من طبیعی زایمان کردم چهل هفته و سه روز با امپول فشار بودم
بنظرم هر کسی بدن و روحیاتشو شانسش متفاوته.زایمان مثل ی هندونه دربسته است چه طبیعی باشی چه سزارین بستگی به بدنت داره
منم تا دقیقه نود گفتم فقط زایمان طبیعی
اما تا ۴۰ هفته و دو روز دردم نگرفت
کلی دارو و امپول فشار گرفتم و فقط یک سانت باز شدم
معابنه تحریکی که شدم فهمیدم چقد قراره طبیعی سخت باشه اونم با شرایط من که قراره خیلی طول بکشه
قرار شد شب بمونم که شاید طبیعی اومد اما ساعت ۸ غروب گفتم میخوام سزارین شم
دیگه همونجا بستری شدمو صبح سزارین کردم
منم فقط وقتی تو بیمارستان بودم اذیت شدم چون بالا پایین کردن از تخت بسمارستان که ارتفاع داره شدیدا برام سخت بود
خودم ۳ طبقه رو از پله اومدم بالا
دسشویی فرنگی هم نداریم خونه اما راحت بودم
رو تخت خودم راحت تر بود نشستن پاشدن
غذا های خونه هم خوردم جون گرفتم
تو بیمارستان فقط نسکافه و کمپوت گلابی و کمپوت انجیر خوردم 🙄
مامانم هم دو روز باهام بود و بعد اون همه کارا با خودم بود
بخیه هامم جذبی بود فقط باید روز ده میرفتم گره هاشو باز میکردم که بعد باز مردن اونا دیگه خیلی راحت تر شدم
البته شوهرمم کمک میداد ولی خب میخوام بگم خیلی راحت بود و اون غولی که از سزارین ساخته بودم اصلا وجود نداشت
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.