۱۱ پاسخ

مرسی از اینکه تجربتو به اشتراک گذاشتی عزیزم
ان شاءالله همیشه تنت سالم باشه خدا گل پسرتم برات حفظ کنه💕

عزیزم مگه زایمان طبیعی هم سوند میزارن

چند کیلو بود عزیزم

گلم واقعا عالی بودی لذت بردم امیدوارم منم بتونم مثل شما شجاع باشم ممنونم بابت تجربه ای که گذاشتی😍🌸

خیلی ممنون از توضیحاتت
انشاءالله همیشه خودت و نی‌نی سلامت باشید،🙏🏻💚🩵

موقع برش زدن میدیدی؟؟

عزیزم ممنون از اینکه اینقدر کامل توضیح دادی
خدا حفظ کنه گل پسرت رو براتون
و همچنین شمارو براش

مگه نمیگن اگه دهانه رحم خوب باز بشه دیگه برش لازم نیست و بخیه نمیخورید؟
شما که فول بودید چرا دیگه برش دادن؟

عزیزم ییادا روی زیاد داشتی با ورزش؟

چیکار کردی بچه طبیعی به دنیا آمد

چند سانت دهانه رحم باز شده بود

سوال های مرتبط

مامان جوجه رنگی🐣🐦 مامان جوجه رنگی🐣🐦 ۱۴ ماهگی
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۱۰ ماهگی
سونیا🌱 سونیا🌱 قصد بارداری
پارت ۳ از تجربه زایمان طبیعی بیمارستان تخت جمشید
به واژنم آمپول زدن و بعدش بین واژن تا مقعد منو برش زدن من اصلا این برش رو احساس نکردم وقتی دکتر و پرستار ها شگم‌منو فشار میدادن خیلی درد زیادی بود وقتی دیدن من همکاری نمیکنم و زور نمیزنم ۲ نفر با دست هاشون خیلی محکم شکم منو فشار میدادن دیگه زورشون نرسید و دکتر بی هوشی که مرد بود اومد و با همکاری یکی از ماماها چند بار خیلی خیلی محکم شکم منو فشار دادن و نی نی کوچولو به دنیا اومد وقتی بچم به دنیا اومد و ساعت ۲۳:۱۵ دقیقه یود که زایمان کردم دیگه هیچ دردی نداشتم کلا درد هام رفته بود حتی وقتی دکترم داشت بخیه میزد نگاه میکردم اما بی حس بودم و اصلا احساس نمیکردم بعد از اینکه بخیه زدن تموم شد نی نی کوچولومو دادن بغلم تا بهش شیر بدم و بعدش بهم شام دادن آبمیوه دادن که بخورم خوردم بعد که منو بلند کردن لباسمو عوض کنم یه سرگیجه خیلی بدی داشتم که اصلا رو پاهام‌نمیتونستم وایسم دوباره بهم آبمیوه دادن و منو با ویلچر بردن بخش
مامان دنیز کوچولو🥺💋 مامان دنیز کوچولو🥺💋 ۱۴ ماهگی
بعد سه روز اومدم تعریف کنم
من چند روزی بود درد داشتم و یک سانت باز بودم دوشنبه من ۳۴هفتع و ۶روز بودم یهو حس کردم کیسه نشتی داره رفتم معاینه کردن گفتن ۳سانت هستی کیسه نشتی داره زایمان میکنی سر بیمه اذیت شدم اومدم علوی شب نه بستری شدم درد نداشتم انقباض نامنظم تا سه صبح بعد یکم دردا مرتب شد ساعت شیش اومدن کیسه رو پاره کنن پاره کردن درد اصلی شروع شد درد کشیدم یک ساعت واییی خیلی سخت بود زور نداشتم بچه نمیومد به زور اومد بخیه زدن داستان من از اینجا تازه شروع شده رگ از داخل پارع شده بوده و بخیه نزده بود رگ خونریزی کرد طی نیم ساعت اندازه یه هندونه لابیا ام باد کرد دردی که اون داشت زایمان اصلا نداشت مردمممم یعنی واقعا بخیه ها که مینداخت من حسشون میکردم بردن اورژانسی اتاق عمل با بیحسی اسپاینال کورتاژ کردن بخیه هارو کشیدن از اول زدن برام خیلی سخت بود دو روز کامل دراز بودم سوند و پنس داخلم بود نمی‌تونستم تکون بخورم یعنی واقعا دهنم سرویس شد هم طبیعی هم سزارین شدم خیلی اذیت شدمممم خیلییی
