم و آمپولهای انقباض رو میزدم و خیلی زود به 36هفته رسیدم و کابوسهای من تموم شد تا هفته 36فقط گریه کردم ولی تا خدا هست ترسی نداشته باش

چقد قشنگ نوشتی
انشالله همه باردارا بچه هاشونو سالم بغل کنن
حس و حال من که دراز کشیدم دکتر گفته استراحت مطلق ولی با وجود ی کوچولوی دیگه تو خونه و شهری که هیچکس جز شوهرم نیست که پناهم باشه استراحت مطلق معنی نداره
امیدوارم زود بگذره این چندماه

🥹👌عالی بود عزیزم
تک تک چیزایی که نوشتی رو دارم این روزا تجربه میکنم
انشاالله این روزا برای هممون اسونتر بگذره 🤲

عزیزم درکت میکنم مادرای استراحت مطلقی واقعا خستن😔

الهی🥺
منم مثل توعم باور کن یه دیقه پیش قبل اینکه پیامتو ببینم داشتم از بی قراری گریه میکردم که خدایا خسته شدم از بس دراز کشیدم از بس نشستم از بس توو خونه موندم کسی هم نمیاد پیشم 😔

انشالله تا اخرش میری
منم مطلقم و سرکلاژ
امروزم سرماخورده م حسابی داغونم

۹۳ روزه ک مطلقم

اینا را از خودت میگی یا از ی جا مینویسی خخخخ.....

نمی‌دونم چرا اشکام داره میاد🥹

واقعا چقدر دردناک😔😔😭

درخاست بده

سوال های مرتبط

مامان 🧒پرهان 🫃رُهان مامان 🧒پرهان 🫃رُهان ۱۱ ماهگی
مامان سیدعلیسان👼🏻💙 مامان سیدعلیسان👼🏻💙 ۱۴ ماهگی
---

برای علیسانِ عزیزم
از مامان… به تو، قلبم.

سلام پسر قشنگم…
وقتی این نامه رو می‌خونی، شاید بزرگ شده باشی، شاید هنوز بچه‌ای… ولی بدون که این کلمات از دلی میان که از همون لحظه‌ای که فهمید توی وجودش داری رشد می‌کنی، عاشقت شد.

من و بابات همیشه دلمون می‌خواست اسمت "علی" داشته باشه… یه نشونه از بزرگی، از مهر، از ایمان.
و وقتی اسم علیسان رو شنیدم، یه چیزی تو دلم لرزید—یه حس نور، شکوه، نرمی و قدرت با هم.
همون لحظه فهمیدم این اسم برای توئه… چون تو، همون نوری هستی که توی تاریک‌ترین روزای من تابیدی.

علیسان جان…
هنوز ندیدمت، ولی هربار که اسمتو می‌گم، لبخند می‌زنم.
هروقت توی دلم تکون می‌خوری، حس می‌کنم داری جوابم رو می‌دی…
یه جور خاص، یه جوری که انگار خودت می‌دونی من چقدر عاشقتم.

من قول نمی‌دم همیشه همه‌چیو بلد باشم، یا هیچ‌وقت خسته نشم…
ولی یه چیز رو با همه‌ی وجودم قول می‌دم:
که همیشه، تا آخرین نفس، پناهت باشم…
صدات، لبخندت، اشک‌هات، همه‌شون برای من ارزشمندن، چون تویی… علیسان من.

وقتی این نامه رو می‌خونی، یه لحظه چشم‌هاتو ببند…
و بدون که من، مامانت، از روزای قبل تولدت، با قلبی پر از عشق، داشتم بهت فکر می‌کردم.

