تجربه ی سزارین
قسمت چهارم:
  بعد از اینکه راه میری خیلی احساس بهتری داری در کل وقتی میخوای از جات پاشی سخته ولی وقتی راه میری دردت کمتر میشه هر چقد بتونی راه بری این پروسه راحت تر طی میشه این درد تا سه روز کمی بیشتر و از اون به به بعد خیلی بهتر میشه ..
در مورد غذا هم تقریبا بعد از ۱۰ ساعت کم کم اجازه میدن از مایعات شروع کنی
بهتره با آبمیوه یا اب کمپوت و اگر گلابی و اناناس باشه خیلی بهتره چون باید بعد اون تایم طولانی بتونید دسشویی کنید سپس با نسکافه و چای نبات سعی کنید بخشی از ضعف خودتون رو جبران کنید
در مورد سردرد هایی که میگفتن اگر حرف بزنید یا سرتان رو تکان دهید به وجود میا  من حس نکردم ن خیلی زیاد ولی حرف میزدم
و سرم را هم تقریبا زیاد تکون میخورد و مشکلی  از این بابت پیش نیامد ...
با همه استرسی که تو وجودم بود راحت تر از اون چیزی بود که فکر میکردم خداروشاکرم که با همه نگرانی ها گذشت و شیرینیش باقی موند ...

تصویر
۳ پاسخ

داره میخنده فسقل🥰

خداروشکر ک هر دو سالم هستید ، ماشاله ب نی نی خوشگلت🥰 بی حسی داشتید یا بیهوشی؟

خداحفظتون کنه مامان ادلین ممنون بخاطر توضیحات خوبی که دادی😍،من دوست دارم فلسفی عمل کنم چون فکر میکنم از مسعود خیلی بهتر باشه.چند شب نگه داشتن؟هزینه ات چقدر شد؟و بیمه تون چی بود؟رفتار و تمیزی خوب بود واقعا؟و چه وسایلی بدردت خورد که بردی؟ببخشید سوالام زیاد شد

