۲۱ پاسخ

و منی ک اصلا سوییت هم نمیتونم برم چی 🤦‍♀️🤦‍♀️ حاضرم تو چادر باشم اما سوییت ن . حتی هتل میریم ۴ ۵ ستاره با خودم صد جور ملافه و رو بالشتی و الکل میبرم 🤦‍♀️ خیلی حس بدیه

دقیقا به همین دلیل من نمیتونم جایی برم😑حس کثیفی دارم همش وای چیزی نمیخورم میگم دستم کثیفه
مکافاتی دارم

دیگه وسواسی زیادی ... من هم همرام ملافه زیر انداز میبرم...یا رخت خواب میبرم برای خودم و بچه هام....نه اینکه تا این حد یه جا میبینی خدایی تمیزه ی جا هم نه

والا چادر خیلی بهتر از سوییتاس
همه کثافت ازشون می‌باره منم حساسم
اصلا دلم برنمیداره

کاملا درکت میکنم منم همینم
سر این مسائل هر وقت میریم مسافرت بقیه اذیت میشن
قبلا اینجوری نبودم بعد کرونا اینطوری شدم😭

واییی دقیقا اون هفته ما مشهد بودیم هتل ۴ ستاره بود خوب بود و بوی تمیزی میداد
بعد برگشتنه رفتیم شمال بیچاره شوهرم چقدر پول داد سوییت ساحلی گرفت یعنی در باز میکردی دریا بود ولی من اوقاتش سر تمیزی تلخ کردم
آخر همه در و پنجره ها باز کردم تا خوابم برد چند ساعت
بهش میگفتم وسایلامون ماشینمون اونجا باشه خودمون لب دریا چادر بزنیم
خیلی اذیت شدم

یه راهکار برای سینک بهتون بگم محشره واقعا از بس سر سینک عذابم شوهرم فکراشو کرد و گفت فویل میگیرم میزنم برات که اذیت نشی چقدر خوب بود واقعا

من کلا سوییت و خونه نمی‌پسندم حتما حتما هتل باید باشه همون لحظه ورود تماس میگیریم جلو خودمون ملحفه ها تعویض بشن با خودمون ملحفه هم می‌بریم همیشه... و سرویس بهداشتی هم دوباره تمیز بشه و اسپری چندمنظوره و ضدعفونی هم همه جا استفاده می‌کنیم.

هیچی نمیشه. نترس بدازخدانیاد غقط

اتفاقا سوئیت تمیزتره 😂😂😂چون هر کی میره با خودش ملافه و اینا میبره همه هی چندش بازی درمیارن تمیز میمونه نگران نباش بگیر بخواب یکم میکروب و اینا برا بدن لازمه

چقدسخت میگیری. منم وسواسی ام من ملافه زیرانداز زیادمیبرم. اصلا ازوسایل سوییت وهتل استفاده نمیکنم. قاشق بگیرتابالشت. اگه سرامیکه. همون روز. دستمال میکشم. یبار کف زدم بعد. خشک کردم. اونم بخاطراینکه دمپایی یادمون رفت ببریم. دیگه کل سوییت ملافه انداختیم سخت نگیرگناه داره. خیلیا همین سفرهم نمیبرن خانواده اشونو

اووف اینکه چیزی نیست منو ببینی چی میگی پس 😏 در حدی بد سفرم که جایی برم دعوا نکنم برگردم همه تعجب میکنن ، قبل از سفر خانوادم زنگ میزنن یا ببینن بهم میسپارن که تورو خدا داری میری با شوهرت طفلکی دعوا نکنی ها ، زهرش نکنی ها بعدمن میگم نه بابا مرض دارم مگه بعد سر کوچکترین چیز دعوا میکنم 😂
حالا من به غیر از کثیفی تازه به هزینه ها هم گیر میدم آخه همسرم خیلی اهل سفره و ماشاءالله برعکس من خوش سفر هم هست مثلا بریم سفر میگرده بهترین رستوران و بهترین سوئیت و ..... رو میگیره بعد خدا نکنه من تو اون سوئیت ذره ای کثیفی ببینم انقدر غر میزنم که چرا به یارو نگفتی اینهمه پول میگیری این چیه و ......که بیا و ببین یا مثلا نمیخوام بذارم تو رستوران زیاد خرج کنه میگم دو پرس سفارش بده بستمونه بعد میبینی من و پسرم قشنگ کشیدیم جلومون غذا رو خوردیم بعد اون طفلکی گشنه مونده 😂😂 یعنی از خودم و اخلاقیات گندم بگم میشینید برای شوهرم زار زار گریه میکنید که چه زنی گیرش اومده 😂😂 بیچاره تو مسافرت ها کلی خرج میکنه آخرشم بهش خوش نمیگذره فقط خستگی راه و مسافرت میمونه براش 🥲

خب عزیزم طبیعیه
ماهم مجبورشدیم تومسافرت چندباری سویت گرفتیم
اما ملحفه ميندازم رو فرش بعد میشینیم
و پتو نسافرتی رو تخت ها و بالشت‌ها بعد میخابیم

خوش بگذرون ولش کن این چیزا رو هر چی به حدی

یکم تمیز باشه برا من کفایت میکنه خیلی حساس نیستم ولی جک و جونور چرا میترسم

اینجور وقتا یه ملحفه یا زیر انداز بزرگ ببر پهن کن زیر پاتون ، وایتکس هم بگیر بریز رو شیرالات و سینک بعد اب بریز روش دیگه هر کثیفی باشه میره ، ظرف و ظروف مختصر هم ببر که از چیزای سوییت ویلا استفاده نکنی ،