دوستت دارم، همیشه و تا ابد❤️❤️
مامان ""
مامان حامی💙 مامان حامی💙 هفته بیست‌وهفتم بارداری
امروز هم یه قدم دیگه از این مسیر قشنگ و پر از حس رو پشت سر گذاشتم… 🥹🤍
این ازمایش برای من یه یادگاریه از روزایی که دارم برای رسیدن به پسر کوچولوم یکی‌یکی پشت سر می‌ذارم. 💙
خدایا از ته دلم شکرت…
شکرت که تا اینجای راه کنارم بودی، شکرت که هر بار که ترسیدم، یه جوری آرومم کردی، شکرت که من و نی‌نی کوچولوم رو تا امروز سالم نگه داشتی. 🤲🏻🥹
پسرم، مامان برای رسیدن به تو روزای مختلفی رو گذرونده؛ روزای پر از ذوق، نگرانی، انتظار و دعا… ولی هر بار که بهت فکر کردم، دلم گرم شد که آخر این راه قراره تو رو توی بغلم بگیرم. 🥹💙
خدایا فقط ازت می‌خوام از اینجا به بعدم خودت هوامونو داشته باشی. کمکم کن باقی این ماه‌ها هم به سلامتی و خیر بگذره، من و پسرم سالم بمونیم و آخر این مسیر، همه این نگرانی‌ها تبدیل بشه به یه عالمه اشک شوق و بغل کردن پسرم… 🥹
روزی که بالاخره حامی کوچولوم رو بذارن توی بغلم، می‌خوام با تمام وجودم بگم:
خدایا شکرت…
شکرت که منو تا اینجا رسوندی،
شکرت که آخرش به آغوش پسرم رسیدم. 💙🤲🏻
✨️بمونه ب یادگاری✨️
۱۴۰۵/۵/۱۷
مامان جوجو ممد🐣🩷 مامان جوجو ممد🐣🩷 هفته سی‌وپنجم بارداری
بلاخره منو نی نی جونم هم دو رقمی شدیم🩵🥹👼
راستش هر شب که دستم رو می‌ذارم روی شکمم، منتظر می‌مونم تا اون تکون‌های کوچیک و شیرینت رو حس کنم.
وقتی باهام حرف می‌زنی، وقتی با اون ضربه‌های ریزت بهم می‌فهمونی که اون تو هستی و داری رشد می‌کنی، دنیا برای چند لحظه برام وایمیسته.
انگار توی اون سکوت، داریم با هم یه عهدِ محکم می‌بندیم؛ عهدِ اینکه تا ابد کنار هم باشیم.
این ماه‌هایی که گذشت، پر از تغییر بود؛ از خستگی‌های بی‌هوا گرفته تا اون حسِ سنگینیِ شیرینی که حالا دیگه بخشی از وجودم شده.
ولی راستش رو بخوای، هر بار که به این فکر می‌کنم که چند ماه دیگه قراره اون صورتِ ماهت رو ببینم، بوی تنت رو حس کنم و بالاخره دست‌های کوچولوت رو توی دستم بگیرم، تمامِ سختی‌ها برام رنگ می‌بازه.
تو هنوز نیومده، شدی دلیلِ اصلیِ آرامشِ من
شدی هم‌سفرِ لحظه‌هایِ تنهام. تو داری یادم میدی که عشق، چقدر می‌تونه بزرگ و بی‌انتها باشه.
عزیزِ دلم، آرامِ جانِ مادر، حالا که رسیدیم به هفت ماهگی، می‌خوام بدونی که چقدر بی‌صبرانه منتظرتم.
قول میدم وقتی اومدی، دنیا رو برات به جای قشنگ‌تری تبدیل کنم.
فعلاً همین‌جا، توی امن‌ترین جایِ جهان—یعنی کنارِ قلبم—بمون و با خیالِ راحت بزرگ شو.
من اینجا، هر روز، هر ساعت و هر ثانیه، با تمامِ وجودم مراقبِ این پیوندِ نازنینمون هستم.»🩵🫆💙
امیدوارم ماه هفتم حداقل زودتر بگذره🥹🩵
#البته برای منی که میخوام سزارین بشم
میشه ۸۵ روز😍
مامان معجزه ی دلم🤍👼 مامان معجزه ی دلم🤍👼 ۲ ماهگی
مامان ماهورا🧸🍩🩰 مامان ماهورا🧸🍩🩰 ۱ ماهگی