پارت اول تجربه زایمان طبیعی
بالاخره منم اومدم تجربه مو از زایمان دومم بگم .
شب قبلش زدم توی نت حرکات گربه ای که انجام دادم فکر میکنم اونا بی تاثیر نبود و دوروزی ک پیاده روی طولانی داشتم نزدیکی داشتم . البته من از همون ۳۵ هفتگی هرکار بگین کرده بودم پیاده روی ماساژ پرینه ورزش. روغن مالی آبزن شیاف مغربی که هفته های آخر بود . خیلی بدنم آماده بود . تغذیه رو خیلی رعایت کردم آب یخ اصلا نخورین که زایمانتون سخت میشه . خب خلاصه صبحش یه دردای خفیفی داشتم ک مثل همیشه بود رفتم یکم پله های خونمون بالا پایین کردم شوهرم رفت سرکار بهش گفتم امروز دیگه فکر کنم وقتشه . گفت تو ک هرروز همینو میگی🤣 یک ساعتی گذشت ساعت ۹ شده بود ۷ر ده دقیقه انقباض داشتم ولی اصلا زیاد نبود دردام . همش شک داشتم ب مامانم اینا بگم یا ن . صبحانه پسرمون دادم و یکم دیگه ورزش کردم قر کمر و حرکات گربه ای و اسکات آبزن نشستم . دیدم نه انگار همش میگیره ول میکنه حتما انقباضه. البته تا لحظه ای ک رفتم بیمارستان اصلا مطمئن نبودم😂

۵ پاسخ

بقیشم بگو عزیزم

عزیزم خدا حفظش کنه کوچولوتو برا ما هم دعا کن

ادامش

سلام عزیزم خیلی مبارک باشه 🥰
منظورت از حرکات گربه ای همون همون حرکات گربه و گاوه؟
بعد اسکات آبزن چجوریه؟

مبارک باشههه🌹👏

سوال های مرتبط

مامان حلما گلی🧚‍♀️ مامان حلما گلی🧚‍♀️ ۲ ماهگی
پارت اول زایمان طبیعی :
خب خانوما بیاید از تجربه زایمانم براتون بگم ،اول اینو بگم ک من قبل بارداری زیاد ورزش میکردم تو بارداری کلا اجازه ورزش نداشتم ب جز ماه اخر ک روزی یک ساعت پیاده روی و نیم ساعت ورزش مجاز بودم و ماساژ پرینه ک اکثرا انجام میدادم ولی این ماساژ اصلا فایده نداشت گفتن بچه اول احتمال پارگی و برش خوردن زیاده چون واژن بافت سفت تری داره،از ۲ نصف شب انقباض داشتم زمانشون هر ۳ دقیقه یکبار بود ولی فقط کمرم یکم درد میگرفت و شکمم درد نمیگرفت برا همین خیلی سرسری گرفتم و اصلا فکر نمیکردم انقباض باشه،تا فردا صبحش ک لکه بینی پیدا کردم رفتیم زایشگاه بیمارستان صدوقی اصفهان گفتن ۶ سانت باز شدم تقریبا تا ۸ سانت هم اکی بود من تکنیکای تنفسی رو رعایت کردم ولی از ۸ سانت دیگه کپسول بی دردی خواستم چون واقعا انقباض ها خیلی اذیتم میکرد ،و کار اشتباهی ک کردن این بود ک نمیزاشتن ورزش کنم در حالی ک مشکلی نداشتم و همه ی ماماها میگن وقتی دارید فول میشید باید ورزش های به دنیا اومدن بچرو انجام بدید ک راحت تر سر بچه نزول کنه،خلاصه ک این اذیت اولشون بود
مامان ویدا و ویهان مامان ویدا و ویهان ۱۰ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی خلاصه مینویسم
از از شیش ماه به بعد در روز نیم ساعت پیاده روی داشتم از هفته ۳۴ روزی چهل دقیقه پیاده روی داشتم و ورزش انجام می‌دادم ولی تعداد هر حرکت کم تر از هفته ۳۶ به بعدی روزی یک ساعت نیم تا دوساعت پیاده روی ورزش روزی چهل دقیقه حدود ده تا حرکت های مختلف تعداد بالا ۵۰ تا ۱۰۰ از شروع هفته ۳۷ استفاده کپسول گل مغربی یکی ظهر یکی شب هفته ۳۷ یک روز از ظهر درد واژن کمر داشتم بیخالش شدم خوابیدم چن بار تو خواب بیدار میشدم باز میخوابیدم تو خواب عرق کرده بودم وقتی بیدار شدم عصرش یکم کار های خونه انجام دادم بعدش ورزش پیاده روی و دردام بیشتر شد رفتم دوش گرفتم تو آب گرم نشستم کمرم گرفتم زیر آب گرم ماساژ دادم اسکات زدم و آماده شدم تا بریم بیمارستان رفتم سرویس افتادم رو خونریزی نوار گذاشتم رفتیم مسیر ما تا بیمارستان سه ساعت راه بود که همون شب باران شدیدی هم بود دردام تو ماشین می‌گرفت ول می کرد اولش کم بود با تنفس کنترل میکردم شدید هم که میشد ناله های بلند میکردم تا رسیدم بیمارستان شد ساعت ۱۰ تا رفتم اورژانس معاینه شدم و بعدش زایشگاه هشت سانت دهانه رحمم باز شده بود روی تخت شروع کردم برا ورزش حالت راه رفتن چمپاته ولی لگنم چرخش میدادم دیگه آمدن بردنم اتاق زایمان دیگه کامل سر بچم حس میکردم پاهام جمع کردم تو شکم چن تا زور محکم زدم بچم به دنیا آمد ساعت ۱۱ زایمان کردم بخیه داخل نمیدونم چقدر بود ولی بیرون پنج تا خوردم زایمانم بیمارستان حافظ بودم ولی اصلا راضی نبودم زایمان اولم شوشتری بودم عالی بود
مامان آرام🩷🎀 مامان آرام🩷🎀 ۱۴ ماهگی
سلام مامانا اومدم بگم من امروز زایمان کرددددم😍🥺


