یه چندتا نکته
من ۲۴روز فقط مایعات میخوردم و سوند ۲۴ساعته داشتم بعد از ۲۴ ساعت بهم گفتن چون یه روز بود تکون نخورده بودم فقط باید لبه تخت پاهامو اویزون میکردم اولین بار برام سخت بود ن که درد داشته باشه من خیلی فشارم بالا بود یه کم که بهم فشار میومد حالم بدتر میشد سرم گیج میرفت سردرد خیلییی بد داشتم دو بار لبه ایستادم و سومین بار دیگه اومدم پایین رفتم سرویس فقط اون گره اخر اذیتم میکرد پای سمت راستم رو نمیتونستم خوب بذارم زمین البته خیلیا میگن قبلش شیاف بذارین خوبه من شیاف نذاشته بودم خودم سه بار تونستم از تخت بیام پایین ولی وقتی رفتم بخش تختش خیلی بد بود نیاز به کمک داشتم
سه روز کامل هم شکمم کار نکرد به پرستارا دروغ گفتم که کار کرده که مرخصم کنن
هزینه بیمارستان بخاطر این که زایمانم اختیاری بود آزاد حساب میشد تقریبا ۲۵ تومن میشد حالا من ای سیو بودم شاید بیشتر میشد اگر بیمارستان خصوصی میرفتم احتمالا ده برابر میشد ولی دکترم یه سرم به من زد که اون باعث شد کلا بیمه قبول کنه که با بیمه میشد ۳تومن ما از بهداشت نامه گرفتیم کلا شد ۲۰۰هزار تومن 😁

۲ پاسخ

چون اختیاری بودی مگ بیمارستان خصوصی نرفتی؟ دولتی قبول نمیکنه ک

شما که فشار بالا داشتی مگه سزارین اجباری نباید باشید؟

سوال های مرتبط

مامان نيلای 🩷 مامان نيلای 🩷 ۹ ماهگی
پارت هشتم زایمان اول سزارین اختیاری🩵

من تو دو سه ساعت که از عمل دراومده بود فک کن دوتا شیاف استفاده کردم 😂 یکیو خودشون دادن ی بسته هم‌ من خودم داشتم همراه خودم 😂😂
میخاستم سومی هم بزارم دیگه ترسیدم نزاشتم اما اون مخدره دیگه دردم اروم کرده بود که دکترم اومد گفت در چه حالی گفتم الان یکم خوب شدم
گفت ۱۲ ساعت بعد اجازه خوردن بهت میدیم و بعد سوند میکشن که راه بری
که‌ اونم فرداش ساعت ۵ صبح میشد چون ساعت ۵ عصر عمل شده بودم ساعت ۵ صبح باید سوند میکشیدن قبل سوند کشیدن مامانم بهم چای داد با خرما و بعدش یکمی اش خوردم و ابمیوه هم داد بهم بعدش
اومدن سوندو کشیدن و گفتن از تخت بیا پایین که اونم یا خدا سخت ترین کار همین بود اولش یکم مامانم تختو اورد بالا و نشستم
بعدشم کم کم خودمو کشوندم و اومدم یواش یواش پایین فقط سخت ترینش باسنت بود که باسنتو نمیتونستی تکون بدی چون درد میکرد بخیه ها اما کم کم اومدم پایین و راه رفتم
ولی بعد اینکه یبار از تخت میای پایین بار های بعد تر هی راحت و راحت تر میشه واست و فقط اون اول اذیت میشی
من دو سه بار رفتم دسشویی و بعد راه رفتن خیلی بهتر شدم دردمم روز دوم فقط در حدی بود که یه دفعه مثل ضربان محکم میزد و ول میکرد در اون حد
مثل روز اولش خیلی شدید نبود
مامان نینی🩵 مامان نینی🩵 ۹ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۸
بعد از چند ساعت هم که راه رفتم راه رفتنش خیلی سخت بود چون احساس می‌کردم که اون قسمت بخیه‌ها پوستش داره کشیده می‌شه احساس می‌کردم بخیه‌ها داره باز میشه بعد از اون هی مدام میومدن از من می‌پرسیدن که دستشویی رفتم یا نه که چون هر بار جواب منفی بود برام شیاف گلیسیرین گذاشتن و بعد که دیدن اون هم جواب نداد بهم شربت لاکسی ژل دادن و بهمم گفته بودن که حسابی چیزهای ملین بخورم حالا که همه اینا رو استفاده کرده بودم شدیداً اسهال شده بودم و همین قضیه داشت به بخیه‌هام فشار می‌اومد حالا بهم یه قرص دادن که اسهالم بند بیاد که باز هم اون افاقه نکرد و من تا دو هفته بعد از زایمان شدیداً اسهال بودم تقریباً دو روز توی بیمارستان بودم و بعد از اون تازه موقع مرخص شدن سردردام شروع شد که خیلی سردردای شدید و بدی بود مسکن هم بهم ندادن گفتن دکتر برات شیاف نوشته همونو استفاده کن رفتم خونه و خب قاعدتاً چون اسهال بودم نمی‌تونستم از شیاف استفاده کنم چون بدتر می‌شد
مامان هانا🩷 مامان هانا🩷 ۱۱ ماهگی
زایمان سزارین
.
