یک ماه قبل از به دنیا اومدنش متوجه شدم پسرم بیماری قلبی داره. قرار بود زایمانم طبیعی باشه اما تبدیل شد به سزارین.زایمانم جلو افتاد.و یک هفته ی اخر رو تحت مراقبت تو بیمارستان گذروندم.دقیقا صبح روز زایمانم ساعت 6 از پزشکی قانونی یه آقایی اومد و خودش رو معرفی کرد و گفت میدونی پسرت بیماری قلبی داره؟گفتم بله
گفت میدونی ممکنه حین زایمان فوت بشه؟
یک لحظه همه ی حال بد دنیا اوار شد روی سرم .همه ی اشک های جهان اومد توی چشمام و فقط با حالت سر گفتم بله.
گفت مجبورم دوبار ازت بپرسم .میدونی ممکنه پسرت حین زایمان نَمونه. دوباره با سری که انگار 40 کیلو بود سر تکون دادم و گفتم بله. برام ارزوی خیر کرد و چیزایی که دیگه نمیفهمیدم و بعد رفت.و من همونجا با بهت نشتستم و هی حرفاشو تکرار کردم.ممکنه نمونه.ممکنه نمونه...
و همسرم سر رسید حالمو دید .گفت چته؟چرا اینجوری شدی ؟و من هق هق رو سر دادم و بهش گفتم چی شنیدم.گفت تو اون روزی که این مشکل رو فهمیدی بچه رو به خداش سپردی.حالا هم چیزی تغیر نکرده.خدا مراقبشه
وقتی پسرم به دنیا اومد و گفتن نیاز به دستگاه نداره و خودش نفس میکشه من آریا رو معجزه ی زندگیم دیدم.
آریا کولیک شدید داشت و من تقریبا دوماه خواب و خوراک نداشتم.اما هر بار فقط به این فکر میکردم من میتونستم پسرم رو نداشته باشم.اما حالا دارمش.همه ی سختی هارو با جان و دل میپذیرفتم.و همسرم همیشه بهم میگفت تو چجور آدمی هستی چجوری این سختی ها رو تحمل میکنی ولی غر نمیزنی.همیشه میگه تو برای آریا بهترین مادری .حالا بماند که میخواد کم کاری های خودش رو لاپوشونی کنه😅
بچه ها به تنهایی خودشون معجزه هستن.خدا حافظ همه ی بچه ها باشه
‌(و البته بگم به لطف خدا بیماری پسرم بعد از یک سالگی کاملا خوب شد)

تصویر
۴۷ پاسخ

خداروشکر هزار مرتبه شکر ....
زنده باشه

خدا حفظش کنه عزیزم 💕

اخی عزیزم خدا نگهدارش باشه قشنگ داماد بوه ایشالله عاقبت بخیر بوه ایشالله🙏❤️😍

خداروشکر که‌ خوب شده 😍😍

اخرش که گفتی الان کاملا خوبه خیلی حس خوب داد بهم..انشالله دامادیشو ببینی

خدایا هزاران بار شکرت

خداروشکر 😍

پسر من با ۳ تا مشکل بدنیا اومد که هر سه تاش جراحی نیاز داشت
سخت بود ولی گذشت
و من امروز حتی اون روزا رو یادم رفته 😜

جمله آخرت خیلی بهم انرژی داد
خدا حفظش کنه عزیزم.
منم هر روز خدارو شکر میکنم بخاطر وجود پسرم

خدا حفظش کنه عزیزم❤️

عزیزم 🥰 انشالله همیشه شاد و سلامت باشه

خیلی حالم خوب شد با خوندن تاپیکت ایشالا ک همیشه شاهد موفقیت هاش باشی *

الهی بمیرم برا اون دلت ک‌چی بهت گذشته اون لحظه خدا رو‌هزاران بار شکر ک گل پسرت سالمه

آخی بغض کردم🥹🥹
خدارو شکر عزیزم خوشحال شدم واستون انشالله همیشه تنش سالم باشه

خداروشکر
انشالله همیشه سالم و سلامت باشه

خدایا شکرت عزیزم انشالله همه بچهای مریض شفا پیدا کنن الهی امین

عزیزم خدا براتون نگهش داره🥹😍

الهی شکر عزیزم 😍مرسی که این حس خوبتو براماهم به اشتراک گذاشتی 😘😘خداحفظش کنه

خدارو هزار مرتبه شکر عزیزم ♥️😘

خدا روشکر عزیزم
خدا حفظش کنه و بلا ازش دور باشه همیشه❤️

ماشاالله به پسر قوی
انشاالله صد سال براش مادری کنی 😍

خدا رو شکر 🥹

خداروشکر

هزاران مرتبه خدارو شکر که حالش خوبه و تو زندگیت داریش قشنگ با تمام وجود درکت کردم چه رنجی کشیدی وقتی شنیدی بچه ت قلب کوچولوش مشکل داره اخ الهی

خداراشکر مادر نمونه

خدا نگهدارش باشه

یاد خودم افتادم من تو ۲۵ سالگی تخلیه رحم کردم و پسرم ب لطف خدا از رحم جایگزین دارم
هر وقت سخت گذشت بهم فکر کردم ک اگر لطف خدا نبود من الان این زندگی نداشتم ❤️

