۱۱ پاسخ

بگو اونجا جای شخصیه نباید غریبه ببینه بجز پدرو مادر
بعدشم بگو قهر کنه
خودت ببرش پارک ببرش مهد همه جا میتونی
به مادر بچه بگو و بچه اینطوری بچشون تربیت میکنه

نباید بترسه چون بچه ها نسبت به ترس کنجکاو تر میشن
اموزش جنسی براش شروع کن با کتاب و …
به مادر پسر هم بگو

چند بار طی زمان های مختلف بهش بگو خصوصی فقط خودت و مامان و بابا میتونن ببینن
هر کس هم گفته اگه فلان کار نکنی قهرمیکنم بهش بگو قهر کن

باید بهش یاد بدی اسمش عضو خصوصیه دائم هم هر روز یادآوری کن هیچکس جز بابا مامان اجازه دیدنش رو ندارن، اسمش رو به بچه یاد دادی جوجو خوب معلومه که اون بار خصوصی بودن رو از دست میده میشه وسیله بازی عزیز جان
اسم جوجو رو از روش بردار جوجو و جوجه برای بچه ها وسیله بازیه

وقتی بهت میاد میگه اصلا نه دعواش کن نه سرزنش فقط هم قدش شو یه لبخند اطمینان بخش بهش بزن و بگو خیلی خوشحال شدم که بهم گفتی مامان.و دیگه ادامه نده بحث رو
حتما براش کتاب راجع به این موضوع بخر و باهم بخونین ولی تو موقعیت توضیح نده بهش
به مامان اون بچه هم حتما بگو ولی نباید ارتباط بچه هارو باهم قطع کنی فقط وقتی پیش همن نذارتت بیشتر باشه مثلا میرن تو اتاق در اتاق باز باشه به بهونه سرکشی یه خوراکی ببر و...

به نظرم به مادرش بگوکه اونم آگاه باشه.

اصلا نزارباهم درارتباط باشه به خدااینامعزلا لعنت به خانواده هاشون .من دیروزداشتم برمیگشتم خونه یه پسری داشت هی حرف میزدیه دفعه گفت به طرف مقابلش ک......تودهنت وای تمام بدنم لرزید حالا پسرکلاس۲دوم ابتدایی گوشش ازریشه گرفتم برم برتی مادرش گفتم ابنسری پسرتوببینم توکوچه استشادمحلی میگیرم که کلا جمع کنین برین .

به ذوی بچه خودت نیار و دعواش نکن ، بهش بگو که جاهای خصوصی بدن کجاست و اجازه نده کسی دست بزنه، بگو کار پسر همسایه اشتباه بوده ...‌دیگه هم اجازه نده بازی کنن تا یادش بره... خیلی خوبه پسرت اومده بهت گفته، یعنی به مادرش اعتماد داره، ولی اگر بلند باهاش حرفبزنی ممکنه بترسه و دفعه دیگه بهت نگه

بچت ساده نیس که اومده بت گفته بهش بگوکسی اجازه نداره

سلام گلم..چجوری به بچه ات یاد دادی باهات صحبت کنه؟؟؟
پسرمن اصصصلا حرف نمیزنه..برا ماهم همچین چیزی پیش اومد ولی من دیدم اون اصلا حاضر نبود چیزی بم بگه

بچه ها تو این سن کنجکاو میشن ن اینکه از سر قصد و عمد باشه من یادمه خواهرم کوچیک بود با بچه های همسایه سایه چشم مامانمو مالیده بودن ب باسن همدیگه 😩😂

بهش بفهمون ک کارش درست نیست و ب اون بچه هم گوشزد کن

سوال های مرتبط

مامان مامان فلفلی مامان مامان فلفلی ۴ سالگی
خانما خیلی از دست شوهرم ناراحتم
دیشب خونه مادرش بودیم بچه کوچکم خیلی باید مواظبش باشی اینا هم تو حیاط میشینن اگ یهو پاش لیز بخوره سرش بخوره زمین یا سنگی چیزی چی ؟ اصلا هم‌نمیشینه یکجا
بعد بچه های خواهرش هم اصلا بازی درستی نمیکنن با سنگ و چوب بازی میکردن
یکیش خیلی فضول تا حالا دست پای داداش خودش شکسته دندونش شکسته
بعد شوهرم حاضر نبود حواسش ب یکی از بچه ها باشه
خیلی عصبی شده بودم چند باری گفتم حواست ب یکیش باشه میگفت این همه آدم اینجاست من بگیرمش
دلم‌میخواست بزنم تو سرش و آر اونجا برم از بس عصبی بودم
خدایی نکرده سنگی چیزی بزن تو سر و چشم بچم چی یا هلش میدادن از بس دنبالشون رفتم و اومدم ک حالم بهم خورد گفتم دیگ باهات هیچ جا نمیام وقتی برات مهم نیست سر بچه هات بلایی میاد گف کی گفته بلا میاد گفتم انگار بچه های خواهرت نمیشناسی یکیش ک فقط هر بار غافل شم بچه هامو میزنه دیشب باز میخواست بچمو بزنه نذاشتمش گریه کرد بعد مادرش اومد گفت چبسده گفتم‌میخواست بچمو بزنه نذاشتم گریه کرده بعد انگار با کمال پرویی بهش برخورد ب شوهرش گفت رفتن خونشون انتطار داره با کمال میل بذارم بچه هامو بزنن خیالشون راحت شه
مامان آرتا مامان آرتا ۵ سالگی
سلام مامانها
همسایه پایینیم یه دختر داره که سه سال از پسرم بزرگتره حدودا یک ساله که باهاش رفت آمد دارم بخاطر اینکه بچه هامون بازی کنن باهم یه مدته که پسرم تنها پایین میره یا دخترش تنها میاد با پسرم بازی میکنه . چند وقته اون دختره زورگویی میکنه یا همش با پسرم سر بازی قهر میکنه پسرم چون بازی دوست داره حرفشو گوش میده اکثرا یک ماه پیش پسرمو هل داد صورت پسرم قشنگ چاک خورد علامتش هنوز هست که مامانش عذزخواهی کرد بعد گفت چون پسر من به لحظه اومد روی پاهاش دردش گرفت هلش داد منم گفتم آره چون بچه هستن پیش میاد اشکال نداره تو بازی
بعد دوباره هرروز همو میدین یا پسرم میرفت پایین یا دخترش میومد بالا البته دیگه حواسم قشنگ روشون بود که دوباره حل ندن همو بعد چند روز پیش پسرم رفت خونشون ایندفعه منم رفتم دیدم دختره عصبانی شده بخاطر اینکه چشماشو تو بازی خوب نبست پسرم میخواست پسرمو هل بده بزنه که مامانش سریع اومد جلوشو گرفت
الان من دیگه نمیخوام پسرمو بفرستم دیگه باهاش بازی کنه بنظرتون چی بگم که مامانش ناراحت نشه چون مامانش دوستم شده خیلی مهربونه اما بچه ش خیلی اذیت میکنه