سلام مامانای عزیز....امشب یه قولی به خودم به همسرم به خانواده ام دادم ک کم فکر و خیال کنم ..میدونم بابا این کارم اونا رو هم ناراحت میکنم اما بخدا دست خودم نبوده و نیست...اما امشب ک با همسرم حرف زدیم ازم قول گرفت ک کم فکر و خیال کنم بسپارم به خدا..خودش داده خودشم نگهمیداره...توکل میکنم به خودت ...یه بار ک نه چند بار معجزات رو نشونم دادی این بارم نشون بده خودت میدونی ک تو زندگیم خیلی سختی کشیدم همسرم سختی کشیده مادرم داغ میده خدا جونم بچه امو به خودت سپردم دیگه نمیخوام روش زوم کنم حساس شم چون با این کارم ضربه بزرگی به خانواده‌ مخصوصا پسرم میزنم چون تو این ۴۰ روز خیلی عصبی شدم همش باهاش دعوا میکنم ناراحتش میکنم اما اصلا دست خودم نبود ..نمیدونم بتونم سر حرفم وایسم دیگه فکر و خیال نکنم از این دکتر به اون دکتر نبرم یا بتونم اما اینو میدونم ک خدا هم این بار نشون میده بزرگیو و رحمتش...با خودم میگم من اولین نفر نیستم ک بچه نارس بدنیا اوردم آخرین نفر هم نیستم ...
فرزند پروری بارداری زایمان زود رس

۷ پاسخ

اصلا هم فکروخیال نکن اینجور بچه ها اتفافا خیلیم تپلی میشن و زبر و زرنگ

دختر من شنبه میشه اول دوماهگیش
گردنش سفت شده ماشالله سرشو میچرخونه رو بالش دمر میندازمش میچرخونه سرشو ب پاهاش فشار میاره زور میده ک سرشو بیاره بالا نگهداره

خدارو صدهزار مرتبه شکر اصلا فکر نکن بهش انرژی منفی نده ب خودت ب خانوادت

دختر منم نارس ۳۵ هفته و ۲ روز بدنیا اومد حتی ب خاطر نارس بودنش ۴ شب رفت ان ای سی یو ۱۴ شهریور تاریخ زایمان طبیعیم رو زده بود
دختر من ب خاطر وزن کمش زود بدنیا اوردنش چون دیگ استپ کرده بود وزنش
از ۱۴ شهریور تازه بچه شروع کرد وزن گرفتن

سلام قشنگم بهترین تصمیم رو گرفتی ب خدا توکل کن بسپار ب خودش
بچه تو ۳۳ هفته بدنیا اومده حالا انگار هنوز بدنیا نیومده
چندم زده بود زایمان طبیعی ات رو؟

خدا بزرگه عزیزم نگران نباش درست میشه چون مادری قطعا به فکری ولی یکم بیخیال شو تاچشم روهم بزاری بزرگ میشه توکل به خدا انشاالله بتونی سر قولت بمونی😍

سلام عزیزم
بهترین تصمیم رو گرفتی
انشاءالله موفق باشی 🌹

فکر و خیال نکن من ۲ تا پسرام نارس بودن
خدا خودش حواسش به همه چی هست

منم پسرم نارس بود دکتر میگفت کاراش دوسه ماه از بقیه بچها عقب تره.ولی الان نزدیک ۵ سالشه خداروشکر خیلی باهوشه .پس نگران نباش عزیزم

سوال های مرتبط

مامان هامین ⁦🌱⁦❤️⁩ مامان هامین ⁦🌱⁦❤️⁩ ۳ ماهگی
مامان آریانا مامان آریانا ۱۲ ماهگی
خدا بهم قدرت و سلامتی بده
عین شیر پشت دخترمم
خدا شاهده
وضع مالی خوبی ام ندارم
اما خصوصی زایمان کردم ...
سیسمونی در حد توان خودم خریدم ...
از روزی که دنیا اومد
خودم ی تنه هواش داشتم ...
مادر و پدرم و داداشم هم هستنااا
اما خدا شاهده از روز سوم با بخیه سزارین پاشدم
رفتم متخصص ... آزمایش... بهداشت ...
خرید و الی الاخر ....

کم میارمااا
نمیگم کم نمیارم
اما قوی میمونم
بخاطر دخترم
که جبران کنم براش
نبود پدر بی لیاقتش رو ....

هم مالی
هم معنوی ...
کم میارم
اما خدا مطمئنم کمک ام میکنه....

