بابا ول کن چقد بچه ای توو مادر بزرگش بوده دلش خواست نوشو برده بیرون بخدا شما خیلی پرواین بیجاره خرج تووشوهرتوبچتو میده کمک دستت بچتم میگیره الان برده بیرون مگه چی شده ایقد دنبال حاشیه نباش دستشم درد نکنه برده بیرون بچه یه هوایی بخورع
خب عزیزم بنظرم اینو اول از همه همسرت باید مدیریت کنه
اون باید بهش بگه مامان وقتی بچه رو سپزدیم بهت جایی نیر مگر اینکه ازمون بپرسی و اجازه بذیم
بعدش هم با لج و احبازی کاری پیش نمیره عزیزم چون بدتر میشه با خونسردی بگو
متاسفانه اینجوریه ک بعضیا هنوز حس میکنن مثل دوران قدیم مادربزرگ و پدربزرگ هر کاری دوست داشته باشن با نوه ی پسری میتونن انجام بدن
اختیارشو دارن
من هم حرفای شما رو خوندم هم نظرات دوستان رو
نمیدونم هرکسی یه شرایط و یه طرز فکری داره و بهتره بگم شخصیت ها متفاوته....
من داستانتو از منشره خودم دیدم با اخلاق خودمو خانواده شوهرم.....راستش من چندسال کنارشون زندگی کردم و برای اینکه طاقتم برای دیدن این جور رفتارها کم بود تو این مدت بچه نیوردم تا جدا بشیم
ولی درکل اگه هنوزم اونجا بودم به هیچ وجه اجازه نمیدادم و بچه رو پیششون نمیزاشتم.........مهمترین دلیلم اینه که بچه به شدت لوس و دو تربیته میشه و اختیار اون از پدرمادر خودش گرفته میشه.
این عقیده من بود که خواهرشوهرام هم قبولش نداشتن تا یکیشون بچه دار شد و دقیقا همین اتفاق براش افتاد خودش که کلی اذیت بود یه بچه پسر لوس که حتی نمیتونستی نگاش کنی از ترس اینکه بزنه زیر گریه.
هرچی هم بزرگ تر میشد بدتر میشد تازه گلایه مامانشو به باباجونش میکرد اونم میگفت مامانتو دعوا میکنم و این حرفا.
من بشدت مخالف این جریان هام ،این قانون رو برا خودتون بزار که با خودت بره با خودت برگرده.
دیگه عزیزم باید یا تحملشون کنی یا بهشون همش تذکر بدی که فلان کارو نکن وگرنه بچه رو نمیارم پایین
چه حرفاااا اونم مادربزرگشه دلش خواست نوشو ببره غریبش که نیس
بعد حالا که حق نداره جایی ببره پس نبر پیشش
بگو میبرین اتفاقی بیوفته از چشم شما میبینم
نبرین وقت غذاش اینا میشه گشنه میمونه
نباید از اول میزاشتی ک الان این اجازه رو به خودش بده
دفعه بعد بردی پیشش بگو جایی نمیخواین برین؟اگه خواستین برین لطفا قبلش اطلاع بدین
اگه نگران مریض شدن و ویروس و این چیزایی بگو الان مریضی زیاد شده نبرش بیرون،یا اگه میخوای ببری بزار خودمم باشم که اگه خدایی نکرده اتفاقی افتاد خودم بوده باشم و کسی رو مقصر ندونم
من عیبی نمیبینم خودم پدر شوهرم میبره میچرخونه سخت نگیر عشقم
منکه عاشق اینم باباهامونو مامانامون بچمو ببرن بیرون
نزارش خونش
والا خواهر ماهم درگیر همین موضوع هستیم بدون اجازه پسرمو بازار میبره بدون اینکه فک کنه گشنشه میشه اصلان اینا آدم نیستن من که دیگه با حرفای کار های مادر شوهرم دیونه میشم انگار حرف حالیشون نمیشه
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.