خب منم‌ اومدم از تجربه زایمانم براتون بزارم
من طبق شرایط بچه باید طبیعی میشدم
چون دخترم سفالیک بود و از اونجایی ک از ظییعی میترسیدم قرار شد سزارین اختیاری انجام بدم
من قرار بود ۶خرداد صبح برم بیمارستان انصاری
و یروز زودتر دردم گرفت رفتم پیش دکترم گفتش ک یخورده انقباض دارم میتونم برم بیمارستان همون شب بیاد و عملم کنه
میشدم ۳۸هفته‌و‌۲روز
همون‌ از ظهر بود ک دیگه گفتن هیچی نخورم و نخوردم
و ساعتای ۲۱بود ک رسیدم بیمارستان و ۲۲و ۴۰دقیقع دخترم به دنیا اومد
من خیلی استرس داشتم
موقعی ک اتاق عمل بردنم فکم داشت میلرزید از استرس
اما از لحاظ درد نه سوند وصل کردن درد داشت ففط سوزش خیلی کمی داشت.
نه امپول سری درد داشت
هیچ چیزی نبود ک بخاد غیر قابل تحمل باشه من پمپ دردم داشتم
هرچند ناکفته نمونه پرسنل بیمارستان و دکترمم خیلی هوامو داشتن و سنگ تموم گزاشتن
و من از روزی ک اومدم خونه دوروز شیاف و ادامه دادم دیگه شیافم نمیزارم
دردی ندارم خداروشکر
بنظرم عمل خیلی خوبی بود
امیدوارم همه مادرایی ک نزدیک زایمانشونه زایمان خیلی خوبی داشته باشن
من فقط چند ساعت اول واسم اذیت کننده بود چون‌ نمیتونستم چیزی بخورم و بلند شم
پاهامم سر بود کلافم کرده بود و اولین راه رفتن بعد زایمان ام اصلا اذیت کننده نیست
خلاصه اینم بگم ک چه زایمان طبیعی چ سزارین با شنیدن اولین صدای بچه ادم اگر دردی ام داره فراموش میکنه
من وقتی صدای گریه بچمو شنیدم همه زندگیم از این رو به اون رو شد
اصلا یه حس ناگفتنیه امیدوارم همه چشم انتظارا تجربش کنن🤍❤️🤍

۹ پاسخ

مبارکه عزیزم
کدوم بیمارستان زایمان کردید؟

مبارکه💕😍

ای جانم مبارکتون باشه عزیزم 💖

هزینش چقد شد

به سلامتی کدوم بیمارستان بودی؟

سلام مبارک باشه بسلامتی انشالله🌺❤️
پمپ درد رو باید از اول بگیم میخوایم؟یا اینکه میشه اگه دبدیم دردمون قابل تحمل نیست بگیم بهمون بدن؟

سلام مامانی اگه میخوای برای نی نی ت لباسای خوشگل و اما ارزون و با کیفیت بخری همین الان تو روبیکا عضو کانالم شو
لینک کانالم
@babyshopppp

