۱۱ پاسخ

وای من بودم جرش میدادم تو چقد صبوری هیچی نگفتی

لعنت به مادر نفهمش کنن .

وای وای
خدا رحم کرده باز
اون خانومه از فامیلاتونه

عزیزم دیگه تو جمعی که این خانواده هستن به هیچ وجه نرو
وقتی پدرو مادر اینقدر بیشعورن بچشون از خودشون بدتره وگرنه چرا بچه ای که هنوز ۵ سالش نیست باید همچین کناری کنه

هیچوقت بچت و وسط بچه های بزرگتر نزار مطمئن باش آسیب میبینه منم میزارم اما خیلی حواسم هست و چک میکنم حتی مسئولیت میدم به بقیه بچه ها که این کوچیکتره ها مراقب باشید نباید آسیب ببینه اگه اشتباه هم کرد فقط باید به من بگید با خودش کاری نداشته باشید همتون بچه های خوبی هستید
ولی در کل این شخصیت و منم یکیش و دارم که همیشه حق به جانب هست و میگه وای فاطمه بچت و بگیر مراقبش باش من که نمیتونم بچمو بگیرم
در کل هیچوقت بچه هاش مقصر نیستن نبودن و نخواهند بود😅😅

وای عجب آدمیییییی😵‍💫

بچه های خواهر منم همینجورن چپ و راست گندم رو میزنن.من اصلا دوس ندارم بچم کتک بزنه یا کتک بخوره همیشه بهش میگم مامان با همه دوس باش.دخترخواهرم گندم رو زد من بهش میگم خاله چرا میزنی گناه داره خیلی از تو کوچیک تره میگه میزنم اخم هم میکنم بهش .به خواهرم میگم یکم رو بچه هات کار کن منم هیچی نمیگم فردا تو جامعه مردم ساکت نمیمونن که میگه ب من چه تو بچتو جمع کن.خداسرشاهده بعد از حدودا۵ماه هفته پیش رفتم خونشون سر این موضوع ها و کارهای خودش و شوهرش از سگ پشیمون تر برگشتم

حتما اینکارو با بجه اش انجام میده ک بچه هم دیده و یاد کرفته روانین بعضیا

آدم به اون پروری بچه وحشی هم تربیت می‌کنه
چرا یه بچه باید بالشت بزاره رو دهن کسی دیگه
ولی یادت باشه و برات تجربه بشه همیشه مثل یه گنج بچتو زیر چشمی زیر نظر داشته باشی

عزیزم حق داشتی بترسی
بعضی بازی‌های بچه ها خطرناکه واقعا
به نظرم یکم آب بخور قلبت آروم بشه، بعد اگر اون بچه بالای ۵ سال هست بهش بگو عزیزم حسین نی نیه، باید مراقبش باشین.

