۶ پاسخ

منم فردا رپز آخریع که بهش شیر میدم😭

عزیزم دکتر دخترم میگفت هیچی نزن تو روحیه و .... عاطفه بچه صدمه میخوره
روز سرگرمش کن شب خسته اش کن شکمش رو سیر کن بخوابه شب بیدار شد اب بده شبی یک بار شیر بده همون هم یواش یواش قطع کن یکم سخته گریه میکنه ولی چسب و غیره نزن

انشالله موفق بشی عزیزم سخته من خودم به سختی گرفتم

شما نصفه شب گیج باشه بهش شیر بده سینه هات هم بادنمیکنه درد بکنه تا ۳یا۴ شب بده شیر خودتم دیگه کم میشه بچه هم سختش نباشه

آره خدارو شکر دختر منم اذیت نکرد انقد که وابسته می می بود

الهی که اذیت نشه شب اول دوم معمولا خوبن از شب سوم چهارم بدتر میشن این پروسه حدودا یکی دوماه طول میکشه تا کاملا فراموش کنه

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۳ سالگی
سلام مامان جونیا خوبین گل هاتون خوبن؟
میخواستم از تجربه از شیر گرفتن مهراد براتون بگم اصلا فک نمی‌کردم انقد آسون و راحت باشه، با مشورت دکترش شیر تدریجی قطع کردم چون به شدت وابسته بود اینطوری که چند روز اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر به هیچ وجه بهش شیر ندادم بعدش کردم ۱۰ تا ۱۲ و ۴ تا ۶ تا چند روز تا میومد سرگرمش میکردم به شدت شیر شب وابسته بود گذاشتم بخوره اصلا سختگیری نکردم بعد چند وقت دیدم واسه شیر شب بیدار نمیشه تا دمه صبح ولی از صبح تا بیدار شدنش خیلی می‌گفت بده، بعد دیدم الان بهترین فرصت که شب بیدار نمیشه روز هم به تدریج کم شده از داروخانه تلخک گرفتم یه بار زدم تا اومد بخوره دید اون مزه رو دیگه نمیده رفت دوباره یه ساعت بعد دید ای بابا اون ممه رو لولو برده همین و تمام فقط روز بعدش صبح طبق عادت بیدار شد براش یه شعر خوندم خوابید هیچی هم بهش ندادم که خواب از سرش بپره، یه مامانی چند وقت پیش بهم گفت صبر کن اصرار به گرفتن نکن به وقتش میفهمی خودش دیگه میل نداره و همین شد به زور ازش نگرفتم. امیدوارم همه مامانایی که تو این مرحله هستن به راحتی و آرامش بگذرونن
ترک شیر مادر 25 ماه و ۲ روز
مامان موش موشی🐭🫀 مامان موش موشی🐭🫀 ۲ سالگی
مامان آیلا خانوم مامان آیلا خانوم ۳ سالگی
تجربه از شیر گرفتن من خیلیییی خوب بود خدایی
نه خودم اذیت شدم نه دخترم با اینکه واااااقعا وابسته به شیر بود من نمیتونستم حتی دراز بکشم حتما نیومد سمتم
پنج شنبه شروع کردم صبح که تو خواب بود بهش شیر دادم بیدار شد صبر زرد زدم چهار پنج بار خورد دید تلخه همش میگفت خوب میشه میخورم 😂
یکم باید سرگرمش کنید فقط
شب موقع خواب گذاشتم رو تاب خوابید راحت بعدش با تاب گذاشتم زمین یکم خوابش عمیق شد آوردمش بیرون رو تشک گذاشتم راحت تا صبح خوابید
در صورتی ک بدون شیر عمرررا می‌خوابید
روز دوم اول صبر زرد زدم اما اومد یکم مکید داشت تلخیشو از بین میبرد که سریع رژ لب۲۴ساعته زدم گفتم اوخ شده
کل این مدتم همش بهش می‌گفتیم آفرین بزرگ شدی دیگه ممه نمی‌خوری
حتی من دیروز براش کیک پختم شمع فوت کرد
شب سوم تو خواب عمیق ک بود گذاشتم یه دل سیر شیر بخوره بهش میگن شیر حسرت هم سینه هام خالی شد هم برای آخرین بار در سیر خورد
خودم اصلا درد نکشیدم و شیر جمع نشد چون ازروز اول دو سه بار با آب سردشستم سینه هامو. بخاطر اون اصلا جمع نشد
واقعا برای من مثل غول بود
خداروشکر نه من اذیت شدم نه دخترم
مامان بچـه هامـ🩷💙ــ مامان بچـه هامـ🩷💙ــ ۲ سالگی
تموم شد 😍پسرم از پستونک گرفتم خودش کاری کرد ک بگیرمش با این ک سخت بود سختر از گرفتن شیر خودم ..... من خونه مامانم بودم مامانم رفته بود دکتر من خونه و بچه ها نگهداری میکردم تا بیان صبحش یکی پستونک انداخت پشت تخت هر کاری کردم نشد درش بیار با دست حوصله برداشتن تختم نداشتم پس اون یکی پستونک دادم این یکی رو ساعت ۱۲شب وقتی بردمش توالت پوشک عضو کنم همیازه کشید افتاد تو توالت رفت تو سوراخ پستونک دیگی هم همراهم نبود بهش بدم باباش هم خواب بود یک تصمیم یهوی گرفتم ک بگیرمش شب تا ساعت ۲گریه کر با خوراکی سرگرمش کردم اخرش خوابش برد شب یک بار بیدار شد دنبال پستونکش گشت ندیدش بغلش کردم خوابش برد صبح زود دوباره بیدار شد سراغ پستونک میگرفتم بهش میگفت جی جی ب داداشم گفتم بردش تو حیاط کمی بازی کرد یادش رفت تا ظهر موقعه خواب ظهرش شد بهونه میگرفت گریه میکرد بزور خوابش برد عصر بیدار شد بجوز بخونه میگرفت اصلا ارم نمیشد بردمش حیاطبازم بهونه میاوزد بردمش بیرون از حیاط کمی ارم شد بعد بهش خوراکی دادم یادش رفت تا موقعه خوابش باز شروع کرد هر کاری کردم ارم نمیشد تا ساعت ۲/۴۵دقیقه گریه کرد اخرش عصابم حراب شد سرش داد زدم بعدش خوابش برد 😶 تا میبردمش توالت برا عوض کردن پوشک یاد پستونک میفتاد میگفت جی جی منم میگفتم افتاده تو کثیف شد اه 🤮
روز سوم هر کاری کردم ظهر بخوابونمش نخوابید بدونه پستونک تا شب شب ساعت ۹خوابید زیاد گریه نکرد کمی بهتر شده بود شب چهارم هم کمی گریه کردتا خواب بردبعد دیگه کم کم یادش رفت تو توالت یادش می افتا. 😅
05/3/16شب شنبه دو سال و ۱۷روزگی 💙 تاریخ گرفتن پستونک ک خیلی خیلی بهش وابسته بود تموم شد چالش بعدی گرفتن از پوشک. انشاالله 😊
مامان پسرای خوشگلم💞 مامان پسرای خوشگلم💞 ۲ سالگی
امروز روز چهارم بود که دیگه به پسرم شیر ندادم.اما تا دیشب یبار توی خواب میخورد.بیدار میشد منم نمیتونستم بچه داری کنم نصف شب بهش شیر میدادم چون یه بچه چهار و نیم ماهه هم دارم خیلی سخته شب هم بیدار باشم

