۵ پاسخ

بقیشم بزار عزیزم

نه مامان هانا زایمان کردی بسلامتی 😍😍

عزیزم

الهیییی عزیزم 💕🥲

الهییییی🥲🥲🥲🥲

سوال های مرتبط

مامان طاها💙 مامان طاها💙 روزهای ابتدایی تولد
سزارین دوم پارت یک
من از وقتی دخترم بدنیا اومد دوست داشتم فرزند بعدی رو طبیعی بیارم چون هم از عوارض سزارین میترسیدم هم از بخاطر زایمان اولم که بهم سحت گذشت و دیر سرپا شدم نمیخواستم دوباره سزارین بشم پس از اول بارداری تحرک و ورزش زیادی داشتم و هدفم ویبک بود از هفته ۳۶ به بعد هر کاری که برای داشتن زایمان طبیعی لازم بود رو انجام دادم ۳۷ هفته رفتم ارومیه چون خونه مامانم ارومیه ست میخواستم اونجا زایمان کنم که بهتر بتونم سرپا بشم از طرفی با دوتا بچه کوچیک برام سخت میشد که تهران بمونم و مامانم فقط ۱۰ روز پیشم باشه . ۳۷ هفته هفته رفتم پیش دکتر المیرا جعفر زاده اونم گفت دردات باید خودشون شروع بشن من دخالت نمیکنم برای ویبک . ولی من مصمم بودم که طبیعی زایمان کنم از طرفی زیر میزی برای بیمارستان میلاد ۱۵ تومن می‌گرفت پس هفته ۳۹ رفتم بیمارستان میلاد پیش خانم علیزاده و ماما همراه هم گرفتم خانم علیزاده معاینه کردن گفت دهانه رحم بسته و بالا ست. دلم ریخت میدونستم که قرار نیست طبیعی زایمان کنم ولی بازم امیدداشتم و توکل کردم به خدا که بشه و رفتم پیش دکتر دماری یام که موافقتر بود برای ویبک . ۴۰ هفته شدم بالاخره ورزش هام و انقباض هام سرجاش بود درد های منظم و شدیدی داشتم که گاهی خاموش میشدن
مامان گردو مامان گردو ۳ ماهگی
تجربه زایمان (طبیعی)
🖇پارت 5:
گذشت و من همچنان استراحت مطلق بودم انقباض های نامنظم و درد های ریز و درشت داشتم البته همرو به دکترم گفته بودم و گفتن اگه منظم شد و خونریزی یا ابریزش داشتی خطرناکه وگرنه انقباض ها دیگه کاریش نمیشه کرد ما تا تونستیم بهت دارو دادیم
اوایل اردیبهشت ماه بود 34 هفته بودم و با انقباض های منظم هر سه دقیقه و شدید رفتم بیمارستان و سه شب بستری شدم با وجود استراحت کامل نمیدونم چرا دوباره شدید شده بود درد ها این بار دهانه رحمم دو و نیم باز شده بود
درد و انقباض رو من از 28 هفته تا روز زایمان همیشه داشتم گاهی خفیف و گاهی شدید
37 هفته و 4 روز بودم که با شک بر اینکه ترشح دارم و نکنه این ترشح نشتی کیسه اب باشه رفتم بیمارستان بخش زایشگاه که رفتم معاینه کرد دکتره و گفت دهانه رحم سه سانت یعنی اون انقباض ها که کم کم توی خونه داشتم به مرور کارساز بود و دهانه رحمو باز میکرد با اینکه نامنظم بود
بعد از معاینه و سونو بیوفیزیکال و... خداروشکر کیسه اب مشکلی نداشت و خب دیگه به هفته امن رسیده بودم امپول ریه هم زده بودم و استرسم ازین بود که وزن پسرم کم نباشه موقع تولد،زردی نداشته باشه، درد زایمان چجوریه وووو دغدغه هایی که همه خانومای باردار ماه اخر دارن
مامان عزیز دلم مامان عزیز دلم ۶ ماهگی
مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو روزهای ابتدایی تولد
مامان خان بالابرره😁 مامان خان بالابرره😁 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت سوم

خلااااااصه بعد از تلاش های فراوان و تحمل بسیار😮‍💨 معاینه شدم ۸ سانت بودم و اومدن کیسه ابمو پاره کردن. اصلا اصلا درد نداشت یا شایدم من درد خودم زیاد بود متوجه نشدم. بهرحال یه عااااالمه اب ریخت بیرون و انقباض بعدی گرفت. حین انقباض ماما گف چند تا زور محکم بزن. زدم و بلافاصله گفتن فول شدی منو بردن رو تخت زایمان. حدودا یک ربع روی تخت زایمان بودم که با هر انقباض زور میزدم. دیگه به اون صورت درد نداشتم فقط بهم فشار میومد. ساعت ۱:۴۵ بامداد پسرم بدنیا اومد. حدودا ۳-۴ سانتم بخیه خوردم. موقع برش زدن اصصصصلا متوجه نشدم. گفتن قبلش به همونجای برش بی حسی تزریق کردن ولی من اونم نفهمیدم🥴 در کل از زایمان طبیعی راضی بودم فقط این چند روز که اومدم خونه جای بخیه ها اذیتم کرد وگرنه من هیچ درد و مشکلی نداشتم. اگه دوباره برگردم عقب بازم طبیعی رو انتخاب میکنم ولی از این دیرتر میرم بستری میشم چون فک میکنم بیشتر دردایی که کشیدم بخاطر سرم و امپول فشار بود اگه خودم تو خونه پیشروی میکردم شدت دردا کمتر بود
همین❤️