گاز استریل گذاشت بخيه تموم شد با معاینه میکردن میگفتن خون میاد یک گاز..دیگه گذاشت رفت ی دفعی لرزه گرف منو اینقد میلیزدم گفتم خیلی سردمه ی پتو اوردن انداختن روم اون دکتری ک زایمانم کرد اومد گف چرا انداختین روپاش گرمش میشه خون ریزی زیاد میکنه بلاخره گاز برداشت گف آب بخور ک ادرار کنی بری بخش منم ک سردمه دو بطوری آب معدنی خوردم دسشوییم نمیگرفت ی باررفتم دیدم ن بابا پاهامو شستم خودمو تمیز کردم در حال لرزیدن دسشویی هم تمیز کردم اومدم سرمو گذاشتم گفتن باید ادرار کنی وگرنه سوند وصل میکنیم با اومد معاینه هم کرد گفتم بسه دیگه چرا معاینه گف واسه خون ریزیت گفتم حالم بد میشه اینقد آب با شکمه خالی ی بطری دیگه خوردم رفتم ت ی ظرف ادرار کردم کم بود ی زره آبم ریختم گفتن آماده باش میری بخش ی بار دیدم بچه ام نیس گفتم بچه ام گفتن بردیم پیش باباشه لباس تنش میکنه همرات بلاخره دو روز منو نگه داشتن ت بیمارستان 😭روز بعدیش دوباره معاینه 🤦‍♀️ گفتم نه گف شاید خون ریزی داخلی کرده باشی ولی خداروشکر خب بود
ولی نفسم تنگ میشد ضربان قلب زیاد شده بود فشارمم کمی بالا رفته بود ضربان قلب و فشارم خب شد مرخص شدم

تصویر
۸ پاسخ

من تجربه هر دوزایمان رو دارم. هم طبیعی سخته. هم سزارین

خداحفظش کنه برات عزیزم ماشاالله خیلی ناره

.......

خدا حفظش کنه چه نازه ارزش داشته همه شکنجه ها😂 راستی کدوم بیمارستان زایمان کردی آخه به زن زائو مگه آب میدن آبجوش میخوردی همینا بدنو ناقص میکنه

چقدر میترسم از طبیعی😔😔😔کاش میتونستم برم سزارین😭😭😭من تپش قلبم دارم اینا میخونم بدنم یخ میکنه کاش منم حداقل بتونم

چه پسر نازی ماشاالله

ای جان دلم
خداحفظش کنه ☺️ می ارزید سختیا

ای خدای زیبایی ها چ نی‌نی خوشمزه ای

سوال های مرتبط

مامان ماهان💙 مامان ماهان💙 ۱۵ ماهگی
تجربه ۲
گفتم باید برم حموم سریع رفتم زیر دوش آبگرم رفتم شیو کردم خودمو اومدم موهامو خشک کردم خوب آماده شدم رفتم بیمارستان ی مامای بد اخلاق بود خب طبیعی هفته آخرت هستی بیا معاینه کنم معاینه کرد گف ۲ سانتی ولی زایمانت طول میکشه بستری نمیکنه دکتر بذار به دکتر بگم دردم شدید تر میشد ان اس تی گرفت گف درد زایمان داری دکتر دیگه ای شیفت بود خیلی خوب بود خدا ازش راضی باشه واقعا اومد گفت کجاست خونتون گف روستا هستیم گف نمیتونم بفرستمت چون اتفاقی می‌افته بچه تکون نمیخوره اصلا کمپوت خوردم بستنی خوردم نخورد بستری شدم لباس دادن دکتر خودش معاینه کرد تحریکی خیلی درد داشت مردمو زنده شدم از درد دردم دیگه بدتر شدم خیلی بیشتر بازم ان اس تی گرفتن دیدن بچه تکون نمیخوره گف دردت بیشتر میشه دیگه معاینه کردن گفتن ۳ سانت شدی دیگه میمردم از درد خیلی داد میزدم گریه میکردم دکتر گف زایمانت طول میکشه گفتن ی بارم معاینه تحریکی کنن و یکم فشار بدن بچه بیاد پایین کیسه اب پاره کردن دیگه گفتن بچه مدفوع کرده من متوجه نشدم دکتر اومد گفتن دردش بیشتر ی ساعت زایمانش طول میکشه ولی بچه مدفوع کرده ضربانش اومده سریع ببرید اتاق عمل سزارین من خیلی حالم بد بود میلرزیدم دردم زیاد بود ۴.۵ نیم سانت شدم دیگه سوند وصل کردن ادامه پارت بعدی
مامان حسنا و حامی مامان حسنا و حامی ۱ ماهگی
پارت ۸
زایمان طبیعی(بچه دوم)
خلاصه منو گذاشتن روی ویلچر دوباره بردن روی همون تخت اولم که پر خون بود ک کیسه آبم زده بودن می گفتم کثیفه نواربهداشتی های بزرگ که برای بعد زایمانم گرفته بودم میزاشتن روش می گفتن حالا برو رو تخت چندبار اومدن معاینه شکمی که برای من خیلی دردناک بود چون همچنان سرم همراه با آمپول فشار به دستم بود می گفتم قطعش کنین من زایمان کردم میگفتن بزار بره هنوز خیلی سرم داره منم انقباض رحمی خیلی زیادی داشتم روی تخت سرمو گذاشتم دوباره شروع کردم به گریه از شدت درد گفتن برو ادرار کن تا بری بخش وگرنه باید بمونی رفتم سرویس ادراری نمیومد آب گرم گرفتم احساس سوزش و گرما کردم گفتم این حتما ادرار بوده پرسیدن ادرار کردی گفتم احساسمو گفتن همون ادرار بوده اومد معاینه شکمی برای چندمین بار خون فوار میزد داد زد گفت چرا دروغ میگی مثانت پره خون توی رحمت جمع شده سوند بیارین و لگن گفتم من حسمو گفتم ولی به چشم ندیدم داد میزد که چرا الکی گفتی اینجوری نمی‌بریمت بخش سوند گذاشتن که سوزش کمی داشت یک قطره هم ادرار نیومد بعد آروم شد گفت راست گفتی ولی چرا این همه خونریزی داری (بنظرم بخاطر انقباضات رحمی و امپول فشاری که بعداز زایمان همچنان داشت وارد بدنم میشد و قطعش نکردن بود)
مامان نارنگیا🍊 مامان نارنگیا🍊 روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین: ۲



