۱۲ پاسخ

اشکال نداره عزیزم سخت نگیر
کم کم عادت میکنی

من زایمان اولم تا یک ماه اینجوری بودم اما کم کم عادت میکنی جوری که اگه یه ساعت پیشت نباشه از سکوت خونه دیونه میشی و فک مکنی قبلا چجوری زندگی مکردم بدون بچه

عزیزم سخته اما همه مون برای سالم به دنیا اومدنشون لحظه شماری میکنیم زایمان اولتن طبیعیه اما به این فکرا بها نده سخت نگیر بالاخره همه اینا به مرور زمان میگذره خوابش تنظیم میشه خوب میشه منم سردخترم اینطور بودم اما من کردم تو نکن.من همش غصه میخوردم تا شش ماهگی دخترم شده بود پیرزن ازفکروخیال چون الرژی شدید داشت شیربالا میاورد اسهال بود افتضاح.اما بعدش به خودم اومدم دیگه سخت نگرفتم مثبت فکر کردم کلی خوب شدم

منم دوقلوهام. ۱۰روزشونه با یه دختر ۵ساله یه پسر ۲ساله که میشن ۴تا بچه تو سن ۲۵سالگی من خیییلی عجیب شدم حالم اصلا خوش نیست نمیدونم چیکار میکنم چطوری میخوام ازشون مراقبت کن انشاالله خدا کمکمون باشه

دست تنها بودن و حس بی کسی بدترین درد این روزای آدمه یعنی همه چی فراموش میشه غیر همین

منم تقریبا همینم 🥲میگذره جونم

چیزی نیست منم مثل تو بودم چند روز بگذره درست میشه

من چون بچه دوممه خیلی خوشحالم همش میگم چرا زودتر دومی و نیاوردم چقدر قشنگه
ولی رسما این چند روز نابود شدم ، لاغر صورتم داغون بخیه هام هنوز درد میکنن ، دو روز قبل مامانم که تازه بخشیده بودمش و خونه خودم اومده بود کمکم گفتم چرا انقدر خونه رو گرم کردی و بچه رو ،بهش بر خورد میخواست دعوا کنه گفتم برو من کمک نمیخوام اشتباه کردم تو رو بخشیدم
الان دو روزه خودم و شوهرم و پسر بزرگم دست تنهام ، همش برای پسرم گریه میکنم
دیروز کلی مهمون داشتم بعد شام بیان نیومدن بنده خداها چون بچم توی دستگاهه
فردا پسرم سری صبحه مدرسه داره
خلاصه که من کم آوردم ولی تحمل میکنم
همین که صورت قشنگ بچه هامو میبینم کیف میکنم

من ۶۵ روزه هنوز عادت نکردم و ادم دیگ ای شدم کلا ک اصلا خودمو دوست ندارم

عزیزم میگذره به شیریناشم میرسی از اطرافیانت کمک بگیر تا یکم وقت استراحتم داشته باشی

خیلی سخته ولی عادت میکنی..سعی کن قرص آهن رو استفاده کنی..کم خون بشی بیشتر خوابت میگیره

نتونستم هنوز با اینکه ۳سالشه

سوال های مرتبط