وای میفهممت کامل 🥹🥹💔
ماهم داریم از اینا که بچه هاشونو ول میکنن توی مهمونی 😑

سوال های مرتبط

مامان آنیا مامان آنیا ۲ سالگی
اینقدر بدم میاد از بعضی آدما که میخوان بچه ی خودشونو خاص جلوه بدن..خب ینی چی آخه؟بچه ها همه رفتارهای شبیه هم دارن نود درصد مثل هم هستن این روند رشده..دیروز خواهرشوهرم راحب یکی از دوستاش حرف میزد که وای بچه ش تمام مبلش رو خط خطی کرده..گفتم خب طبیعیه مادر باید مراقب باشه.بچه ها دوست دارن دیوار و جاهای دیگه رو خط خطی کنن.من دخترم عادت دادم فقط اتاق خودشو خط خطی کنه..میگه نه نهههههه دختر من اصلا چنین کاری نمیکرد..من چیزی نگفتم..بعد راجب تمیزی خونه حرف زد.گفتم خونه ای که بچه باشه بیشتر اوقات شلوغه.اسباب بازی ریخته.حتی امکان ذاره مقیف هم باشه.مادر در روز همیشه باید تمیزکاری کنه...برگشته میگه نهههههه دخترم اصلا اهل شلوغ کاری نبود از همون خیاچلی کوچیکی لوازمش رو تمیز جمع میکرد..میخواستم بگم بچه ی یکساله چطوری میفهمه جمع کردن تمیز بودن ینی چی؟...تو دلم بود بگم کل روانشناسا میگن خونه ای که بچه ی زیر چهار سال باشه و همیشه منظم باشه خونه.اون بچه مشکل داره..دیدم چیزی نگم بهتره.چون واقعا دارم میبینم دخترش ده سالشه پر از استرس و وسواسی بودن..حس میکنم همین کارهارو کردن بچه بنده خدا اینطوریه
#پوشک #شیرخشک
مامان آقا آرتا مامان آقا آرتا ۲ سالگی
اقا امروز یه پسره بهم تیکه انداخت🤣
من رفته بودم تا یه مراسمی
با ارتا داشتیم برمیگشتیم خونه
بعد ارتا جلو پیشم نشسته بود بچم خوابش برده بود من صندلی رو خوابونده بودم
تو راه برگشت بیدار شد
من میخواستم صندلیشو درست کنم
شنیدم یه پسره گفت عععع از این دختر نچرال ها
من بدون اینکه فکر کنم که پسره با منه
خم شدم صندلی ارتارو درست کنم
یهو گفت رفت یه چیزی بیاره منو بزنه
من صندلی ارتا رو درست کردم برگشتم نگاش کردم
گفت اووو سلام
گفتم با منی
یهو دوستش برگشت گفت بچه داره
پسره هنگ بود
گفت نه😂
چراغ سبز شد
من حرکت کردم
به دوستش گفت خداوکیلی بهش نمیاد بچه داشته باشه
اومدم خونه واسه شوهرم تعریف کردم
شوهرم گفت وقتی گفت سلام باید یه فحش ابدار میدادی
گفتم بخدا من اصلا فکر نمیکردم با من باشه
انگار مردم با دیدن قیافه ی من باید بفهمن من متاهلم و بچه دارم
بخدا اخرین بار فکر کنم تو دوران دبیرستانم بود همچین چیزایی
حالا شوهرم هی میگه چه شکلی بود
پلاکش واسه کجا بود
ماشینش چی بود😂😂😂
مامان نیلا🥰 مامان نیلا🥰 ۲ سالگی
مامانا بیاین یه لحظه اینقد اعصابم خورده که نگو
رفته بودیم پارک بعد من نشسته بودم رو صندلی کنار تاب ها و شوهرم دخترمو تو سرسره ها بازی میداد بعد یه دختر بچه همسن دختر سوار تاب بود بعد مامانش به یه پسر بچه ۵ ساله گفت حواست بهش هست گفت آره
بعد منم داشتم نگاش میکردم دیدم پسر بچه عمدا میزد تو سر بچه و موهاشو میکند بچهه گریه افتاد بعد مامانش اومد گفت چرا گریه میکنه پسره گفت سرش خورد تو تاب منم گفت دروغ نگو به مامانت زدیش نباید خواهرتو بزنی . بعد شوهرم صدام زد من رفتم پیش بچم بعد یه ۵ دقیقه بعد دخترم رفت تو سرسره بزرگه میخواست بیاد پایین من دستمو گرفته بودم جلو که یوقت نیوفته یهو همون وقت پسره بچه با مامانش اومد پسره پسر عمو اون دختر کوچولو بود نه داداشش . یهو مامانش با لحن بد و بیشعوری برگشت به من گفت چرا دروغ گفتی بچه من موهاشو کشیده تو گوه خوردی من یهو حواسم به زنه پرت شد که داره اینو میگه بچم از سرسره اومده پایین بدجور سرش خورد تو سرسره و گریه افتاد منم عصبی شدم گفتم گمشو بابا بچتو جمع کن و بچم گریه میکرد اینقده اعصابم خورد شد بچم بدجور سرش خورد تو سرسره . مگه زنه ول میکرد .
#پوشک
مامان کوهیار مامان کوهیار ۲ سالگی
شیر خشک پوشک بچه
شما قبول دارین گریه بچه به حکمت نیست
البته بگم بحث بچه بیمار فرق داره
مثلا کوهیار امشب مثل همیشه شیطنت داشت ۱۰ ونیم دیگه خواب امشب تا آلان فقط گریه و ایراد می‌گرفت میگفتم خدایا چشه بچم
همون موقع شوهرم گفت عزیزم میشه تیشرت بشوری فردا مشکی میخوام گفتم باشه ولی من میترسم برم حیاط پشتی ها
یهو کوهیار زد زیر گریه مونده بودیم بچه که ک نه دلش درده ن گوشش یهو چیشذ بچم
شوهرم بچم بغل کرد گفتم من میشورم تیشرت با دست چون لباس کثیف ندارم همین یکی ،