سوال های مرتبط

مامان سید احسان مامان سید احسان ۱۷ ماهگی
تجربه سزارین (پارت۲)
صبح مایعات رو شروع کردم با نسکافه. چقد چسبید بعد اون همه ناشتایی😬
بعد هم که گفتن پاشو راه برو. خیلی درد داشت خیلییییی. تا حدود سه روز بعد هم ادامه داشت هر دفعه که پامیشدم. البته هم اتاقی من میخواست راه بره اندازه من درد نداشت بخاطر همین میگم شاید برای هر کسی متفاوت باشه ولی برای من خیلی بد بود. درد بخیه ها هم تا دو هفته خوب شد. الانم یکم گاهی سوزش داره ولی دیگه خوبه.
من بعد از عمل سرمو تکون ندادم و حرف نزدم و بالش هم نذاشتم اصلا سردرد نگرفتم. هر چقدر هم بیشتر راه بری زودتر خوب میشی. یه نفر هم تا ده روز باید کنارتون باشه وگرنه خیلی سخته. بعد ده روز هم بخیه هامو کشیدم که هیچ دردی نداشت و خیلی راحت بود.
در کل بخوام بگم از سزارین راضی بودم و با وجود اینکه بعدش درد داری و سخته بازم خوشحالم ک سزارین شدم چون بالخره زایمانه درد داره دیگه. حس میکنم طبیعی ممکن بود برام سخت تر باشه با توجه به شناختی که از خودم دارم.
امیدوارم مفید بوده باشه اگه سوالی هست خوشحال میشم کمک کنم
مامان 𝑯𝒆𝒍𝒎𝒂🍒🐣 مامان 𝑯𝒆𝒍𝒎𝒂🍒🐣 ۱۰ ماهگی
پارت پنجم زایمان سزارین🩷🫧
بعد که ساعت ۱۱شد امدن گفتن باید راه رفتنو شروع کنی سخت ترین لحظه همین لحظه هست وقتی برای اولین بار میخوای از تخت پاشی و راه بری خیلی سخته من با کمک مادرم به زحمت پاشدم وقتی پا شدم درد داشتم تپش قلب میگرفتم نفسم میرفت پرستار گفت ابمیوه بخور نیوفتی زمین ،سختیش همین راه رفتن بار اول هست که گریه میکردم راه میرفتم بعدش برای بار دوم شیاف گذاشتم راه رفتم بهتر شدم هرچی راه بری بهتره دردات کمتر میشه این تجربه ایی که خودم داشتم هرچی تحمل کنی دردو راه بری بعد سزارین برای خودت راحت تره
بعد فرداش ساعت ۱۱مرخص شدم و امدم خونه😊🩷
کلا زایمان و بدن و درد اینا تو بدن هرکسی متفاوته یه جور واکنش میده منم تجربه خودمو گفتم امیدوارم که براتون مفید باشه،
بعد سزارین حتما ابمیوه داشته باشین موقع راه رفتن بخورید راه برید که چشمتون سیاهی نره،
بعد سزارین هرچی میتونید راه برید تا دردتون کم بشه شیردهی براتون راحت باشه
هرچی میتونید مایعات بخورین مثل چایی با نبات ابمیوه (ابمیوه پرستار بهم گفت طبیعی باشه بهتره خیلی چون توی این صنعتی ها مواد نگهدارنده داره و خیلی قندش بالاعه) کمبوت گلابی برای کار کردن شکم خودتون و بچه بخورید کمپوت اناناس یا خودش اناناس برای زود خوب شدن زخم خیلی خوبه
موقع حمام از کف شامپو برای شستشو بخیه استفاده کنید مستقیم شامپو نزنید چون سوزش میگیرین بعدش با حوله خشک کنید و با سشوار کاملا خشک خشکش کنید.اصلا جای بخیه نباید عرق بزنه و مرطوب بشه چون عفونت میگیره هم اینکه خیلی سوزش میاد
همین دیگه توصیه دیگه ایی ندارم امیدوارم براتون مفید باشه💕😊🙏🏻
مامان دیار مامان دیار ۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم
۸ ساعت بعد عمل اول بهم چای و عسل دادن و بعد گفتن میتونم شروع کنم به مایعات و کمپوت خوردن
منتها گفتن کمپوت گلابی و انجیر بخورم و فعلا کمپوت هایی که نفخ میارن مثل آناناس نخورم
مایعات رو شروع کردم و بعدش پرستار اومد سوند رو در آورد که برای راه رفتن بلند بشم
تو این مرحله هم یکم شکمم رو فشار داد که لخته خون ها خارج بشه که یکم درد داشت اما زود تموم شد
راه رفتن اولیه هم با کمک پرستار بلند شدم که خب نه خیلی سخت بود نه خیلی آسون
خیلی آهسته و با آرامش باید شروع کنید به راه رفتن اینجوری راحت تره
ولی از دفعه دوم و سوم خودم تونستم از تخت بیام پایین و راه برم بدون کمک
و هر چقدر راه برید زودتر بهتر میشید و اصلا مسئله بزرگی نیست راه رفتنه
من قبلش فکر میکردم خیلی سخت باشه اما انجامش دادم
اولین دستشویی هم نسبتا آسون بود نمیگم درد نداشت اما خیلی هم آزار دهنده نبود
فردای عمل هم مرخص شدم و اومدیم خونه
بخیه هام درد زیادی ندارن فقط روز اول و دوم کتف درد بدی گرفتم که به خاطر مایع بی حسی بود و گفتن فقط با مایعات و راه رفتن میشه درمانش کرد
خیلییییی درد بدی داشتم اما الان خداروشکر بهتر شدم
در کل من بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم و واقعا هم از دکترم و هم از بیمارستان و عمل سزارین (نسبت به طبیعی) خیلی راضی بودم
در آخر باز هم بگم که هر کسی تجربه فردی خودش رو داره و ممکنه برای هر کسی متفاوت باشه
مامان پناه💞 مامان پناه💞 ۵ ماهگی
سزارین پارت ۵
بد دوسه ساعت دیدم داره درد های پریودی خفیف شروع میشه و کم کم دارم پاهام حس میکنم از سری در اومدم یواش یواش...ولی قابل تحمل بود یکم گذشت که دیدم دردا دارن کم کم بیشتر میشن به مادرم گفتم به پرستار بگه .پرستار اومد یه سروم تعویض کردن رفتن من خوب شدم یعنی دیگع دردی نداشتم
