۱۱ پاسخ

همه گفتن شوهرت اینجور اونجور
ولی چرا همش اون مقصره؟
یکیش بچه خودم دقیقا مثل بچه شماست همش قشقرق ب پا میکنه چیزی نیست نخریده باشه بیشترین وسیله ها هم خودش داره ولی سیری نداره براش میخری دو قدم اون طرف تر باز همون داستان
اصلا ایقدر براش حرف میزنم ایقدر کلیپ اموزنده ایقدر داستان
باز راه خودش میره
مثلا اون روز یه چیزی خریده آورد خونه دیدم خرابه گرونم خریده بود میگفتم استفاده نکن تا کثیف نشه وگرنه پس نمیگیره قشقرق ب پا می‌کرد براش توضیح میدادم بدتر می‌کرد
فکرشو کن کل روز کارش همینه همشم بهونه بیرون رو میکنع
امروز رفتیم مغازه میگم قول بده چیز الکی برنداری میگه باشه همین ک میریم یادش میره چی گفته ۵۰۰ تومن چیزای الکی مثل لواشک این چیزا برداشت
هر بار بره حداقل اینه ۸۰۰ ۹۰۰ ۱خوردی
آدم یجایی رد میده واقعا
بچه ک نیستن گودزیلا هستن
فقط کسی ک بچه اش این شکلی باشه میفهمه
از صبح ک بیدار شده از بس اذیت کرده کل کشوها خالی کرده کل یه اتاق شده لباس و اسباب بازی
چندین نقطه از خونه آب خالی کرده هزاران کار دیگه
من با کثیف کاریش کاری ندارم ولی همش بهانه های الکی یا بچه کوچکم رو هل میده میزنه
باید کل روز دنبالش باشی ک چیزی بخوره قد وزنش کمه

اه اعصابم خورد شد
وقتی یجا میخونم بچه کتک خورده، روانم بهم میریزه.
ببین اگر شوهرت چندوقت یبار بچتو میزنه ببرش دکتر اعصاب. جدی میگم
با شوهرت صحبت کن بگو اگر زود از کنترل خارج میشی دارو با دز کم دکتر بهش میده آروم میشه.
اینجوری روح و روان بچه در خطر نیس

اتفاقا همین رفتار شما باعث بروز این رفتارهای بچت شده
هرکار اشتباهیم که شوهرت کرده تو نباید جلو بچه دخالت میکردی اینطوری بچه ها یاد میگیرن چطوری به خواستهاشون برسن
میدونم کار شوهرت اشتباه بوده ولی کار شما به مراتب بدتر بود
بچه عادت میکنه دیگه با جیغ و داد و گریه به خاستش برسه
اینقدر این رفتارو تکرار میکنه که شما جلوش کوتاه بیاید
چندبار جلوش کوتاه نیاید و اگه باباش دعواش کرد (منظورم کتک نیست)شما بگید حق با باباست
این بچه دیگه یاد میگیره با گریه نمیشه به چیزی رسید
بعدش تو خلوت با شوهرت در رابطه با اون رفتار حرف بزنید

شاید انروز از چیزی ناراحت بوده و اعصابش خراب بوده سر بچه خالی کرده اونجور مواقع بچتو به زبون بگیر اروم بهش بگو باشه میگیرم حواسشو پرت کن که پیله نکنه گاهی بچها انقدی تکرار میکنن ک ادم اعصابش نمیکشه وگرنه بچها گناهی ندارن انقدری فشار روی مرداست دیگه کم اوردن گرونیه

بنظرم بچه ات یاد گرفته میدونه با گریه و جیغ کارش میفته و کوتاه میاد
باید با همسرت اتفاق نظر داشته باشی روتربیت
دیگه چهار پنج سالشه بچه دو ساله نیس که