شستم گفتم تو خونه رخت آویز کوهیار بندازم یهو کوهیار گریه اش به جیغ رسید هول کردم گفتم بده ببینم رو تاب میخوابه ،به شوهرم گفتم تو تیشرت ببر حیاط پشتی رو بند پشت کولر گفت باش ،یهو کوهیار آروم گرفت رو تاب
شوهرم برگشت گفت واااااااااای راحله در حیاط باز بود گفتم وسایل کارت بود گفت آره، گفت فک کنم مامانم یادش رفته ببنده در و واااااااااای شانس آوردم ۶۰۰میلیون وسیله کار فقط تو حیاط بود ک تو ۱۵ سال تونستیم تیکه به تیکه بخریم
دیدم کوهیار آروم خوابه گفتم ببین گریه کوهیار بی حکمت نبوده
خدایا شکرت
مامان جوجه فلفلی🫑 مامان جوجه فلفلی🫑 ۲ سالگی
آنقدر کسل وبی حالم آنقدر تو تنهایی گریه کردم که نگوووو..چشمام سرخ شده من یه مدت مسافرت بودم با پسرم این شوهر احمق من گفت میام دنبالتون وگرنه خودم ماکسیم گرفتم برم دلم نمیخواست شوهرم بیاد ولی خوب گفت میام دنبالتون اومد قطار گرفتیم واسه برگشت تو راه اهن تهران پسرم خیلی خسته بود خوابش میومد باباش بردش کلی تو محوطه چرخوندش موقع سوار شدن یه بچه ماشین اسباب بازی داشت پسرم دید گریه جیغ فریاد خودشو زد زمین که اسباب بازی رو میخواد هی بوسیدمش نازش کردم حالا همه دارن سوار میشن پسر منم جیغ نمیومد شوهرمم عصبی سرش داد زد پسرم زار میزد از گریه آنقدر منم عصبی شدم سرش داد زدم واقعا شرایط وحشتناک بود همه دیگه سوار شده بودن فقط ما مونده بودیم شوهرمم سر من داد آره تو بچه رو لوش کردی فلان فوش سر صدا ..من اصلا از فوشای شوهرمو بددهنیاش اصلا اهمیت بهش ندادم ولی گریه کردنم واسه پسرم که سرش داد زدم بچم خیلی ترسید تا اومدیم تو قطار آنقدر بوسش کردم تا خوابش برد مرده شور شوهرمو ببرن حالم بهم میخوره ازش تو که اعصاب نداری غلط می‌کنی بیای دنبالمون کثافت
#بچه
#بچه
#پوشک
پوشک#مرد الاغ
مامان آیسام مامان آیسام ۲ سالگی
بچه ها راسته که تو بارداری تیروئید داشته باشی؟بچه پیش فعال میشه؟؟؟من تو بارداری تیروئید داشتم پسرمم خیلی اذیت میکنه اصلا حافظش ضعیفه تمرکز نداره رو درس هاش همش بفکر بازیه.اصلا یه حرفی رو بهش میزنم میگم انجام ندادیا ولی انجام میده ۱۰ سالشه صبحا صورتشو نمیشوره من باید بگم بشوره یا تکالیفاشو من صداش میکنم بنویسه.اونم بزور مینویسه با کتک های من. فقط دوست داره بازی کنه یا با دوستاش بره بیرون بازی کنه خاک عالم تو سر دکترا به من نگفتن قرص تیروئید رو بخور رو بچه تاثیر داره.سر بچه دومم اوایلش نداشتم نرمال بود بعدش من خودم فهمیدم تیروئید گرفتم از علائمام چون فهمیده بودم تیروئید خوب نیست واسه جنین هر وقت واسه مراقبت به دکتر میرفتم میگفتم یه آزمایش بنویس من برم بدم.میگفت خوب وقتی نرماله چرا آزمایش بدی .دوباره سری بعد گفتم بنویس خیالم راخت شه رفتم دادم دیدم تیروئید دارم یعنی خدا لعنت کنه این دکترارو اگه زودتر اینکارومیکرد من از همون اولش قرصمو میخوردم همش میگم نکنه پسر کوچیکمم مثل پسر بزرگم بشه خیلی سخته بچه ادم اینجوری باشه هر روز تو خونه ادم دعواست هر روز بهش میکم اینکارو نکن اینکارو کن انقدر من خستم از لحاظ روحی
مامان فسقلی جون🧒💜 مامان فسقلی جون🧒💜 ۲ سالگی
تاپیک قبلم به نظرم نیاز به توضیحات بیشتری داره برای یه سری مامانها...
قطعا منم مثل شماها خوب و بد رو میدونم و به پسرم یاد دادم.
اکثرا بچه هاتون توی همین رنج سنی هستن، پس با قاعده ی لجبازی یا اینکه یه مورد رو خوب یاد بگیرن و یه مورد رو نخوان یاد بگیرن آشناییت دارین.
منم تو تاپیک قبلی گفتم، مواظب بچم بودم و این حرکتش غیرمنتظره بود و قطعا میدونم که کار پسرم خیلی بد بوده. واسه همین اول بچه ی اون خانومو بلند کردم و نازش کردم و بعد فقط از مامانش عذرخواعی کردم.
حتی اگه بچه اون خانومه بچمو هل میداد یا میزد هم اینقدر حرصی نمیشدم...
ولی اینکه یه مادر، که بچش شاید سه چهارماه با بچه من فرقش بود، اینجور با بچه من حرف بزنه و اون کلمه رو بگه و بعدم بخواد بزنتش،
قطعا بچه های خودتونم بود حرصی میشدین.
مطمئنا بچه هاتون بچه پیغمبر نیستن که تماااام کاراشون خوب باشه...
ده تا کار خوب دارن یه کار بد. واقعا واقعا اون یه کار بدِ بچه من همین هول دادنه اونم فقط بخاطر تصویر ذهنی که از بچه داداشم داره.
و تاکید میکنم فقط دوسالشه... بچه ۱۵ساله نیس😂

دوتا بچه باهم دعوا کنن خیلی فرقه تا اینکه یه ادم ۳۰ ساله با یه بچه دوساله بخواد دعوا کنه.