بعد با خودم گفتم بچه که نصف شب شیر میخوره پس قبل خواب یبار بهش بدم که مسواک بزنه و بخوابه
اما نخورد🥹
رفت با باباش شام خورد
یعنی از شیر گرفته شد؟
خیلی شیر دوست داشت از اون بچه ها بود که هیچ غذا نمیخورد فقط با شیر زنده بود
اما دیگه شیر نخورد یکم گاز گرفت شیشه شیرشو بعد رفت پیش باباش البته خیلیییی کم غذا میخوره
هنوز خوب غذا نمیخوره
الان یعنی دیگه شیر دوست نداره؟
راستی شیر پاستوریزه هم نمیخوره
ولی یه چیزی عجیب دلم گرفت که چقد زود گذشت اون زمان هایی که من حرص میخوردم خدایا چجوری از شیر بگیرمش چجوری غذا بخوره
خدا کمکم کرد واقعا دیدم به چشم خدا کمکم کرد
مادرم پیشم بود نمیتونستم از شیر بگیرمش
اما تا رفت و خدا تنهاییم و دید کمکم کرد
خدا کنه نصف شب برای شیر بیدار نشه
مامان مـاهـلـیـن🌙🧿 مامان مـاهـلـیـن🌙🧿 ۲ سالگی