مامان نیکان مامان نیکان ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت دوم. ماما گفت چهار سانت باز شده من گفتم می‌خوام برم بیمارستان خصوصی زایمان کنم ماما هم کلی تعریف و تمجید بیمارستان تامین اجتماعی و کرد آخرش گفتم من راضی بشم همسرم راضی نمیشه همسرم هم صدا زدن اون هم راضی کردن و بستری شدم بیمارستان به اون بزرگی هیچ کسی برا زایمان اونجا نبود اول یه سرم ساده زدن که اصلا درد نداشتم بعد ساعت ۱۲ سرم عوض کردن آمپول فشار هم به سرم زدن به توپ هم آوردن برا ورزش این هم بگم خواهرم همراهم بود کم کم درد هام شروع شد. منو منتقل کردن صندلی زایمان بعد۴۵دقیقه تلاش تیم زایمان بچه به دنیا اومد سه چهار نفر بالا سرم بودن. بچه رو گذاشتن رو سینه م همون موقع ادرار کرد نمی دونستم خوشحال باشم یا بخندم لحظه خیلی شیرینی بود. اما یه ساعت طول کشید تا بخیه زدن تموم بشه این و هم بگم برش نزدن موقع زایمان یه کم پارگی پیدا شد بخیه زدن برام خیلی درد ناک بود. همون ساعت اول بچه رو آوردن برا شیر دادن که چند قطره ای که تو سینم بود سیرش نمی‌کرد در کل از دکتر وپرستار بیمارستان راضی بودم اما از خدمه بیمارستان نه خیلی بد اخلاق بودن. یه توصیه هم بگم اگه بیمارستان دولتی میرین تخت خصوصی بگیرین انشاالله همه روزی صحیح و سالم بچشونو بغل بگیرن موقع زایمان برا همه دعا میکردم. که خدا به همه بچه سالم و صالح بدون مهم بودن جنسیت بده
مامان 🩷MAHLIN🧿 مامان 🩷MAHLIN🧿 ۱۶ ماهگی
مامان نینی جان💫 مامان نینی جان💫 ۱۷ ماهگی
تجربه من از زایمان سزارین
روز سوم فروردین برای سونوگرافی به بیمارستان رفتم که گفتن آب دور جنین 8.5به دکتر شیفت زنگ زدن و گفت باید عمل بشم چون بچه هم بریچ بود اومدم خونه یه دوش گرفتم و وسایلام جمع کردم و ساعت 3بستری شدم اول nstگرفتن بعد سوند وصل کردن و انژوکت زدن موقع وصل کردن سوند و بعدش خیلی احساس سوزش داشتم بعد رفتم اتاق عمل امپول بی حسی تو نخاعم زدن اصلا درد نداشت بعدش کم کم پاهام سنگین شد و یه پرده جلوی سرم کشیدن پنج دقیقه طول نکشید که صدای گریه بچم شنیدم و دیدمش اشکام جاری شد🥹پسر سفید قند عسلم هیچ وقت فکر نمیکردم انقدر عزیز باشه،خداروشکر کردم بعدش شروع کردن به کندن جفت و بخیه و ...با اینکه بی حس بودم اما کندن جفت کامل احساس کردم رحمم میکشیدن بیرون، بعد از بیرون آوردن بچه خیلی از قبلش بیشتر طول کشید حدود یک ربع فقط بخیه و کارای بیرون‌اوردن جفت انجام دادن ،یکم بالا اوردم بعد که تموم شد نیم ساعتی توی ریکاوری بودم درخواست پمپ درد کردم ،بعدم که بلندم کردن و رو تخت خوابوندن با اینکه موقع عمل زیاد اه و ناله کردم و حرف زدم ولی سردرد نگرفتم،کم کم دردام شروع میشد پمپ درد خیلی خوب بود هر بار که اذیت بودم فشار میدادم