سمیه تروخدا نگو چرا اینجوری اخه😱
من اصلا نمیتونم مثل تو باشم

برو شوهرتو بوس کن بگو ببخشید دست خودم نیس
از دلش در میاد
بعد هم فقط خودت میتونی این مرض رو دور کنی از خودت ، کمتر بهش فکر کن وقتی مغزت میگه اونجا کثیفه بگو به درک قبل ماهم اینجا موندن نمردن

منم خواهرم مشکل شما رو داره شوهرش واقعا پیر شده از دستش جایی میرن مسافرت اول شوهرش بنده خدا میره حموم دستشویی ش رو میشوره همه جا رو تمیز میکنه

از ی جایی ب بعد باید خودت بخوای .واقعا زجر آوره منم دلم برای همسرو بچه‌ات سوخت.آخه خواهر شوهر منم وسواسی شدید داره .همه خیلی عذاب میکشن

توی خونه های شمال جک و جونور زیاده. چند روز پیش رو پله های خونه مامانم اینا یه مار بزرگ آومد ولی خودش رفت. الانم شما اونو کشتین شاید دیگه نباشه. زیرتون پتو مسافرتی یا ملحفه ایی پهن کنید. سینک هم جرم گیر بزن تا تمیز شه. سخت نگیر لذت ببر از سفرت

منم خیلی رو سرویس بهداشتی و سینک جایی مسافرت برم
وسواسم 🥴😩

سوال های مرتبط

مامان 🫶HAKAN🫶 مامان 🫶HAKAN🫶 ۵ سالگی
سلام مامانا، یه مشکلی که چن وقته با پسرم دارم اینه که خیلی میترسه گم بشه مثلا تو آپارتمانمون حاضر نیست تنهایی تا حیاط بره، آپارتمانمونم کلا چهارطبقه و چهار واحده ما طبقه دومیم من بهش میگم دو طبقه رو برو پایین من از بالای پله ها نگات میکنم بازم میترسه بره، بهش میگم آخه از چی میترسی تو که بلدی ما طبقه دومیم میگه میترسم یکی درو باز کنه منو بدزده، پارک بریم من همیشه نزدیک تاب و سرسره ها زیرانداز پهن میکنم و چشمم بهش هست ولی تا من نرم کنار تاب و سرسره بایستم نمیره بازی کنه مگه اینکه پسرخالش باهاش باشه، کلا تا دو ثانیه منو نبینه یهو هول میکنه و گریه میفته، البته با مهد مشکلی نداشت و اونقدر وابسته نیست ولی همیشه از گم شدن میترسه، هرچقدرم باهاش صحبت میکنم که ما حواسمون به تو هست و ما که تورو نمیذاریم بریم بازم فایده نداره، توی مهدم اگه جایی میبردنشون میگفت مامان ترسیدم خانوممونو گم کنم، از لحاظ سر و زبون و اعتماد به نفس تو صحبت کردن خوبه و اصلا خجالتی نیست و کوچیکترم که بود اینطوری نبود ولی الان چن وقته اینطوری شده و بیرون میریم حاضر نیست دو قدم از من فاصله بگیره، نمیدونم چیکار کنم که انقد نترسه، البته من خودم موافق این نیستم که بچه تنها جایی بره با این اوضاع جامعه ولی دیگه انقد که پسر من میترسه ام خوب نیست
مامان نرگس مامان نرگس ۵ سالگی
سلام..مامانا اعصابم خیلی خرده..دخترم به حرفم گوش نمیده..ما خونه یکی از فامیل ها هیئت بودیم سه شب بود که ما دو شبش رو رفتیم..از قبل به دخترم کلی حرف زدم که جای بازی نیس و اروم باش و اینا..روز اول که رفتیم با بقیه بچه ها افتادن بهم.. سروصدا کردن.. منم همش بهش تذکر دادم.. اخر سرم یه کاره رفت به صاحب خونه گفت شکلات ندارید؟؟ من خیلیی خجالت کشبدم.. چون ظرف شکلات هم که اورد جلوش به جاش ادامس برداشت..برگشتیم خونه گفتم اگر قراره این کارهارو کنی فردا شب نمیریم.. و بستنی و پارک هم فعلا خبری نیس.. شب دوم نرفتیم...امشب هم که رفتیم دوباره افتاد به بچه ها یهو وسط عزاداری با صدای بلتد بچه هارو صدا زد..منم عصبانیشدم رفتم تو اتاق بهش گفتم اینجوری قول دادی و پاشو بریم و اینا.. گفت نه بمونیم.. منم دستش رو یکم فشار دادم گفتم اصلا برای چی با بزرگتر از خودت و پسرا بازی میکنی.. خیلی اعصایم خرد شده.. واقعا انگار دارم با دیوار حرف میزنم.. خسته شدم ازبس حرف میزنم و تذکر میدم اونم کار خودش رو میکنه...اینم بگما..تو اون جمع فقط من داشتم به بچم تذکر میدادم...یکی از مادرا که داشت کمک میکرد و بجه اش زیاد صدا میداد اصلا عین خیالش نبود.. حالا همش عذاب وجدان دارم که من چرا دخترم رو همش دعوا میکنم اینجور جاها..