سوال های مرتبط

مامان رایمُن 💙 مامان رایمُن 💙 ۸ ماهگی
تجربه زایمان سزارین قسمت ۲

صبح قرار شد ساعت ۴:۳۰ بیمارستان نیکان سپید باشم، چون روز شلوغی بود برای سزارین و در واقع من نوبت سزارین و اتاق عمل نداشتم، دکترم گفت این‌ساعت برم که اولین عمل باشم و مشکلی پیش نیاد
خلاصه فکر میکردم خیلی باید استرس داشته باشم ولی خیلی ریلکس بودم انگار خدا یه توانی بهم‌ داده بود که از پسش بربیام رفتم بیمارستان نیکان سپید، از بخش اورژانس وارد شدم و رفتم بلوک زایمان
دکترم با مامای مقیم هماهنگ کرده بود اونم گفت سریع مدارک رو بدین برای تشکیل پرونده و بعد از اون بهم لباس داد و گفت تمام لباس هات رو در بیار و گان اتاق عمل بپوش
دراز کشیدم و باز ازم NST گرفتن، بعدش از پشت دست راست رگ گرفتن و آنژیو کت وصل کردن که خیلی هم درد داشت چون خیلی بد برام وصل کرد…
همش منتظر بودم بیان سوند رو وصل کنن ولی دیدم سوند نزاشتن برام
در نهایت گفتن دراز بکشم رو یه تختی که جلوی در بلوک زایمان بود و دو نفر اومدن و من و بردن اتاق عمل، لحظه عجیبی بود سقف رو فقط میدیدم از روی تخت و از کنار های تخت اتاق عمل های متعدد رو میدیدم که همشون چراغ هاشون خاموش بود چون اون ساعت عملی نبود😄
ادامه تایپک بعدی👈🏻
م
مامان گل خوشبو ریحانه مامان گل خوشبو ریحانه ۱۱ ماهگی
سزارین سوم
پارت دوم
تقریبا ساعت ۵ وارد بیمارستان شدیم پذیرش به مامانم گفت شما داخل اورژانس منتظر بمونید و به من و همسرم اجازه دادند که با مدارک وارد بلوک زایمان بشیم . توی بلوک زایمان همسرم رو پشت در اتاق انتظار نگه داشتند و من به همراه مدارکم وارد اونجا شدم . پرستار شیفت برام لباس اتاق عمل رو آورد و لباس و کفش خودم رو تحویل همسر داد . آخرین سونو و آخرین آزمایش و سونو و آزمایش ان تی رو ازم گرفت و بررسی کرد نوار قلب جنین رو گرفت و یکسری سئوال در مورد وضعیت سلامت و دوران بارداری و حساسیت و ....ازم پرسید و بعد آنژیوکت رو به دستم وصل کرد و سرم رو به دستم وصل کرد و داروهای لازم برای قبل عمل رو داخل سرم تزریق کرد .حدود ساعت ۷ آماده بودم برای انتقال به اتاق عمل . که توی مسیر همسرم رو صدا کردند تا با همدیگه رو قبل از اتاق عمل ببینیم و همسر جان با اون خنده ی مهربون و دستای همیشه گرمش با چشمایی که نگرانی داخلش موج میزد ولی سعی می‌کرد به من حس خوب منتقل کنه با بوسه ی گرمش منو راهی اتاق عمل کرد
مامان دلانا سادات مامان دلانا سادات روزهای ابتدایی تولد
سلام خانما میخام تجربه زایمان سزاربنم رو بگم شاید به کار کسی بیاد
من زایمان دوم بودم بیمارستان صارم زایمان کردم
خیلی خوب بود همه چی
همه چی با اصول بود
دکتر که بهم نامه سزارین داد دو روز قبل رفتم بیمارستان مشاوره قلب و بیهوشی اینا که انجام شد با مدارک پزشکی رفتم پذیرش بستری مدارک رو منگنه کرد گفت یک روز قبل عمل بهت زنگ میزنیم که چه ساعتی بیای
خلاصه فرداش زنگ زدن گفتن ۷ بیمارستان باش
صب با همسرم و مدارک رفتیم
۵۰ میلیون بیعانه دادیم ساک مادر دادن و همراه با یه بهیار رفتیم بخش بستری زنان
اونجا که وارد شدیم بهیار منو تحویل داد و رفت واقعا بخش زایمان پرسنل ماه
یکی خودش رو ماما معرفی کرد
و اطلاعات ازم گرفت
چه دارویی چه هویتی
چه بارداری
بد لباس عوض کردم خوابیدم رو تخت منتظر شدم صدام کنن بیان ببرن اتاق عمل
ساعت ۹ نیم اومدن دنبالم سوار ویلچر رفتیم پایین اتاق عمل
ماما منو تحویل اتاق عمل داد و رفت
خب وارد اتاق عمل شدیم
خوابوندن رو برانکارد مجدد سوال پیج شروع شد ک چه دارویی میخوری شکم چندمی دکترت کیه
بد پیج میکنن مثلا مریض فلانی بره اتاق عمل ۶
ادامه تاپیک بعدی میگم اگه خواستید بخونید