همه‌چی از یه بستنی ساده شروع شد...

چند ساعت بعد از اینکه پسرم بستنی خورد، تب کرد. اول فکر کردم مثل همیشه از دندون درآوردنه، گفتم یکی دو روز دیگه خوب میشه...

اما فرداش دیگه لب به غذا نزد، روز بعدش حتی شیر و آب هم نخورد. فقط بغلم می‌کرد، بی‌حال نگام می‌کرد و من هیچ کاری از دستم برنمی‌اومد. هیچ دردی برای یه مادر سخت‌تر از این نیست که بچه‌ش گرسنه و تشنه باشه، اما حتی توان یه جرعه آب خوردن هم نداشته باشه...

وقتی بردمش دکتر، گفت گلوی بچه عفونت کرده و حتی گفت باید بستری بشه. همون لحظه دنیا روی سرم خراب شد. از یه طرف حال پسرم، از یه طرف ترسی که از بیمارستان توی دلم مونده بود... فقط دلم می‌خواست یکی بگه همه‌چی زود تموم میشه.

آخرش بردمش یه مطب که براش سرم وصل کنن. صدای گریه‌های بچه‌م هنوز از ذهنم بیرون نرفته... اما دردناک‌تر از اون، اشک‌های خودم بود که بی‌اختیار می‌ریخت. دلم می‌خواست جای اون درد بکشم، فقط اون خوب باشه... 🥹😭

خداروشکر فردای اون روز، وقتی دیدم بعد از چند روز تونست چند قاشق ماست بخوره، انگار دنیا رو بهم دادن. همون چند قاشق، برای من از هر خوشحالی‌ای باارزش‌تر بود.

نمی‌دونم واقعاً بستنی باعثش شد یا فقط هم‌زمان با شروع مریضیش بود، اما این چند روز بدترین روزهای زندگی من بود. همون روز به خودم قول دادم تا وقتی خیلی بزرگ‌تر نشده، دیگه بهش بستنی ندم.

خدایا...
هیچ مادری رو با مریضی بچه‌ش امتحان نکن.
چون اشک یه مادر، از ناتوانی جلوِ درد بچه‌ش میاد... و این، یکی از سخت‌ترین دردهای دنیاست. 🤍
پوشک شیر خشک بچه دکتر عفونت فرزند پروری

تصویر
۶ پاسخ

منم پسرم بهش بستنی دادم تب کرد گلوش درد کرد دیگه توبه کردم بهش بستنی ندم، بابا ما خودمون بستنی میخوریم یهو از سردیش سردرد میگیریم گلومون درد میگیره اینا بیچاره که اصلا گلوشون تحمل سردی زیاد رو نداره سریع عفونت میکنه یکمم بدی اینقدر میچسبن بهت داد و بیداد میکنن میگن دوباره بهم بده😕

الهی امین

دختر من با سیب زمینی ابپز اسهال بدی میشه

منم پسرم تب داره بی علت هنوز هیچ علائم دیگه ای نداره انشالله ک همه بچه ها صحیح و سلامت باشن

آخه عزیزم ....خدارو شکر بهتر شده خیلی مواظبش باش حالا حالا ها بستنی نده دیگه

الان بهتره ؟؟
من پسرم یکبار بستنی خورد خیلی خیلی کم دو روز بعدش مریض شد .
دوباره چند روز پیش هم اندازه نصف قاشق چایخوری بستنی خورد دوباره مریض شد منم دیگه بهش نمیدم چون بعد اون دوبار مریض شده.