چند شب پیش ... یکی از فامیلا اومده بود خونمون خابید
بهم گفت من ۲ تا بچم رو با وجود شوهر ب سختی بزرگ کردم
تو میخای دست تنها چیکار کنی
شبا تا صبح بیداری و ... من بچه‌بچهام شیفتی میکنیم ک فشار نیاد بهمون...
یا بحث مالی ...
انقدر گریه کردم .... ولی بعدش گفتم پاشو پاشو
اون میخواسته تو رو ضعیف جلوه بده پیش خودت ..‌ کم نیار ...

خلاصه روزای سختی دارم ... خیلی دلم میخاد نفرین نکنم و واگذارشون کنم به خدا
اما الان آرزوی مرگ شوهرم و خانواده اش دارم
خیلی بد کردن باهام
خیلییییییییییییییییییی
از ماه ۲ بارداری
رها کردن ...
خدا ازشون نگذره ...
مطمئنم یه کاریشون میشه
مگ با یکی بد کنی و بد نبینی
مامان نیـلا🐣🥑💕 مامان نیـلا🐣🥑💕 ۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۵
درباره ماساژ رحمی هم بگم ک برای من یه بار تو ریکاوری انجام دادن ک چون بی حسیم داشت میرفت متوجه میشدم و‌ یه مقدار اذیت شدم یه بارم وقتی اوردنم بخش انجام دادن ک خیلییی درد داشت ولی دردش فقط همون لحظه بود
اولین راه رفتنم برای من وحشتناک بود اصلا نمیتونستم رو پاهام وایسم به زور چند قدم رفتم برگشتم ولی دیگه از سری بعد خودم‌ پاشدم راه رفتم و تقریبا هربار ک میرفتم دردم کمتر از قبل میشد
و یه چیز جالب اینکه من اصلا سردرد بعد سزارین نگرفتم با اون حال ک از تو همون ریکاوری هی سرمو تکون دادم و ۴ ساعت بعد عملم شروع کردم به مایعات خوردن و صحبت کردن و سر تکون دادن ولی اصلا سردرد نشدم ک از این بابت خیلی خوشحالم
و اینکه بعد عمل من واقعا خیلییی درد داشتم جوریکه گریه میکردم از درد ولی فقط تا دو روز اینجوری بودم و بعد ۳-۴ روز میتونستم کم کم پاشم کارامو کنم که اصلا فکر نمیکردم به این زودی بتونم سرپا شم
درکل اگه صدبارم برگردم عقب انتخابم سزارینه
با وجود همه دردا خیلی راضی بودم و اصلا پشیمون نیستم ،با وجود اون اتفاق و شوکی ک بهم وارد شد بازم اون روز خیلی روز قشنگی بود برام🥲✨
و از من به شما نصیحت از لحظه به لحظه‌اش لذت ببرید ک بعد دلتون خیلی تنگ میشه🥹💗


فرزندپروری/زایمان/سزارین/نوزاد/طبیعی/پوشک/شیرخشک
مامان سارینا🌺 مامان سارینا🌺 ۶ ماهگی
یادمه وقتی یکی می‌گفت بچم سرما خورده دارم گریه میکنم بهش میگفتم قوی باش اگر واسه چیزای به این کوچیکی گریه کنی دیگه هیچی! خودم تو بارداری کلی چالش داشتم اما میشد مدیریت کرد میشد با انرژی مثبت ردش کرد، اما الان هر لحظه دلم واسه بچم کبابه، اون از روزی که زود دنیا اومد، اون از روزی که زردی داشت تا همین پریروز که دیگه خودم حس کردم خیلی بهتر شده و امروز که بردم دکتر و دیدم واقعا پایین اومده اما دو روزه بالا میاره، واقعا با این حجم بدن دردی که خودم دارم باید کمک حال بچه باشم، کمکی هم دارم ولی خب دلسوزی های مادرانه خودم یه طرف، حال جسمی خودم طرف دیگه، آدم انگار دیگه نمیتونه به خودش فکر کنه، شاید تو بارداری میتونستم ذره‌ای به خودم فکر کنم اما الان همه فکر و ذکرش آیلینه که زودتر خوب بشه، هر بارم خوب میشه بعدش چالش جدید داریم و با یه چیز دیگه باید سر و کله بزنیم. برامون دعا کنید زودتر خوب بشه بچم از بس بالا آورد دیگه نا نمونده براش، کلی هم دارو داده دکترش که اگر خوب نشد فردا بازم ببرم این بار سرم بزنه دلم کبابه براش هر بار کلی سوزن سوزن کردن بچمو