عزیزم خدارو هزار مرتبه شکر ایشالله همیشه سالم و سلامت باشه

عزیزمممم
موهای تنم سیخ شده
انشالله همیشه سالم و سلامت باشه آقا آریا

جاااااان بغضی شدم ❤️😍

خداروشکر خداروشکر😍

خداشکرت انشالله همه بچه‌ها هميشه سلامت باشن الهی آمین

عزیزممم خداروشکرر خدا حفظتون کنه برا هم

قربون حکمتت خدااا🙏🏻

چه چقدر خوووب که آخرش خوب تموم شد😍خداحفظتون کنه براهم

خداروشکر خدا حفظش کنه برات 🥹❤️

خدا حفظش کنه برات،گل پسرت رو

الهی هزار بار شکرت

خداروشکر

عزیزم برای پسر منم دعا کن

ای جاااان عزیزم خدا رو صد هزار مرتبه شکر🥹❤️ایشالا ک هیچ بچه ای هیچ وقت مریض نشه بچه ها خیلییی گناه دارن

خداروشکر خدا حفظش کنه برات دامادش کنی

خدا حفظتون کنه همیشه در پناه خدا باشین 😍🥹❤️

حالا چرا من با تاپیکت گریه کردم😐

خداروشکر انشالله همیشه سالم باشه

عزیزم خوشحالم برات

عزیزم خدا حفظش کنه♥️

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
سلام
روی صحبتم با مادرهای مشهدی هست
بارها خواستم پیام بذارم که فرصت نمی‌شد
عاجزانه ازتون میخوام که اگر تصمیم دارید پسرهاتون رو ختنه کنید به هیچ وجه این فرشته ها رو قربانیِ دستِ جلادی به نام « دکتر ناصری » نکنید
در تمام این دوسالِ پسرم ، روزی نبوده که نفرینش نکنم
اولین پیام من بین سوال هام راجع به ختنه پسرم هست
اونو بخونید
اصلا تصمیم نداشتم بچمو ختنه کنم
توی همون پیام توضیحات کامل دادم و نیازی به تکرار نیست
خیر سرش بچمو معاینه کرد اولش
من به عنوان مادر چند تا سوال پرسیدم
اینقدر زشت و نامحترمانه جواب داد که الان خودمو سرزنش میکنم چرا همونجا بچمو برنداشتم و اونجا رو ترک نکردم
بعدش در کمال بی‌احترامی گفت این خانم (یعنی من) اینجا باشه من بچشو ختنه نمی‌کنم
در نهایت هم با وجود معاینه قبل از ختنه برای پسرم حلقه کوچیک انداخت و متاسفانه ظاهرش مشکل دار شده و بعدها که به دکتر متخصص نشون دادم گفت بزرگتر شد باید با لیزر‌ دوباره ختنه بشه
تازه این فقط ظاهرش هست و اگر در آینده توی روابط خصوصیش به مشکل بربخوره چی
لطفا دفاعِ بی‌جهت ازش نکنید و نگید برای همه خوب بوده و حالا شانس شما اینجوری شده
قصور پزشکی حتی در قبال حتی یک انسان چیزی نیست که بشه راحت ازش گذشت کمااینکه توی همین گهواره کم ندیدم مادرهایی که اطلاع دادن بچه های اونا رو هم ناقص کرده
به خودش پیام دادم و نفرینش کردم
بهش گفتم تا زنده ام تلاش میکنم حتی یک بچه رو از دست بی‌سوادی تو نجات بدم
خواستم ازش شکایت کنم اما توی کشور ما شکایت های پزشکی راه به جایی نخواهد برد
بهش گفتم کاش بجای اینکه تمرکزت رو گذاشتی روی مسائل سیاسی و مُدام پروفایل عوض می‌کنی از سیاست میگی ، تمرکزت رو میذاشتی روی حرفه ات تا بچه ها رو ناقص نکنی
مامان امیررضا مامان امیررضا ۴ سالگی
مامان امیررضا مامان امیررضا ۴ سالگی
امروز دلم گرفت… نه از بچه‌ها، نه از زندگی، که از مادری که باید پناه می‌بود، اما تندی کرد…
توی فروشگاه لوازم‌التحریر، پسر کوچولوی من، با ذوقِ کودکانه‌اش، چشمش به یه پاک کن توپ افتاد. با ذوق گفت: «مامان اینو ببین!میشه بخریمش»
همین‌قدر ساده…کلا اصلا بچه ای نیست که اصرار کنه واسه خرید چیزی و خیلی کم پیش میاد چیزی بخواد
اما یه خانم، با لحنی تند و بی‌مقدمه، رو بهش کرد و گفت: «بچه‌ها همه‌چی که نباید بخوان! بذار مامانت نفس بکشه!»
و بعد هم به دختر خودش توپید که «از این یاد نگیر، نمی‌خرم!»

خشکم زد…
نه فقط از اون لحن، از اینکه یه مادر، درد خودشو سر بچه‌ی من خالی کرد…
پسرم ساکت شد، نگام کرد، نگاهش پر از سوال بود…
چجوری براش توضیح بدم که بعضی زخم‌ها از خستگی‌ان، ولی روی دل بچه‌ها جا می‌مونه؟

من مادر اون بچه نیستم، اما پناه پسر خودمم.
و دلم می‌خواد هیچ مادری، حتی توی سخت‌ترین روزها، پناهِ بچه‌ی دیگه رو خراب نکنه…


مادری یعنی پناه، یعنی آغوش، یعنی صبوری...
می‌دونم سخته، می‌دونم خستگی و فشار زندگی می‌تونه طاقت آدمو تموم کنه.
ولی گاهی یه جمله، یه نگاه، می‌تونه گوشه‌ی روح یه بچه رو برای همیشه تار کنه.
من اصلا آدمی نیستم که تحمل بی احترامی به پسرم رو داشته باشم اما لال شده بودم،خداروشکر شوهرم اومد و از خجالتش درومد البته جلوی دخترش نه اما چقد بد اجازه میدیم تو همه چی دخالت کنیم.
مامان امیررضا مامان امیررضا ۴ سالگی