هزنت چقدر شد😫

سلام عزیزم مبارکتون باشه
بازم سز اختیاری شدید ینی؟

سوال های مرتبط

مامان رایان 🩵 مامان رایان 🩵 روزهای ابتدایی تولد
سلام مامانا
بلخره نوبت منم رسيد ك از تجربه زايمانم بنويسم😍
من ١١ ام ساعت ٧ رفتم بيمارستان و پذيرش شدم
رفتار همه پرسنل بيمارستان خيلي خيلي خوب بود
تا دكترم از يه بيمارستان ديگه اومد يكم طول كشيد و ساعت ١٠/٣٠ رفتم اتاق عمل
وارد اتاق عمل ك شدم با اينكه كلي از پرسنل كنارم بودن و سعي ميكردن ك بهم ارامش بدن، بازم استرسي شدم، ولي سعي كردم خودمو اروم كنم.
به خاطر تجربيات بقيه خيلي از سوند و آمپول بي حسي ميترسيدم، ولي جفتش واقعا خيلي راحت تر از اون چيزي بود كه فكرشو ميكردم.سوند هم توي اتاق عمل برام گذاشتن.
بعدم دكترم اومد با ديدن دكترم خيلي اروم تر شدم، چون ك به دكترم خيلي اطمينان داشتم.
بعدم ك پروسه عمل شروع شد و خيلي زود صداي بچه اومد🥹
توي ريكاوري هم يك ساعتي موندم و بازم رفتار پرسنل خيلي خوب بود، همش بهم سر ميزدن،
پمپ درد هم داشتم ك باعث شد دردم خيلي كم باشه، ولي اخر شب ك پمپ تموم شد دردام كم كم شروع شد. ولي همون شب بايد راه ميرفتم ك با شياف دردم كنترل شد. سوندمو كشيدن و راه رفتم، و از پايين بخيه ها بدنمو شستم و خيلي سبك شدم اما تا صبح نخوابيدم.به علت كمردرد زياد🥲چون ك همش به پشت خوابيده بودم
اما صبح ك شد همه دردا رفته رفته كمو كمتر شدن و ساعتاي ١ هم مرخص شدم،
چيزي ك بود خيلي جاها ترس ادم باعث ميشه ك راه نري يا نشيني، اما واقعا درد زياد نيست و عامل بازدارنده همون ترسه.
به طور كلي تجربه خيلي خوبي بود، سختي هاي خودشو داشت ولي شيريني ها و راحتي هاش خيلي خيلي بيشتر بود🥰
اميدوارم ك همه مامانايي ك زايمان دارن، از زايمانشون تجربه خيلي خوبي براشون باقي بمونه🫶🏻
مامان آراس کوچولو مامان آراس کوچولو ۵ ماهگی
سلام خواستم تجربمو از سزارین بگم برا اون دوستانی که سوال پرسیدن
اول اینو بگم که من فوبیای اتاق عمل داشتم کلا استرسم بالا بود ولی ب هر حال سزارینو انتخاب کردم  روزی که رفتم برای سز ۱۰ ساعت ناشتا بودم چون قرار بود زودتر برم اتاق عمل ولی خب چند ساعتی عقب افتاد منم هیچ نخوردم ولی اصلا حالت تهوع نگرفتم و از اون لحاظ راحت بودم .
اینم بگم قبل از اینکه برم اتاق عمل منو فرستادن زایشگاه چون قانون بیمارستان این بود ک از زایشگاه تایید کنن ک برم برای سزارین  خلاصه از زایشگاه بگم براتون خیلی دل و جرات میخواد  کسی که زایمان اولش هست بنظرم اگه خیلی آماده و بنیه قویی دارین طبیعی رو انتخاب کنه چون زایمان طبیعی بنظر من خیلی آمادگی میخواد چون درد زیادیو باید تحمل کنی خلاصه منو اونجا  تا یکساعتی اذیت کردن  چون من دهانه رحمم بسته بود دو بار معاینه کردن ب شدت درد داشت و نگم براتون....بعد دکترم اومد منو فرستاد اتاق عمل و از رفتار و اخلاق بد پرسنل زایشگاه راحت شدم اون لحظه از اینکه زایمان طبیعی رو انتخاب نکرده بودم خوشحال بودم