اصلا نمیدونم چقد تو ریکاوری بودم ۲۰ دیقه یا شاید نیم ساعت اصلا فکر نکنم بیشتر طول کشیده باشه.
بعدم از بخش اومدن دنبالم فشار و ضربان قلبمو گرفتن و شکممو فشار دادن ،
بچها اولین بار که فشار دادن درد داشتم ولی هم شدتش کمتر بود هم تایمش کمتر بود و حالت یه درد یه لحظه و تموم شد اما وقتی داشتن میبردنم مثل پریودی درد داشتم تا به بخش رسیدیم
اومدن لباس و زیرمو عوض کنن بیحس بودم نمیتونستم تکون بخورم ولی درد پریودی داشتم اینم بگم که حتما حتما پمپ درد رو بگیرید من با اینکه پمپ درد داشتم ولی همچنان اذیت بودم البته نترسیدا خیلی کم بود من توقع داشتم هیچ دردی نباشه.
تا اینجا رو راضی بودم عملم خوب بود خداروشکر همچیز اوکی بود ولی داستان از اینجا شروع شد😁
دردام بیشتر میشد تا دوباره اومد لباسمو زد بالا و نگاه کرد گفت باید فشار بدم یا علی که نمیدونی چه دردی داشت لامصب یلحظه حس کردم روح از تنم جدا شد،،ولی بچها به خود خدا قسم که تحملشو دارید یعنی خدا یه تحملی کیده به آدم که بعدش که فکر میکنی میگی من😳 من انقدر محکم بودمو نمیدونستم......
بعد فشار دوم معذرت میخوام یه عالمه لخته ازم خارج شد و دردی که از قبل داشتم بهتر شد ولی همچنان درد داشتم.
به ساعت که نگا کردم ساعت ۲بود من حدودا با پمپ درد تا ساعت ۶ و اونورا یه دردی داشتم که آزار دهنده بود برام و بعد بهتر و بهتر شدم تا ساعت ۹که میخواستم از تخت پایین بیام🥲
مامان رستا🐣 مامان رستا🐣 ۳ ماهگی
زایمان
یکشنبه رفتم پیش دکترم نامه گرفتم برای سشنبه که بستری شم.چون میخاستم بیهوشم کنن از شب قبل هیچی نخوردم فقط دم صبح قرص تیروئدمو خوردم و صبح زود رفتم بیمارستان.قراد بود۸ عمل بشم ولی برنامه ی زایمانا عوض شده بود و ۱۱رفتم اتاق بیهوشی خابیدم رو تخت همین که داشتن برام سوند میزاشتن دکتر بیهوشیم بالا سرم بود .داشتم ایه الکرسی میخوندم و دعا میکردم که نفهمیدم کی بیهوش شدم.تو ریکاوری که داشتم بهوش میومدم یه پرستار مرد بالا سرم تکونم میداد و صدام میزد که بیدار شم منم از درد فقط زور میزدم که ناله کنم که یهو شکممو ماساژ دادن و درد وحشتناکی داشت.چشام به زور باز میشد بردنم داخل بخش و گذاشتنم رو تخت.یکم که هوشیاریم بیشتر شد یه پرستار اومد از رو تخت بلندم کرد برد تو دستشویی .پاهامو تمیز شست و خشک کرد برام شیاف و پوشک گذاشت و دوباره کمکم کرد رفتم رو تخت.بعدم دخترمو اوردن دیدم.بیمارستان سعدی بودم .پرستاراش خیلی خوش اخلاق بودن و رسیدگی خیلی خوبی داشتن و سرساعت قبل اینکه دردم بگیره برام شیاق میزاشتن.پمپ دردم نگرفتم با شیاف قابل تحمل بود.اتاقمم عمومی بود.هزینمم ۶۰ تومن میشد که تقریبا ۲۵ تومن تکمیلی کم کرد
