😐😐 حتما با یه مشاور حرف بزنا افسردگی زایمان داره تو گوشت ویز ویز میکنه ها😮💨
ناشکری نکن سرصبحی دخترررر🤨
بروخداتو شکر کن الان بچه ت سالمه بغلته.. اگه واقعن نگرانی از این به بعد دیگه همش کنارته بهش محبت کن. درسته دوس داشتی اون لحظه اول حس و حالشو ببینی ولی خب حالا که نشد چیکار میشه کرد چرا با فکرای منفی و چیزایی که گذشته اینقد خودتونو عذاب میدین سرصحبی اخههه😒
همه دارن خداخدا میکنن بچشون بسلامتی بدنیا بیاد وراحت شن حالا شما داری زار میزنی که چرااینجوری شده برو دختر ناشکری نکن بچتو محکم بغل بگیر و خداروشکر کن که الان کنارته
بیکاریا
مثل اینکه خوشت میاد مثل ما نصف شب دردت بگیره نفهمی درد زایمانه یا درد طبیعیه بارداریه به خاطر سنگینی بچه و ...
البته احساست قابل درکه عزیزم ولی نشونه ی شروع افسردگیه. پس مراقب خودت باش. باید مادر قوی باشی، مراقب باش حالت به جایی نکشه که بخاطر افسردگی بچه ات رو ازت دور کنن تا بهتر بشی
یکی از ترسای من اینه. واسه همینم هر وقت حسابی بهم میریزم سعی میکنم سریع خودمو جمع و جور کنم
مثلا خونه ی من حداقل ۴۰ دقیقه با بیمارستان فاصله داره تو روزای عادی. اون روز توی ترافیک بودیم یهو دلم ریخت که اگر دردم بگیره و تو این ترافیک بمونم چی؟
خونه ی مامانم هم تقریبا همین ۴۰ دقیقه با خونه ی خودم فاصله داره. مامانم شاغله. واسه همین زیاد نمیمونم اونجا. مادر همسرم میگن بیا خونه ی ما ولی من کلا خونه ی خودم راحت ترم.
دیشب از ترس اینکه نکنه بچه ام داره زود دنیا میاد و از شدت کمردرد نتونستم بخوابم. هنوز شستشوی لباسای بچه رو انجام ندادم. هنوز تختش نیومده و فکر میکنم اگر الان دردم بگیره چی؟ هنوز یه سری از وسایل کیف بیمارستان رو نگرفتم.
میترسم اگر انقباضی داشته باشم و مجبور به بستری تو بیمارستان بشم با توجه به خصوصی بودن بیمارستانی که دکترم هست کلی هزینه میوفته رو دست مون...
برو خدا رو شکر کن و اینقد تو این جزئیات گیر نکن
دنیایی که دخترتو بهش آوردی هیچ وقت با برنامه های ما پیش نرفته و نمیره و پر از رنج هست ولی تو باید اول خودت اینا رو بپذیری که دختر قوی تربیت کنی و یادش بدی چجوری از دل رنج هاش لحظه های شیرین بسازه واسه خودش ❤️
مبارکت باشه سالم بغلش گرفتی 🥰
اگه بجای من باشی که نمیتونم به ۳۶ هفته برسونم چون کارایی قلبم ضعیف شده و همش فکر میکنم بچمو ممکنه خودم بزرگ نکنم و زیر دست نامادری بزرگ شه خدارو شکر میکردی
عزیزم شما ارزو ما تجربه کردی الکی به خودت سخت نگیر این افکار همش برای هورمونا قاطی بعد از زایمان
واقعا آرزوم یهویی بی مقدمه بدون اینکه تا چهل هفتگی چشم انتظاری بکشم بچم بیاد اونم بی هوشی که اصن نفهمم چجوری بریدن و دوختنم
مامان فندوقی جان این حالاتت یه جوریه که دوست داری دنبال بهانه باشی برای گریه کردن من کاملا درکت میکنم عزیزم فعلن که ماهم به ۴۰ هفته تموم داریم میرسیم خبری از درد نیس فک کنم باید بریم با امپول فشار بیارمش برام دعا کن تا دوشنبه دردم بگیره و با درد برم بیمارستان یا حداقل کیسه ابم پاره بشه و ۴ سانت باشم
توام زیاد غصه نخور ان شاءالله نی نی بعدی جبران میشه
چرا خودتو بااین فکرای زودگذر ناراحت میکنی مهم بچت بوده ک خداروشکر بدون اینکه دستگاه بره صحیح و سالم اومده بغلت همیشه باید شکر خدا کنیم فکر کن به هفته های اخرم میرسیدی خدایی نکرده یه اتفاق جلو روت بوده ک خدا صلاح دیده تواینجوری زایمان کنی الان اصل کاریو بگیر بغل بوش کن کیفتو کن
خداروشکر عزیزم بسلامتی بدنیا اومده و زحماتت ب هدر نرفته انشاالله ک همه ی خانمای باردار بسلامتی بچه هاشون رو بدنیا بیارن
عزیزم ناراحت نشی ها ولی فکر کنم افسردگی گرفتی این حرفای چرت رو میگی
ب دنیا آوردنش ی استرسی ب جونم انداخته ک نگم براتون
حالا شما دنیا آوردی میگی کاش برگردم دوران حاملگی
بابا شما دیگ کی هستی
والا من میگم کاش همین الاااان دردم بگیره برم بیمارستان بچم بیاد ببینمش بغلش کنم خستم از کمر درد و سنگینیو حالت تهوع صبحگاهی...