گفته بودن تا ۸ ساعت نباید چیزی بخورم منم تو این ۸ ساعت هیچی نخوردم و سرمم تکون ندادم سعی کردن زیاد هم حرف نزنم که کتف درد سردرد نشم ...گذشت که پرستار بد ۸ ساعت اومد گفت میتونی از مایعات شروع کنی بهتره آب گلابی و چای با خرما یا نسکافه بخوری منم با نسکافه شروع کردم بد ۱۰ دقیقه به چایی خوردم بد ۱۰ دقیقه دوباره یه نسکافه بعدش آب گلابی بعدش چای با خرما گفته بودن وقتی اینارو خوردی باید بلندت کنیم راه بری .بد اینکه اینارو خوردم پرستار اومد سوند رو ازم کشید که واقعا درد داشت 😢 ولی دوسه ثانیه بود..پاهای منو از تخت آویزون کرد شرت نوار برام گذاشت شلوار کشید بالا ...اینم بگم واقعا سرپا وایسادنش خیلی بد بود دستمو گرفت گفت باید راه بری منو قدم قدم آروم راه برد که واقعا درد داشت یعنی بخیه ها داشتن انگار میسوختن چاقو میخوردن .ولی بد ۴ ۵ قدم دردام داشت کمو کمتر میشد
مامان فرنام🧸🌈 مامان فرنام🧸🌈 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان سزارینم
سلام دوستان ، من ۳۵ هفته و ۶ روز بخاطر فشار بالا سزارین اورژانسی شدم ، فقط قسمت های مهمش رو میگم ، برای وصل کردن سوند اصلا نترسید و در حد ده دقیقه نهایتا سوزش داشته باشه و یک حالت بدی داشته باشید که فکر میکنید نمیتونید تحملش کنید ولی به مرور طبیعی میشه کلا...بیرون اومدنش هم که یک سوزش خیلی سریع و تمام...
مورد بعدش زدن امپول بی حسی ، کلا هیچی احساس نمیکنید ، مثل یک امپول معمولی هستش نگران نباشید ، من بعدش هم راحت سرمو تکون دادم و بالش هم داشتم ولی اصلا سردرد نشدم، فقط مایعات زیاد بخورید بعدش...
بعد از عمل فشار های شکمی که موقعی که بی حس هستید که حس نمیشه ، شاید اون اخراش یه کوچولو حس کنید و درد کم داشته باشه...مورد آخر هم راه رفتن بعد عمل که اون بنظرم درد داشت دفعه اول باید تحمل کنید و نفس عمیق بکشید بعدش به مرور راه برید کمتر میشه...
درضمن من بعد از وعده های غذایی قرص جویدنی دایمتیکون ۴۰ میخوردم که ضدنفخ هست چون اگر نفخ کنید از داخل بخیه هاتون درد میگیره ...
مامان مهدیار مامان مهدیار ۶ ماهگی
من سزارین دومم بود میخوام چند نکته خیییلی مهم که کمکم کرد رو بهتون بگم
اول اینکه تا ۶ ساعت بعد از عمل اصلا سرتون رو تکون ندید
بعد از اون میگن که مایعات بخورید اول با اب گرم شروع کنید بعدش هر چی میتونید مایعات بخورید تا رنگ ادرارتون سفید بشه هر چی بیشتر بخورید بدن زود تر ریکاوری میشه
بعدش سوپ گرم یا کاچی بخورید که خیلی مقویه
هر وقت حس به پاهاتون برگشت مرتب پاهاتون رو تکون بدید و نزارید خشک بشه چون بعدا راه رفتن سخت تر میشه
وقتی سن رو دراوردن میگن که راه برید مرحله مرحله با توجه به حس خودتون بدنتون رو بلند کنید ولی اصلا عجله نکنید اینجا چون از قبل پاهاتون رو تکون دادید بهتون کمک میکنه هر مرحله بلند شدن رو با فاصله انجام بدید تا حس بیاد تو بدنتون
هر چه قدر زمان نیاز دارید روی لبه تخت بشینید بعد پاشید من نیم ساعت نشستم یکم کاچی خوردم تا حس کردم بدنم گرم شد بعد یواش یواش بلند شدم
دوستان راه رفتن خیلیییی مهمه هر چی بیشتر راه برید حالتون سریع تر خوب میشه هر یه ساعت یه بار پاشید راه برید نزارید بدنتون خشک بشه
من یه کمربند مخصوص بعد زایمان خریدم و قبل بلند شدن بستم خیلی کمکم کرد خیلیییی چون عضلات رو حمایت میکنه خیلی خوبه
راستی قبل از اینکه بلند بشین راه برید شیاف بزارید من هر ۴ ساعت میگفتم پرستار برام بزاره اجازه ندید درد بیاد سراغتون بعد شیاف بزارید شما سر ساعت استفاده کنید
هر نکته ایی به ذهنم رسید گفتم من این تجربه هارو بعد از کلی درد به دست اوردم شما انجام بدید ان شالله درد کمتری داشته باشید
مامان نیـلا🐣🥑💕 مامان نیـلا🐣🥑💕 ۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۵
درباره ماساژ رحمی هم بگم ک برای من یه بار تو ریکاوری انجام دادن ک چون بی حسیم داشت میرفت متوجه میشدم و‌ یه مقدار اذیت شدم یه بارم وقتی اوردنم بخش انجام دادن ک خیلییی درد داشت ولی دردش فقط همون لحظه بود
اولین راه رفتنم برای من وحشتناک بود اصلا نمیتونستم رو پاهام وایسم به زور چند قدم رفتم برگشتم ولی دیگه از سری بعد خودم‌ پاشدم راه رفتم و تقریبا هربار ک میرفتم دردم کمتر از قبل میشد
و یه چیز جالب اینکه من اصلا سردرد بعد سزارین نگرفتم با اون حال ک از تو همون ریکاوری هی سرمو تکون دادم و ۴ ساعت بعد عملم شروع کردم به مایعات خوردن و صحبت کردن و سر تکون دادن ولی اصلا سردرد نشدم ک از این بابت خیلی خوشحالم
و اینکه بعد عمل من واقعا خیلییی درد داشتم جوریکه گریه میکردم از درد ولی فقط تا دو روز اینجوری بودم و بعد ۳-۴ روز میتونستم کم کم پاشم کارامو کنم که اصلا فکر نمیکردم به این زودی بتونم سرپا شم
درکل اگه صدبارم برگردم عقب انتخابم سزارینه
با وجود همه دردا خیلی راضی بودم و اصلا پشیمون نیستم ،با وجود اون اتفاق و شوکی ک بهم وارد شد بازم اون روز خیلی روز قشنگی بود برام🥲✨
و از من به شما نصیحت از لحظه به لحظه‌اش لذت ببرید ک بعد دلتون خیلی تنگ میشه🥹💗