سوال های مرتبط

مامان پرتقال🍊🌿 مامان پرتقال🍊🌿 ۲ سالگی
تجربه عمل فتق کشاله ران پسرم
پسرم فقط پنجاه‌و‌پنج روزش بود… هنوز خیلی کوچیک بود، زودتر از موعد به دنیا اومده بود و از همون اول گریه‌هاش تمومی نداشت. یه روز داشتم پوشکشو عوض می‌کردم که دیدم بالای آلتش اندازه‌ی یه گردو باد کرده. دست که می‌زدم، می‌رفت پایین، ولی وقتی زور می‌زد دوباره بالا می‌اومدبا عجله بردمش دکتر. دکتر تا نگاش کرد گفت "احتمال میدم فتق باشه، باید سونو بده."
شکمش هشت سانتی پاره شده بود. ا بچه‌ی اولم بود، تجربه نداشتم، تازه مامان شده بودم
مامانم کنارم نبود شوهرمم از خودم دل نازکتر. نوبت عمل رو گذاشتن بیمارستان خصوصی اروند
بردنش بخش "ان‌آی‌سی‌یو"، گفتن باید یه شب بمونه. منو بیرون کردن پشت در، تا خود صبح گریه می‌کردم. سینه‌هام پر از شیر شده بود، سنگین و سفت، شیر ازشون چکه می‌کرد ولی نمی‌تونستم بهش بدم.
از ساعت چهار صبح تا چهار عصر نباید شیر می‌خورد
نزدیکای ظهر بردنش اتاق عمل. قبلش سرم قندی وصل کرده بودن، پستونکشو قندی کردن و با چسب چسبوندن به دهنش تا هم نیفته هم گریه نکنه.
وقتی عملش تموم شد و برش گردوندن بخش،فقط یه سوال تو ذهنم بود:کی می‌تونم بهش شیر بدم؟
دکتر گفت چون پسره، خطر بیشتری برای بیضه‌هاش داره و باید زود عمل بشه.ساعت چهار عصر بالاخره بهش شیر دادم. هر لحظه‌ای که شیر می‌خورد،اشکام بی‌اختیار می‌ریخت. وقتی دیدم پسرم خوبه و مرخص شد، اونجا تازه فهمیدم نفس کشیدن یعنی چی.
خدایا، هیچ بچه‌ای رو گرفتار بیمارستان و درد نکن.
هیچ مادری رو با بچه‌اش امتحان نکن.
آمین. 🌿
مامان گودزیلای ۶ساله مامان گودزیلای ۶ساله ۵ سالگی
چند وقت پیش دختر سه ماهه ام سرفه میکرد😮‍💨 چندتا دکتر بردم، گفتن ریه بچه عفونت کرده کلی دارو دادن ولی سرفه هاش قطع نشد،درآخر میخواستن بستریش کنن. من خیلی ناراحت بودم😔 که یکی از دوستام یه دکتر تو همدان بهم معرفی کرد و گفت خیلی تشخیصش درسته و زیاد دارو نمیده. فردای اون روز رفتم مطب دکتر، وقتی وارد شدم حس کردم وارد یک مهدکودک شدم فضای بسیار آروم و بچه گانه🏌‍♂🧸 🎨همینطور که داشتم به در و دیوار نگاه میکردم یه برگه توجهم رو جلب کرد، بالای جایگاه منشی نوشته بود هزینه طبابت دکتر اجباری نیست😳 بودند کسایی که بعد از طبابت دکتر وقتی از اتاق بیرون میومدن هیچ پولی پرداخت نمیکردند و منشی هم بهشون کاری نداشت. یه قسمت از مطب قفسه هایی از کتاب 📚در مورد تربیت کودکان و کتابهای کودکانه بود که بالای اون هم نوشته شده بود در صورتی که کتابی رو دوست دارید اجازه دارید همراه خودتون ببرید.وقتی این بخشش و دیدم اشک از چشمام سرازیر شد🥹وقتی نوبت ما شد و وارد اتاق دکتر شدیم یه مرد با موهای سفید و مهربون و دیدیم که با آرامش بچه رو معاینه کرد وهمینطور که با بچه بازی میکرد تشخیص داد که بچه رفلکس پنهان داره🥴یه چندتا توصیه کردکه موقع شیردادن اونا رو رعایت کنم ودرآخر شماره تلفن همراه خودش رو به ما داد و گفت اگر خوب نشد تو ایتا به من پیام بدین من هر شب پیامها رو میبینم. من اینقدر آرامش گرفته بودم که وقتی از مطب بیرون اومدم دوبار هزینه دادم😅واز همدان تا ملایر برای سلامتی دکتر دعا کردم🤲
راستی اسم این دکتر مهربون وبا تجربه دکتر محمدصادق صبا بود. الان چند روزه که بردم دکتر ودخترم الحمدلله کاملاً سلامتیش و به دست آورده😊
ببخشید خیلی طولانی شد، دلم نیومد براتون ننویسم 😉
مامان احسان مامان احسان ۲ سالگی
دیشب سرم پسرم در اومد از رگش انقدر که باهاش ور رفته بود.. بردم پرستار یا نمیدونم متخصص بود یا چی زنه نتونست یدونه سرم وصل کنه به بچه زد همه‌ی رگ هاشو خراب کرد پسرم انقدر در کشید و گریه کرد که من گریه کردم هر دوتا دست و پاشو خراب کردن نتونستن وصل کنن بعد میگن چون اسهاله سخته گرفتن رگ 😑😑😢😢
یکی دوساعت پسرم رو که اروم کردم اومدن دوباره رگ بگیرن که نذاشتم گفتم شما نمتونین بگیرین پسرم رو اذیت نکنین دیگه خوب شده و نمیخوام دیگه سرم وصل کنید
دیگه خسته شده بودم از بیمارستان و مریض ها بخدا دیگه انقدر دلم گرفته بود که گفتم پسرم خوب شده
ولی خوب نشده بود
صبح شوهرم اومد و با اصرار من کارای ترخیص رو انجام داد ولی خداروشکر امروز پسرم کمتر از روزهای قبل اسهال رفت و حجمش هم کم شده
دکتر دارو و محلول نوشت گفت وقتی اسهال میره از محلول بدم که آب بدنش کم نشه
بعد خداروشکر مرخص شدیم و از زندانی که چند روز گیر کرده بودیم آزاد شدیم...
میخواستم بدونم پنج بار اسهال رفتن در روز خوبه؟ امروز هم خیلی سره حاله و بازی میکنه و از محلول هم میدم به زور نمیخوره که
مامان شکر پنیر مامان شکر پنیر ۲ سالگی
سلام عزیزای دل دوستای خوبم مامان های قشنگ