عب نداره.دوباره باردار میشی از تکونای بچه دومم لذت میبری.در حالیکه داری از دست کارای بچه اول سرتو میکوبی ب دیوار😂 منم سزارین اورژانسی شدم رو پسرم.رو دخترمم دکتر احتمال داده زودتر ب دنیا بیاره برام🫠
عزیزم این افکار منفی رو از خودت دور کن سر صبحی 🥲حال من که پامیشم انتظار دارم کیسه ابم پاره شده باشه 🤭
برعکسی شما بخدا😅 هیشکی والا فک نکنم غیر شما بارداریو دوست داشته باشه چیزی نیست که اینقد بزرگش کنی مگه الان بدنیا اومده دیگه بچه تو نیست من اینقد داره بهم سخت میگذره فقط میگم بزائم راحت شم همش دوست دارم ببینمش چجوریه چه حسیه واقن بارداری چیزی نیست که حسرت بکشی
عزیزم وزن بچت چندبودموقع دنیااومدن
همه این حس و حال ها بخاطر تغییرات هورمونی هست،به این فکر کن که سلامت بچه ات در این اتفاق بود و خداروشکر کن، الان مسئول یه زندگی جدید هستی و سعی کن با افکار منفی و موندن توی گذشته حال خودت و اون بچه رو خراب نکنی♥️
عزیزم حتما قسمت اینجور بوده باز خداروشکر کن هر دو صحیح و سلامت هستید . من خیلیارو میشناسم دور از جون اتفاق بدی افتاده براشون ... حالا همه چی دست ما نیست که منم دلم میخواست دردام شروع بشه با پایه خودم برم بیمارستان ولی حالا فقط تا فردا فقط دارم اگه دردم نگیره باید دوشنبه بستری بشم که اونم معلوم نیست چجوری قراره پیش بره یا کارم با آمپوله فشاره یا اینکه شاید اینهمه صبر کردم اینهمه واسه طبیعی زحمت کشیدم نکنه آخر سرم ببرنم سزارین !!! همیشه اونجور ک ما میخوایم پیش نمیره عزیزم خدا برامون قشنگ تر میچینه بهش اعتماد کن و الان از تولد فرزندت لذت ببر که خیلیا چشم انتظار همین لحظه ان ....
خدارو شکر دوتاتون سالمین و زایمان کردی کاش من اینجوری زایمان کنم از اول اینقدر اذیت شدم فقط دلم میخواد بچه رو بردارم راحت شم دیگه کشش ندارم
ناشکری نکن دختر جان همینکه پیشت بغلت به دنیا میارزه الان ۴روزه نویدمو ندیدم حتی بغلش نکردم منم ۳۶هفته زایمان کردم تو اتاق عمل برداشتن بردن ان ای سیو ۴روزه شیر نخورده فقط سرمه دنیا رو سرم اواره دلم پوکیده دارم دق میکنم گفتن حالا حالاها تو دستگاه باید بمونه 😭
🥲🥲ای عزیزممم،همین ک بچه سالمه خداروشکر
عزیزممم ،🥹♥️
خداروشکر میکنم الان بچم صحیح و سالم کنارمه ولی چون اینجوری بهم گذشت و یهو از دلم کنده شد حس خوبی ندارم هم هفته ای هامو میبینم که هنوز زایمان نکردن و منتظر درداشونن برا خودم ناراحت میشم که من ندیدم این روزارو...
یجورایی انگار حسودیم میشه و دلم برای خودم میسوزه...
چرا چرا چراااا چرا منی ک عاشق بارداریم بودم باید اینجوری میشددد دلم برای تکوناش تنگ شده دلم میخواست برای دیدنش انتظار بکشم و روزشماری کنم😭
همش دوس دارم گریه کنم...😭 دوست دارم برم یه جایی فقط خودمو بچم باشیم تو چشاش نگاه کنم باهاش دردو دل کنم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.