۵ پاسخ

فقط اروم باش ظرف صبرت پر شده و امروز سر ریز شده حق داری خسته ای پیش میاد از دلش درار بوسش کن و ازش معذرت بخوا
سعی کن خونه مادرت یا هر جا که اذیت میشی نری تا اعصابت خورد نشه و به مادری کردنت ادامه بده و یه وقت ارومم برای خودتت اختصاص بده نفس بکشی

عزیزم درکت میکنم مطمینم دلسوزترین مامانی الانم ازعذاب وجدان دورازجونت داری میترکی برای همه پیش اومده آروم باش

عزیزم منم پسرم همسن پسرشماست و دخترم ۸ماهشه....پسرم از وقتی دخترم دنیا اومد نق نقو بهانه گیر و ....شده اصلا تنها بازی نمیکنه دائم به من یا خواهرش میپیچه با وجود اینکه من دائم دارم کاری میکنم که سه تایی مثلا بازی کنیم یا وقتایی که دخترم خوابه منو پسرم باهم وقت میگذرونیم یا باهم سینما و پارک و....میریم ولی باهمه اینا بازم من و خواهرشو اذیت می‌کنه بچه رو میزنه یا وقتی به زحمت بچه رو خوابوندم بیدارش می‌کنه امروزم یکی از اون روزا بود که خواهرشو که یک ساعت زمان برد خوابوندم تا فقط پنج دقیقه برم دستشویی بیدار کرد بعدش از پشت بغلم کرد و لباسم خورد به تیزی میز و پاره شد🫠منم از کنترل در رفتم و داد کشیدم سرش جفتمون ناراحت شدیم ولی بعدش از دلش درآوردم حرفم اینه ما آدم نیستیم؟ ما حق عصبانیت نداریم؟ ما خسته نمیشیم؟ عذاب وجدان نگیر ماهم از صبح زود تا نصف شب مثل تراکتور کار میکنیم ماهم جونمون تموم میشه حق داریم گاهی از کوره در بریم❤️

دختر منم هم سن پسر شماس چند وقت خیلی بد قلق شده اصلا نمیدونم چیکارش کنم از کوره در میرم
ناراحت نباش تو مادر خوبی هستی فقط خسته بودی و ناراحت بچتو دعوا کردی فردا یجور از دلش درمیاری

همه بچه ها همینن بخدا نباید بخاطر حرف مامانت بچه رو کتک میزدی من جات باشم دیگه نمیرم خونه مادرم

سوال های مرتبط

مامان آرتا مامان آرتا ۵ سالگی
سلام مامانها
همسایه پایینیم یه دختر داره که سه سال از پسرم بزرگتره حدودا یک ساله که باهاش رفت آمد دارم بخاطر اینکه بچه هامون بازی کنن باهم یه مدته که پسرم تنها پایین میره یا دخترش تنها میاد با پسرم بازی میکنه . چند وقته اون دختره زورگویی میکنه یا همش با پسرم سر بازی قهر میکنه پسرم چون بازی دوست داره حرفشو گوش میده اکثرا یک ماه پیش پسرمو هل داد صورت پسرم قشنگ چاک خورد علامتش هنوز هست که مامانش عذزخواهی کرد بعد گفت چون پسر من به لحظه اومد روی پاهاش دردش گرفت هلش داد منم گفتم آره چون بچه هستن پیش میاد اشکال نداره تو بازی
بعد دوباره هرروز همو میدین یا پسرم میرفت پایین یا دخترش میومد بالا البته دیگه حواسم قشنگ روشون بود که دوباره حل ندن همو بعد چند روز پیش پسرم رفت خونشون ایندفعه منم رفتم دیدم دختره عصبانی شده بخاطر اینکه چشماشو تو بازی خوب نبست پسرم میخواست پسرمو هل بده بزنه که مامانش سریع اومد جلوشو گرفت
الان من دیگه نمیخوام پسرمو بفرستم دیگه باهاش بازی کنه بنظرتون چی بگم که مامانش ناراحت نشه چون مامانش دوستم شده خیلی مهربونه اما بچه ش خیلی اذیت میکنه