#زایمان#بیمارستان سعدی
مامان 🩷رز🩷 مامان 🩷رز🩷 ۷ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی
پنج شنبه دکتر به من گفت بیا بیمارستان معتضدی اونجا شیفتم تا معاینه تحریکیت کنم.من تا رفتم محیط اون بیمارستانو دیدم ترسیدم و فشارم بالا رفت دکتر که معاینه کرد سه سانت بودم چون فشارم بالا بود ازم ازمایش خون و ادرار گرفتن و تست nsd
جوابش که اومد گفتن پروتئین دفع میکنی امشب باید بستری شی منم گفتم که من نمیخام اینجا بستری شم با هزار بدبختی ازون بیمارستان فرار کردم و رفتم بیمارستان امام حسین بستری شدم
دیگه با من کاری نداشتن تا صبح ساعت ۶که اومدن امپول فشار زدن ساعت ۸دکتر اومد منو معاینه کرد۴سانت بودم به من گفتن ورزش کن که منم چند تا اسکات رفتم
با خودم گفتم چه خوبه هیچ دردی ندارم😂چندین بار اومدن معاینه کردن که ساعت نزدیک ده بود که کیسه آبمو پاره کردن یا ابلفضل چه لرزه بدی به جونم افتاد کم کم دردم شروع شد یه درده خیلی بود انگار یه تریلی رو شکمم بود هر چند دقیقه یه بار محکم شکممو فشار میداد بعد فشارشو کم میکرد خیلی سخت بود و من هم هیچ تجربه ایی نداشتم و نمیدوستم حتی چطوری زور بزنم سه بار بچه تا پایین اومد و دوباره بالا رفت.سخت ترین لحظات زندگیم سپری میشد
درد تموم وجودمو گرفته بود وقتی درد خیلی زیاد میشد پمپ درد تنها چیزی بود که یکمی ارومم میکرد چند بار از حال رفتم و منو صدا میکردن تا به خودم بیام و در اخر موقع اذان ظهر دختر خوشگلم به دنیا اومد
از ساعت یه ربع به یک تا دو منو بخیه زدن
اون روز سخت ترین روز زندگیم بود
صادقانه بخام بگم خیلی سخت بود و زایمان طبیعیو به کسی پیشنهاد نمیکنم
مامان آدلین مامان آدلین ۲ ماهگی
تجربه ی سزارین
قسمت سوم:
بعد هم منو به اتاق ریکاوری بردن ی حالت بی حالی داشتم که دلم فقط خواب میخواست بدنم از شدت سرما میلرزید به پرستار گفتم و اون هم ی دستگاهی رو گرمای زیادی داشت کنار بدنم گذاشت و سپس مسکن هارو بهم تزریق میکردن خودم دقیق یادم نبود ولی بهم گفتن تقریبا ۱ ساعت تو ریکاوری بودم
بعد هم منو  به بخش  بردن و برام شیاف گذاشتن و مدام سرم و مسکن رو تو ساعت مختلف میزدن
درد ها تا قبل از از بین رفتن بیحسی کاملا قابل تحمل بود البته بعد هم درد ها رو میشد با شیاف و مسکن تحمل کرد  تا اولین باری که شکمت رو فشار میدن به نظرم تا اینجا اولین بار بود که احساس میکردی که این درد از تحملت خارجه و اگر جیغ زدین کاملا طبیعیه ..‌.
