مامان آقا مرصاد مامان آقا مرصاد ۴ سالگی
من شیش ساله بودم ک مامانم جداشد
کم باهاش در ارتباط بودم
بعد ازدواج هم تا پنج سال شوهرم اجازه نمی‌داد حرف بزنم با مامانم
خلاصه بعد پنج سال ارتباط گرفتیم اوایل خوب بود حالا الان اون روی اصلیشون نشون داده
مثلا من یه بچه دارم حرف بچه دوم میشه
مادرشوهرم میگه رو اولی من نگه داشتم اگرررر دوباره بچه دارشدی اینسری مامانت بیاد و اینا
بعد مامانم بی ادبانه به من پشت تلفن مثل لاتا میگه بززززنن به چاک بابا ، سی ک تیر کنن هر کی نوه میخواد همونم نگه داره
یا مثلاً میگه آره همین یکی بسه رو نده به شوهرت بگه بازم می‌خوام گ ه خورده باز بچه میخواد
خیلی بد حرف میزنه من اصلا اینجوری بزرگ نشدم
بعدشم من اصلا الان قصد ندارم بچه بیارم بخوام بیارمم ازون وجدان انتظار ندارم چون اون زن مردمع اخلاقامم بهش نمی‌خونه
درکل من آدم مستقلی ام
ولی دوسدارم رک بهش بگم یا قطع ارتباط یا خودتو درست کن اینجوری رو من تاثیر منفی می‌ذاری خیلی بی ادب حرف میزنه خداروشکر دوره از من تلفنی درارتباطیم بیشتر
حالا چیکارکنم بنظرتون