امان از این وحشی بازی مردا

کودک‌آزاره دیگه همسرت. به خاطر به بستنی آخه! 😔

خودم کم ناراحتم از روز تایپیک توهم رفت رومخم... حرف مامان مسیحارو گوش کن خودت بهتر میتونی کنترل کنی...چون بلاخره از شخصیت همسرت اگاهی...بعدم تو تایم ارامش بگو ممکن بچه لکنت بگیره مخصوصا بچه هایی ک ازاولم کتک اینا ندیدن یهو شوک میشن و دیگ رفته رفته تربیت اشون خارج میشه از دست تون...من خودم بچه های خواهرشوهرمو میبینم طفلکیا کم کتک نخوردن الان ک تو بلوغ ان نمیشه باهاشون حرف زد منظورم مامان باباشونه ک نمیتونن درست باهاشون ارتباط بگیره چون بچه هاشون پرخاشگر شدن

وای من بودم پاره اش میکردم طاقت نمیاوردم

متاسفانه من خودم اینجوریم

کمتر پیش پیاد مردا بچه هارو بزنن
من خودم میزنمشون ولی شوهرم دعواشون میکنه

سوال های مرتبط

مامان ارین کوچولو مامان ارین کوچولو ۵ سالگی
فرزند پروری فرزند
سلام مامانا خواهش میکنم اگه تجربه ای دارین کمکم کنید من پسرم از صب بیدار میشه بهونه میگیره همش گریه میکنه میگه مثلا اتوبوس میگم اتوبوس الان خونشه یه ۳۰ دقیقه فقط برای اتوبوس گریه میکنه خودشو میکوبه زمین منم همونو جواب میدم بعد اروم میشه این بار گیر میده به مثلا بالشت پتو ببریم تو ماشین دراز بکشم میگم ماشین خرابه یه نیم ساعت برای اون گریه میکنه وحشتناک مثلا خودشومیکوبه زمین بعد این بار میگه بریم پیش عمو بهمن میشه داماد همسایمون مثلامیبینی ساعت ۳ اونا دارن ناهار میخورن یا کار دارن نمیتونم اون لحظه ببرمش بعد وقتی یه چیزی میخواد اصلا با چیز دیگه ای گول نمیخوره دیگه اروم میشه میبرمش بیرونی جایی باز؟همینا رو تکرار میکنه از صبح بهونه و گریه تا شب دیگه خانما دیوانه شدمیا مثلا ۶ و نیم بیدار میشه میگه آجی باید پیتزا درست کنه آجی هم ۶ و نیم بیدار نمیشهاین دیگه تا ۹ که اجیش بیدار بشه همینو تکرار میکنه؟گریه میکنه چه خاکی بریزم تو سرم راهکاری دارین
مامان گیلاس🍒 مامان گیلاس🍒 ۵ سالگی
سلام مامانا خونه داداشم با خونه مامانم کنار همه آپارتمانیه بعد دخترم خیلی دوس بچه داره و به کسی نمیزنه دختر داداشم میاد خونه مامانم باهم بازی می‌کنن و مثل خیلی از بچه های دیگه دعوا هایی هم دارن ما داداشمو و زن داداشم میگن بچمون اصلا گریه نکنن و حساسیت نشون میدن هی به دخترم میگن نکن بکن یا اسباب بازی ها و بده دستش نمیزارن خودشون بازی کنن بچه و بچه خودشون میدن البته زنش داداشم این وسط زیاد میونمون یا زن دادشم خوب نیست پس زیاد پر داداشم و بچش میکنه من اصلان دخالت نمیکنم میگم بچه بچه خودشون میدونن حتی اگ بزنن بهم هم فقط باهم آشتیشون میدم ولی خب من تا جایی ک بتونم وقتی اینا هستن کم میرم ک کمتر باهم رو به رو بشن خاله دیشب زنگ زد ک بیاین خونه همه مون دعوت کرد منم اول قبول نکرد ک ای کاش اصلا قبول نمیکردم ک اصرار کرد رفتیم اونام آمدن اول بچه ها بازی کردن بعد یه ماشین حساب بود دخترم نمی‌داد دست دختر دادشم ایناهم یه تیکه میگن بده یا همش به بچه من میگن نکن بشین بدش بغبش نکن در صورتی ک دختر خیلی دوست دختر داداشم داره