دقیقا روز ۱۸ مرداد ۵ صبح دردم گرفت شروع کردم ب ورزش و پیاده روی همچنان درد پریودی داشتم اما خفیف ساعت ۵ بعدازظهر ترشح قهوه ای دیدم رفتم بیمارستان انتظار داشتم بگه ۴ ۵ سانتی با اون هفته ورزش ولی گفت یه سانتی برو خونه فقط معاینه تحریکی کرد دیگه ۹ شب اومدم خونه درد داشتم اما کم اما ۱۲ شب به بعد خیلیییی شدید شد جوری که تو خونه گریه میکردم و نفس عمیق میکشیدم که دیگه اخراش ب داد رسید😂تو خونه هم‌ ورزش میکردم و حموم اب داغ رفتم و پیاده روی رفتم یکساعت اخر شب قبلش انقباضام ۷ دقیقه بود ۵ دقیقه و ۳ دقیقه ولی ساعتای ۱ شب رسیده بود به یک دقیقه داشتم میمرررردم
ساعت ۴ صبح رفتم بیمارستان معاینه کرد گفت ۴ سانتی افرین برو اماده شو بعد چون ۴ سانت بودم اپیدورال تزریق کردم که واقعاااااا خوب بود همه ی دردام رفت و بدنم بی حس شد دیگه روی همون تخت ورزش میکردم پروانه و سجده ساعت ۵ و نیم ۷ سانت بودم ک دکتر خودش تعجب کرد دیگه ساعت ۷ صبح فول شدم . انقدر اپیدورال خوب بود ک هرچی معاینه میکردن نمیفهمیدم کلا بی حس بود دکترم اومد ساعت ۸ و ربع رفتم رو تخت زایمان دیگه اپیدورالم داشت از بین میرفت ولی نه کامل فقط یه کوچولو درد حس میکردم دیگه ۸ و نیم زایمان کردم تو یه ربع ولی بگم که لحظه ای که داشت میومد مررررردم
وزنش تو اخرین سونو ۲۹۰۰ بود ولی وقتی به دنیا اومد ۲۳۵۰ بود و خداروشکر ک کمتر بود برای زایمان
بیمارستانم بنت الهدی خیلییییییی راضی بودم از پرسنل
دکترم نازیلا ابراهیمی
فقط بگم که حس میکنم خیلی بخیه خوردم اصلا نمیتونم خوب بشینم چیکار کنم
مامان آراد جون مامان آراد جون ۷ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....
مامان رادین مامان رادین ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
اول بگم ک بیمارستان دولتی تامین بودم و ۴۰هفته کامل زایمان کردم
۳۷هفته ۳روز معاینه لگنی شدم دکتر گفت لگن خوبه و دهانه رحم دو سانت بازه
۳۸هفته معاینه تحریکی شدم ولی دردام شروع نشد فقط همون روز یکم درد داشتم

از۳۶هفته شروع کردم به ورزش و پیاده روی
از۳۷هفته بقیه کارا رو ک ماما گفت شروع کردم مثل خوردن خاکشیر خرما ماساژ نیپل و شیاف گل مغربی و..و ...
این مدت با اینکه دو سانت باز بودم ولی هیچ علائمی نداشتم نه درد نه انقباض نه ترشح ک حتی بخام یکم آشنا بشم با دردای زایمان من رسیده به چهل هفته بدون هیچ دردی فقط رفتن برای حرکات بچه ک گفتن عادیه توی این هفته ها حرکات ضعیف تر میشه چهل هفته ک کامل شد صبح با ی درد خیلی ضعیف ک کمر شکمم می‌گرفت بیدار شدم هر نیم ساعت تا چهل دقیقه یک بار می‌گرفت در حد یک دقیقه یا کمتر دردش خیلی قابل تحمل بود شدید نبود اصلا و شبیه درد پریودی
تا ساعت12ظهر دردا همینطوری بود هر نیم ساعت یک بار رفتم ی دوش گرفتم یکم خاستم ورزش کنم ک خب نمیشد یکم شکمم درد می‌گرفت موقع ورزش دیگه بیخیال شدم فقط تحمل کردم دیدم دردا نزدیک میشه رسیده بود به یک ربع بعضی وقتا هم