از شب قبلشم انقباض و درد زایمان داشتم
دیگه صبحانمو خوردم بچه هارو گذاشتم پیش مامانم با شوهرم رفتیم سمت زایشگاه دوباره همون بیمارستان ولی بخش اورژانس زنان
رفتم چندتا سوال پرسید ازم آزمایشامو چک کرد بعد گفت بستری میشی
ترس و اضطراب کل وجودمو گرفته بود از محیط بیمارستان میترسیدم
بهم گفتن برو بخواب Nst بگیریم
ضربان قلبشو چک کرد
بعد اومدن بهم سرم و اینا وصل کردن خون گرفتن برای آزمایش
من از پرستاره پرسیدم گفتم معاینه ک نمیکنین ن؟
من سزارینم آخه
گفت چرا معاینه میکنیم ی بار باید معاینه شی ربطی نداره
ببینننن اینو ک گفت فشار من از ۱۰ رفته بود ۱۲ 😂😂😂
از چیزی ک میترسیدم سرم اومد
همون لحظه رفت دستکش پوشید اومد گفت بکش پایین
منم بدنم یخ کرده بود از ترس گفتم باشه ولی توروخدا یواش
گفت باشه نترس یواش معاینه میکنم
داشت معاینه میکرد هی میگفتم یواش
ولی خب اونجوری که فکرشو میکردم میترسیدم دردش بالا نبود
یا اینکه شاید من خودمو بدنمو برا هردردی آماده کرده بودم سختم نشد 🫠
بلاخره معاینه کرد گفت ۱ سانت بازشدی درد داری تو؟
گفتم آره دردم دارم
مامان علیسان 🩵 مامان علیسان 🩵 ۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲

وسط دیدن سریال بودم ک یهو حس کردم ی چیز داغ ازم خارج شد
اولش جدی نگرفتم یهو بخودم اومدم گفتم نکنه کیسه آبی چیزی باشه
همون لحظه پاشدم سرپا وایستادم ک بازم خارج شد
همون لحظه ب همسرم گفتم گف ن بابا مطمئنی کیسه آبه گفتم ن😬😂
پاشدم دویدم سمت سرویس تا قشنگ چک کنم ک با حجم زیادی از آب و خونابه مواجه شدم
با ی استرس و ذوق عجیب دویدم بیرون ب همسرم گفتم سریع وسایلامونو بردار ک کیسه آبه
دوتامون داشتیم از استرس میمردیم و از طرفی خداروشکر میکردم ک تنها بودنی کیسه آبم نترکید💆🏻‍♀️
بیشتر استرسمونم بیمارستان بود چون یکم مسیرش دور بود ولی از بیمارستانه تعریف شنیده بودم میگفتن خوبه گفتم همونجا بریم
با هر استرسی بود خودمونو رسوندیم
رفتم بلوک زایمان گفتم کیسه ابم ترکیده ۳۸ هفته و ۱ روزم بود
گفتن ن بابا شاید اشتباه میکنی خیلیا میان میگن ولی کیسه اب نیس
گفتم ولی من مطمئنم گف باید معاینه شی
معاینه کرد گف اره بطور کاملا واضح کیسه آبه
و معاینه کرددد😩😩بشدت دردناک بشدت و گف درداتم شروع شده گفتم ن فقط یکم استخونام درد میکنه
گف ی سانتم دهانه رحمت باز نیس
و پر شدم از استرس
ماما گف سرم و آمپول میزنیم باز میشه نگران نباش ساعت ۱۲ و ربع بستری شدم
اومدن بهم سرم و .. زدن و هی میومدن معاینه میکردن 😩بدترین تجربه همبن معاینه بود
و هربار با ناامیدی ک دردات خوبو منظمن ولی دهانه رحم پیشترفت آنچنانی نداشتی و من نگران فقط سوالم این بود ک اگ نشه میبرن سزارین ب امید اینکه ن بشنوم چون بشدت میترسم
دلیل ترس زیادم شاید این بود ک تا ب اون روز ی سرمم نزده بودم تو زندگیم بس ک ترسوام ......
ادامه پارت بعد
مامان سورپرایز مامان سورپرایز ۱ ماهگی