کلا در مجموع سه بار این کارو انجام دادن که از نظر من هر سه بار درد مشابه ای داشت و بسیار زیاد بود اما چون یه لحظه بود خیلی میشد باهاش کنار اومد
و تا رسید به قسمت سخت دیگ ماجرا اون هم اولین باری بود که باید از جات بلند میشدی و راه میرفتی
از تصویر سازی  اون درد نمیشد گف کاملا ی درد جدید و سختی بود که احساس میکردی ی قسمتی از بدنت داره از قسمت بعدی جدا میشه و درد تا عمق استخون به استخون بدنت نفوذ کرده
مامان سپهر مامان سپهر ۱۵ ماهگی
تجربه ی سزارین در بیمارستان آتیه تهران
اکثریت کادرشون مهربون بودن و با انصاف. بی حسی از کمر بودم و اصلا سردرد و کمر درد نداشتم و ندارم. دکترم عالی زد بخیه هامو اصلا معلوم نیست. آموزش شیردهی داشتن چندین بار کمکم کردن تا یاد گرفتم‌ هر ساعتی از شبانه‌روز که کار داشتی میومدن. کلا خودشون پوشک رو تعویض میکردن و برای اولین بار با کمک اونا راه رفتم. ولی اون شب زایمان خیلی شلوغ بود و رسیدیگشون با تاخیر انجام میشد. مسکن ها رو بهم سر وقت نزدن و من خیلی درد کشیدم. غذای بیمارشون مثل غذای همراه بود که به نظرم سنگین بود. چون من که بعد از عمل نمیتونستم چلو کباب یا جوجه بخورم باید یه سوپی یا اب ماهیچه ای چیزی میدادن که ندادن. من کلا کمپوت خوردم یک روز کامل. و بیمارستانش خیلی قدیمی بود میخورد تو ذوق ادم.
در کل اگر بخوام زایمان کنم دوباره دیگه اتیه نمیرم و به جاش میرم بیمارستان لاله.
هزینه اتاق خصوصی شد ۶۵ تومن. همراه میشد همسر هم باشه و این برای کسایی که میخوان شوهرشون پیششون بخوابه شب خوب بود ولی بپدر کل بد بود چون من مجبور بودم برای پیاده روی هر سری حجاب داشته باشم و تو اون وضعیت روسری و شلوار پوشیدن رو مخه. دکتر متخصص کودکان پسرمو سه بار چکاپ کردن و بعد ترخیصش کردن. الکی هم بچه ای رو توی ان ای سی یو نگه نداشتن. این چیزا که میگن بیمارستان خصوصی الکی نگه میدارن که پول بگیرن نبود.
مامان هانا🩷 مامان هانا🩷 ۱۱ ماهگی
زایمان سزارین
پارت آخر
بچها من تجربه زایمان طبیعی نداشتم ولی اگه میخوایید از درد طبیعی فرار کنید و سزارین بشید باید بگم اینم همونه و دردای خودشو داره پس برای فرار از درد نوع زایمانتون رو انتخاب نکنید.
.
خلاصه بار اول که میخوای راه بری برای من وحشتناک بود یعنی انگار دوش آب رو باز کردن رو سرم خیس عرق بودم از درد و سوزش جای بخیه ها
انگار فلفل ریخته بودن رو زخمم از تخت که اومدم پایین دیگه نه میتونستم سرپا باشم نه میتونستم بشینم نه میتونستم برگردم رو تخت مجبور بودم که ادامه بدم و این خیلی خیلی سخت بود اما تاب آوردم
تا سرویس بهداشتی رفتم و با اینکه پمپ درد داشتم شیاف گذاشتم و با همون مشقای که رفته بودم برگشتم و رو تخت خوابیدم.
اما بار دوم راحت تر بود یعنی درد بار اول از ۱۰۰درصد ۹۰درصد بود بار دوم ۷۰ درصد بار سوم ۵۰ درصد....هربار کم میشد از دردش
تا آخرشب شب که باید شکمم کار میکرد و نکرده بود...شیاف و شربت و میوه خوردم تا شکمم کار کنه ولی میترسیدم که موقع مدفوع هم درد داشته باشم اما نداشت و خیلی راحت بودم حتی وقتی شکمم کار کرد دردام یکم سبک تر شد و سرحال ترشدم....ساعت ۱ شب بود مرخص شدم.
ممنون از همتون دوستان اگه سوال داشتید بپرسید تا جواب میدم😘
مامان جوجه ی من🐣🩷 مامان جوجه ی من🐣🩷 ۱۰ ماهگی