۱۳ پاسخ

نه اتفاقا بهترین کار کردی
شاید اگه براش نمیخریدی تا همیشه حسرت نداشتن اون کیف رو دلش میموند
حتی اگه بهتر از اون میخریدی باز اون این کیف دوست داشته
مبارکش باشه
بهترین کار کردی مامان مهربون 🫠🫠🫠

بهترین کارو کردییییی
افرین دمت گرم
اگر نمیخریدی تا اخر عمر حسرتش به دل بچه میموند

اتفافا بهترین کارو کردی عزیزم دل بچه به همینا خوشه اخه این طفلکا که چیزی از وضع اقتصادی نمیدونن اگه همین خوشیارم بگیریم ازشون چی می مونه براشون؟

بهتریننننننن کارو کردی
اگه میرفتی نداشت میدونی چقد عذاب وجدان می‌گرفتی
میدونی اون بچه چقد ذهنش درگیرشه الان آروم شده
من قسم خوردم تا جایی که توان دارم به بچم نه نگم به خاطر اونا کار میکنیم و زحمت میکشیم دستت درد نکنه مامان نمونه

دختر منم دیروز ی عروسک دید 2و 500 بخدا ببینی میگی نهایت همون 500 بیامرزه نمیدونم چ کنم بخرم یان

واااییی نه .. بهترین کارو کردی
اگ نمیگرفتی حسرتش میموند تو دلش🥲☹️

عزیزم منم مث توبودم وضعمونم.جالب نبود از وقتی مستقل شدم اوضاع خییلی خوب شده با حقوق شوهرم قسط و زندگی روزمره مون ومیدیم
منم با پول خودم برا خودم و پسرم خرج میکنم و پس انداز


جالبیش اینه ک این پولو درکنار پسرم درمیارم درکنار آشپزی و کارای روزه مره خونم

اگه بخای میتونم معرفی کنم بهت

به نظرم کار خوبیییی کردی چشش دنبال اون بوده بهترین کار کردی

خیلی کار خوبی کردی عزیزم اصلا پشیمون نباش گلم فداسرت بچه ات و خوشحالیش

مهم اینکه اون خوشحال شده این کارت توی ذهنش حک میشه
پشیمونی نداره

کار خوبی کردی، همین که دخترت خوشحال شده بهترین لذته

همین که دلش شاد کردی خدا هم تو رو خوشحال میکنه

منم جای تو بودم میخریدم و کار خیلی خوبی کردی مبارکش باشه عزیزم😍

سوال های مرتبط

مامان دخترا مامان دخترا ۵ سالگی
سلام خانما
عصری دخترام بردم پارک.تو سر سره ی پسره جلو سر سره وایساده بود نمی‌داشت کسی بازی کنه.دختر بزرگم گفت آقا پسر میشه بری کنار ما بازی کنیم اونم خیلی با قلدری گفت نه مال خودمه.دخترم گفت کارت اشتباهه این واسه همه هست نه فقط واسه تو.اونم گفت دلم میخواد نمی‌رم کنار.ی دفه کوچیکه یه اخم بهش کرد و ی هول کوچیک بهش داد گفت برو کنااار می‌خوام بازی کنم اونم رفت کنار

خیلی نگران دختر بزرگم هستم.
به نظرتون چکار کنم یکم دل و جرآت پیدا کنه؟
تو خونه همیشه تو بازی تو داستان یا حتی وقتایی با هم دوتایی حرف می‌زنیم غیر مستقیم بهش میگم ولی فایده نداره.
بعد پارک رفتیم خونه مامانم خوراکی داشتن مامانم گفت دخترا خوراکی هاتون بدین ب من بعد شام بخورید.دختر بزرگم با اینکه دلش تو خوراکی بود گفت چشم مامان بزرگ ولی کوچیکه قبول نکرد و هر جور بود گرفت خوراکیش‌.
این جور مسائل خیلی زیاده در طول روز که من همیشه نگران میکنه.
شیوه تربیتی من یکی بوده پس چرا باید ایقد تو این زمینه متفاوت باشن.خیلی دلم میخواد برم مشاور کودک صحبت کنم ولی این چند وقت ایقد سرم شلوغه فرصت نمیکنم😞
مامان آسنا و آرتین مامان آسنا و آرتین ۵ سالگی
تا حالا شده به سلامت روانتون شک کنید من امروزشک کردم تصمیم گرفتم که در حتما پیش روانپزشک. من دوتا بچه کوچیک دارم دخترم چهار سال ونیم پسرم دوسالشه. پسرم شیطونه البته مقتضی سنشه از اون زیاد ناراحت نمیشم اما دخترم متاسفانه تاخیر داره درکش خیلی پایینه حتی از پسرم که دوسالشه خیلی پایین‌تره بماند که برا سلامتیش همه کاری کردیم از انواع دکتر گرفته تا کاردرمانی و گفتار درمانی. بازی درمانی. نورو تراپی. خدارو شکر خیلیم پیشرفت کرده بلاخره با اینم کنار اومدم سپردمش دست خدا متاسفانه چون درکش پایینه خیلی خیلیییییی گریه میکنه خیلی سختم آروم میشه ولی این گریه کردنا منو دیونه کردن به مرز جنون میرسم گاهی حس میکنم پتانسیل اینو دارم که اون لحظه یه آدم بکشم در این حد روانی میشم. امروز یه چرت زد از خواب پا شد بی مقدمه شرو به گریه کرد هر چی خواستم آرومش کنم نشد گفت غذا میخورم هر چی خواست براش آوردم. گفتم فقط آروم شه اما نشد. عدسی خیلی دوس داره بخاطر اون اکثرا درست میکنم از دیروز یه مقدار مونده بود گفت اونو میخوام براش گذاشتم اما باز جیغ و گریه که نمیخورم. گفت نیمرو میخورم خواستم براش درست کنم انقد گریه کرد جیغ زد تخم مرغا از دستم افتاد شکست با تابه تو دستم انقد خودمو زدم انقد به سر و کلم زدم که الان همه بدنم درد میکنه بعدش زود رفتم تو اتاق در و بستم گوشام گرفتم تا صدای دخترم رو نشنوم انقد گریه کردم آروم شدم بعدش زنگ زدم مادرشوهرم که طبقه پایینه که ببرتش بلکه یکم آروم شه اونم اومد تا حال و روز منو دید یه لیوان آب سرد داد دستم دخترمم برد خداروشکر تا اون بردش آروم شد. اما من با اینکه آروم شدم اما هنوزم دستام میلرزه تپش،قلب دارم برا حالم نگرانم