امروز یه پیام گذاشتم که در ادامه اون اومدم تا تجربه خودم رو در مورد از شیر گرفتن بگم

البته اینم بگم که دختر من در کل بچه سختی نیست و خیلی قانونمند هست

من از همون یکی دو ماهگی دخترم اصلا بهش هر دقیقه شیر ندادم طبق برنامه پنجره بیداری متناسب با سنش پیش رفتم مثلا برای یک ماه ۴۵ دقیقه بیداری بود من دخترم رو با روتین می‌خوابوندم بعد که بیدار می‌شد همون اول بهش شیر میدادم اونم فقط در حدی که خودش می‌خورد نه زیادی مثلا اون موقع ها دختر من تهش پنج دقیقه شیر می‌خورد اونم از یک سینه و سیر می‌شد و سینه دوم رو نمی‌خورد کلی هم ای همین گهواره و اطرافیان شنیده بودم که بچه باید بیست دقیقه مک بزنه امت با مشورت و مطالعه با پزشکان و … دیدم اشتباه هست و دختر من با همون پنج دقیقه سیر می‌شد
از طرفی شب ها هم چون دخترم ۳۸ هفته کامل به دنیا اومده بود و نارس نبود خداروشکر و ورن حداقلی رو داشت باز هم به اجبار بیدارش نمی‌کردم و هر وقت خودش می‌خواست بیدار می‌شد دکتر گفت نهایتا ۴ ساعت خودت شیر بده اما دختر من نمی‌خورد و ساعتش رو پیدا کردم دختر من پنج ساعته بود و بهش اجازه دادم هر زمان خودش بیدار شد بخوره این باعث شد که دختر من برای شیر شب و روز روتین و ساعت داشته باشه یعنی سر ساعت شیر می‌خواد و دفعات شیرش مشخص بود بزرگ‌تر که شد دیگه سر هر غر و گریه ای بهش شیر نمی‌دادم چون تایمش مشخص بود برای حذف شیر شب هم از چهار ماهگی شروع کردم و از نزدیکترین تایم به وعده شب شروع کردم

توی کانال تلگرام کامل گذاشتم خیلی طولانی شد باید چند سری بگذارم

https://t.me/babyfood_momybahare
مامان آنا مامان آنا ۱ سالگی
بچه ی من وقتی متولد شد یه دکتری گفت دور سرش کوچیکه باید ببری مغز و اعصاب اون یه هفته ای که بیمارستان بستری شد من به جنون رسیدم از فکر این حرف
بعدم بردم متخصص گفت بیخود کرده اصلا نمیشه گفت الان رشد سر و مغز عادیه یا نه باید دوماه بگذره تو این دوماه ۴سانت رشد کنه من تا این دوماه سپری بشه روانی شدم که البته رشدم کرد از روز اول اسهال بود با علت ناشناخته هیچ ازمایشی چیزی نشون نمیداد مردیم تا شیرخشکی که بهش بسازه پیدا بشه که البته با همشون فقط مدتی خوب بود بعدش دوباره اسهال.مشکلات شدید روده ای که وزن نمیگرفت یبار بردمش فوق تخصص یه مادری اونجا بود بچش کوچولو بود گفتم چند ماهشه گفت پنج سالشه از بس روده اش مشکل داشت رشد نکرد بچم دائم اسهال بود کسی نمیفهمید چشه خدایا انگار دنیا رو سرم خراب شد عین دختر من بود نشستیم دوتایی با خانومه تو مطب کلی گریه کردیم باورتون میشه ؟
بچه ی من نمیتونست لاکتوز رو تحمل کنه دکترام میگفتن اگه لاکتوز رو تحمل نکنه زشد استخونیش به مشکل میخوره شیر عادی بده
بچه من هشت ماهگی فقط یه دونه دندون دراورد و نتونست جفتشو دربیاره خنوزم درنیاورده چون سوجذب رهاش نمیکرد😭😭😭
هشت ماهگی شیش کیلو بود 😭😭😭😭نگاش میکردم غم عالم میریخت تو دلم بچه ای که بعد سالها قرار بود لبخندو به لبم بیاره شده بود کابوس برام.دلم واسش میسوخت زیاااد روزی نبود گریه نکنم.قدش یکیالگی به زور رسید با ارفاق ۷۰.حدودا ده یازده بار مریض شده بود
خسته شده بودم از دکتر بردن از حرفای بقیه که حساسی باید ولش کنی و ...
اخر تصمیم گرفتم دیگه دکتر نبرم دیگه منع نکنم از اینو نخوره اونو نخوره که یوقت اسهال نشه
ادامه رو پایین میزارم
پوشک
رفلاکس
الرژی
فرزند پروری
شیرخشک
مای بی بی