مامان دلسا مامان دلسا ۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین
من ۲۳ ام رفتم پیش دکترم برا نامه سز ک‌گفت دوشنبه یعنی ۲۵ ام وقت سزارینته منم یکشنبه رفتم بیمارستان و دنبال کارای تشکیل پرونده و اینا خلاصه تشکیل پرونده دادم و گفتن فردا ساعت ۷ بیمارستان باش
منم فردا صبح زود اماده شدم و رفتم بیمارستان و دوتا خواهرام و شوهرم همراهم بودن دیگه رفتم بخش زایشگاه و‌ لباسمو عوض کردن و نوار قلب بچه رو گرفتن بردنم بستریم کردن و سوند بهم وصل کردن سوند هم یکم سوزش داشت و قابل تحمل بود دیگه با ویلچر بردنم سمت اتاق عمل و قلبم هر لحضه میگفتم ممکنه وایسا اینقدری ک استرس داشتم خلاصه رفتم داخل اتاق عمل و نشستم رو تخت و متخصص بیهوشی اومد برام امپول بزنه ب کمرم ک خدا روشکر اصلا متوجه نشدم و فوری پاهام داغ شدن و درازم کردن و دکترم اومد گفت اصلآ استرس نداشته باش تا اخر کنارتم دیگه خلاصه عملم کرد و دخترم ساعت ۸ و ۴۵ دقیقه با وزن ۳۲۰۰ ب دنیا اومد و وقتی اولین گریه شو شنیدم منم اونقدری گریه کردم ک تمام صورتم خیس شده بود و این حسو برا همه ارزو میکنم عملم کمتر از نیم ساعت طول نکشید و تمام شد و بردنم ریکاوری بعد ۱ ساعت فرستادنم بخش و تمام
خدا رو شکر دردم قابل تحمل بود و فقط سختیم همون قدم اول بود ک راه رفتم و‌گرنه خوب بود و زایمانم راحت بود
سزارین رو بهتون پیشنهاد میکنم😂❤️
مامان شاهان💙💙 مامان شاهان💙💙 ۴ ماهگی
سلام مامانای کرمانشاهی
تجربه من از زایمان در کرمانشاه
قراربود بیستم در بیمارستان حضرت معصومه با دکتر فصیحی عمل شم ک از پری شب دردم شروع شد اولش اهمیت ندادم ولی دیروز صبح از ساعت شش صبح خیلی دردم شدید شد تا اومدم بیمارستان خیلی درد کشیدم چون فاصلم با بیمارستان کمی دور بود وقتی رسیدم ساعت ده و نیم بود و متاسفانه دکتر فصیحی هم در بیمارستان نبود خلاصه دکتر شیفت دکتر طهموری بود و زود منو معاینه کررد و گفت هفت سانت دهانه رحمت باز شده و بیا بریم طبیعی بیاریش از اونجایی ک از زایمان دخترمم ک سزارین بودم شش سال گذشته بود گفت میتونی الان طبیعی بیاری منم هرچی دکتر طهموری گفت قبول نکردم آخرش گفتم همسرمو صدا بزنید میخام از اینجا برم دیگ دکتر کوتاه اومد و زود منو بردن اتاق عمل خدارو شکر عمل خوبی بود اذیتم نشدم دکتر طهموری هم واقعا خیلی خوب بود
خلاصه اینم از داستان زایمان ما ک درد طبیعی هم کشیدم ولی از بس از طبیعی میترسم بازم قبول نکردم ک زایمانم طبیعی شه
مامان عسل مربا مامان عسل مربا ۴ ماهگی
سزارین