وقتی اینا اینجور عکس العمل نشون میدن دختر منم لج میکنه وسایلا و نمیده گاهی اوقات یعنی تو خونه خالم یتکه میگفتن بدش نکن منم اعصاب نکشید زنگ زدم باباش امد دنبالش رفتیم گفتم تا بحثی پیش نیومده آخه نمیگن ولشون کنیم بچه بچه خودشون میدونن بزرگتر نباید بره تو بحث بچه بنظرتون کارم اشتباه بود خالم امروز زنگ مامانم زده ک من نباید اینجور عکس العمل نشون میدادم باید بیخیال باشم راستی دادشمم امد در گفت این دوتا نباید کنار هم باشن باهم نمیسازن من باید چیکار کنم بنظرتون زیادی عکس العمل نشون دادم البته این مورد زیاده ها من یدونش تعریف کردم .. شما بودین چیکار میکردین؟
مامان ایلیا مامان ایلیا ۵ سالگی
سلام بچه ها کسی بیداره؟؟
من دو شبه عذاب وجدان روانیم کرده تا صبح بیدارم الان با دوتا قرص آرامش بخش هرکار کردم خوابم نرفته....
من جز ایلیا یه دوقلو ۲ ساله هم دارم دیشب خونه برادر شوهرم بودیم ایلیا خیلی دوقلو ها رو اذیت میکرد و میزد یه بارش چنان محکم زد زمین بچه رو که. خون دماغ شد هرچی صحبت میکردم باهاش فایده نداشت هرکار کردم سرگرم بشه ولی کنه دوقلو ها نبود و میزدشون به درو دیوار و اونام یه سره گریه و جیغ
انقد عصبی شدم ایلیا رو زدم😭تا آروم نشست و ول کرد
اینو بگم من صبرم خیلی زیاده اصلا اینجور نیستم دست بزن داشته باشم و بزنم بچه ها رو بخدا آنقدر اذیت میشم ولی مدارا میکنم کل زندگیمو گذاشتم پاشون و اینکه توجه هم من هم باباش به ایلیا خیلی زیاده گفتم اینجور باشیم که وجود دوقلو ها اذیتش نکنه ولی انگار بدتر شد بیشتر وقتا میگه کاش این بچه ها رو نداشتیم و.....
بابت کتک دیشب خیلیییییی ناراحتم 😭هرچی گریه میکنم آروم نمیشم دیوونه شدم کل روانم به هم ریخته می میکنم مادر خوبی نیستم براش😔کاش دستم می‌شکست همون لحظه....
مامان آرسام و آراد مامان آرسام و آراد ۵ سالگی
خانمایی که بچه هاشون شیره به شیره یا فاصله سنی نزدیک به هم دارن بیاین یه سوال داشتم ازتون😩بچه های شما دعوا میکنن یا فقط پسرای من عین سگ و گربه هستن بخدا خسته شدم از دستشون دیگه دارن خیلی خطرناک میشن😑امروز پسر کوچیکم با لگد زد تو باسن پسر بزرگم تا نیم ساعت گریه میکرد میگفت شکمم درد میکنه با باسنم یعنی انقد محکم زد ک شکمش درد گرفت؟😐😐😐بعد اون داشتن بازی میکردن پسر بزرگم نقش آدم بی هوش رو بازی میکرد یدفعه کوچیکه رفت بالاسرش با لگد محکم زد رو انگشتش زیر پوست انگشتش خونمرده شد نمیدونم چجوری بود انگشتش ک این محکم با لگد زد انقد ترسیدم گفتم انگشتشو شکونده🤕بعد اون تیله گرفتن دستشون کوچیکه پرت کرد محکم خورد تو سر پسر بزرگم انقد گریه کرد بعد اینکه آروم شد این پرت کرد زد تو سر کوچیکه آخرش ب زور گرفتم ازشون بردم قایم کردم😑اینا تنها یه گوشه از کاراشون در طول روز هست خیلی بلا سر هم میارن و خیلی دعوا میکنن نمیدونم چیکارشون کنم کم آوردم بخدا😩گفتم ببینم شماها راه حلی چیزی ندارین اینا یکم آروم بشن؟؟؟قبلا تبلت دست میگرفت یکی دوساعت سرگرم میشدن الان دوماهه هرچی میگم یکم با تبلت بازی کنین اصلا یبارم دست نگرفتن ازش زده شدن😑