ب نظر من اونقدراهام ک از سزارین بد میگن و یه غول ازش درست کردن اصلااا اونطوری نیست

صبح ساعت ۶ رفتم بیمارستان بستری شدم سرم وصل کردن و بعدم سوند
سوند درد نداشت سوزش داشت واسه من ولی ی لحظه بود و با یه اخ گفتن تموم شد😂 هیچ ترسی برای سوند نداشته باشید

بعدم رفتم اتاق عمل و بیهوش شدم به خاطر دیسک کمر ک داشتم دکتر بیهوشی گفت اسپاینال نمیزنم برات و بیهوشی کامل
با درد بیدار شدم دردی که یکم بیشتر از درد پریودی بود
پمپ درد داشتم پرستار داد دستم و گف فشار بده
یعنی این پمپ درد برای من عااااااالییییی بود
بچمو اوردن شیر دادم ولی چون خونریزیم شدید بود حدود ۳ ۴ ساعت ریکاوری بودم و خوابم میومد از هوش میرفتم بیدار میشدم میومدن شکممو فشار میدادن درد داشت دروغ چرا ولی من با پمپ درد کنترلش میکردم و دوباره به خواب میرفتم
ساعت ۱۰ زایمان کردم و ساعت ۲ بردنم بخش
دردم خیلی کم بود یا حتی میتونم بگم روی تخت ک بودم هیچ دردی نداشتم تا شب ک میخاستم راه برم
دوباره پمپ درد رو میزدم ک اروم تر باشم و راه رفتن اولی هم سخت بود یکم انگار یکی زیر دلمو جمع کرده بود
از فرداشم ک اومدم خونه راحت راه میرفتم
شیاف تو بیمارستان یدونه گزاشتم فقط و توی خونه ام روزی یدونه
الانم فقط جای بخیه هام یکم سوزش داره
البته ناگفته نماند ک عطسه و سرفه و خنده اصلا نمیشه کرد درد میگیره شکم ادم
در کل بد نبود بالخره هر زایمانی سختی های خودشو داره
مامان آرسام 👼🏻💙 مامان آرسام 👼🏻💙 ۱ ماهگی
اخیش نوبت منم شد بیام تجربمو از زایمانم ک سزارین بود رو بگم..😅🫠
من بچه ی اولم بود و به شدت از طبیعی می‌ترسیدم اصلا آمادگی نداشتم به خاطر همون سزارین اختیاری رو انتخاب کردم ...
من 37 هفته و 6 روز به خاطر این که بند ناف دور گردنش بود رفتم برای عمل ..
6 صبح کارامو کردن سرم زدن و بستری شدم من به دکترم گفته بودم سوند رو تو بی حسی برام انجام بده که قبول نکرد اما گفت همین که خواستیم بریم اتاق عمل برات وصل میکنن ...
تجربم از سوند= سوند وصل کردن اصلا درد نداشت فقط یه حس سوزشی و مزخرفی داشت ک آدم حس میکرد ادرار دارع البته برای اینکه بتونین تحمل کنین اصلا داد نزنین به جای اون نفس عمیق بکشین
تجربم از آمپول بی حسی= خیلی خیلی راحته اصلا دردشو حس نمیکنین اینجوری بگم آمپول از باسن خیلی دردش بیشتره ( برا منی ک وحشت دارم از آمپول این آمپول اصلا درد نداشت)
خیلی حس خوبی بود وقتی بچه به دنیا میاد صداشو می‌شنوی خودشو میبینی
بعدش ک‌ بردن بخش اومدن آمپول و شیاف استفاده کردن ک بعد بی حسی دردی رو حس نمیکنیم البته درد داشتم اما خیلی قابل تحمل بود مثل درد پریودی
تجربم از اولین راه رفتن: واقعا دردناک ترین مرحله زایمان سزارین این مرحلس ک اونم با تنفس عمیق میتونین دردشو کنترل کنین فقط داد نزنین ک باعث میشه دردتون خیلی بیشتر شه من با تنفس عمیق تونستم دردشو خیلی خیلی کاهش بدم
من از عملم خیلی راضی بودم به نظرم انتخاب خیلی درستی بود زایمان سزارین
البته اینم بگم بدن با بدن خیلی فرق داره اتاق کناریم برای هر چی داد میزد حتی برای شیاف معمولی
اینم از تجربم امیدوارم کمکتون کنه برای انتخاب زایمانتون بازم تر سئوالی دارین در خدمتم
مامان کیاشا مامان کیاشا ۱ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان شهریار مامان شهریار ۱ ماهگی
سلااام طبق قولی که دادم اومدم تجربمو از زایمان و سزارین بگم ....
من اکروز ساعت ۷ صبح اومدم بیمارستان بستری شدم برا عمل بیمارستانی که اومدم خیلی پرستارا مهربون و مودب و پیگیر بودن که یکم از استرسم کم شد...
بعدش دکترم ساعت ۹ و نیم اومد و بیهوش کامل شدم و چشامو بستم ۱۱ بیدار شدم که این تیکش خداییش سخت ترین قسمتش بود اها نگفتم سوندم اصلا درد نداشت و اصلا اذیت نشدم همون ساعت ۹ و نیم وصل کردن و بردنم اتاق عمل
خلاصه ۱۱ بیدار شدم دیدم دونفر بالا سرمن هی گفتم بچم‌کو ببینمش سالمع یا نه
بچمو اوردن نشونم دادن ولی خیلی خیلی درد داشتم نمیتونسم ببینمش پمپ دردم بهم وصل بود ولی اولش خیلی درد داشت
دوبارم اومدن رحممو ماساژ دادن اینجاااش واقعا وحشتناک بود برای من چون یکم لوسم جیغ و داد و اینا ک همون دوبار بود و تموم شد
در کل اصلا از سزارین پشیمون نیستم و پمپ دردم همون ۴ اینا تموم شد و الان با شیاف درد خاصی ندارم و قراره ۶ صبح راه برمو بعدش ازونم میام میگم🥹👐