فرزندپروری/زایمان/سزارین/نوزاد/طبیعی/پوشک/شیرخشک
مامان پرنسس کوچولو🎀 مامان پرنسس کوچولو🎀 ۲ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت۸

من ساعت۲۱:۱۵دیقه زایمان کردم و تا۴صبح باید چیزی نمیخوردم خیلی گشنم بود ولی چاره ای جز تحمل نداشتم بااینکه زیر سرم بالش نبود ولی اصلا برام سخت نبود حتی کلی سرمو چرخوندم و بلند کردم ولی خداروشکر سردرد نشدم سزارین از اون چیزی که فکر میکردم برام راحت تر بود
درد داشتم ولی دردام با شیاف قابل تحمل بود
ساعت۴صبح با نسکافه و کمپوت گلابی شروع کردم به چیزی خوردن ساعت۶صبح هم سوند رو برام کشیدن که بازم هیچ دردی نداشت یه مسکن برام زدن و گفتن کم کم شروع کن به راه رفتن با کمک همراهام نشستم روتخت خیلی درد داشتم احساس میکردم بخیه هام داره میترکه ولی میدونستم این فقط حس منه و اتفاقی نمیوفته وقتی پاشدم چند دور سالن بیمارستان رو رفتم و اومدم بااینکه اولین راه رفتنم بود اصلا خمیده راه نمیرفتم و صاف قدم برمیداشتم از ترسم جرئت نمیکردم دوباره روتخت بخوابم اخه بلند شدن خیلی سخت بود ولی همه ی اینارو تحمل میکردم هرچی بود از درد طبیعی برام بهتر بود😅از لحاظ رسیدگی بیمارستان همه چیز عاالی بود حتی کاچی هم برام اوردن
غذاهاشون خیلی خوب بود تمیزی اتاقا و نحوه برخورد پرسنل هم که دیگه حرف نداشت خلاصه تجربه زایمانم بجز اون نیم ساعت درد طبیعی که کشیدم همه چی خیلی خوب پیش رفت و راضی بودم انشالله این حس قشنگ بزودی قسمت همه ی چشم انتظارا و مامانای باردار❤️
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۴ ماهگی
تجربه سزارین
(پارت دوم)

دکتر اومد عمل رو شروع کرد فقط احساس کشش یا فشار داشتم اما هیچ دردی نداشت. بعد از گذشتن ۵ دقیقه دیدم تکون ها شدید تر شد و احساس میکردم انگار یه چیز بزرگی رو از شکمم دارن میکشن بیرون و بعد صدای گریه نی نی رو شنیدممم 😭
بهترین و قشنگترین حس زندگیم بود، عاشق صداش شدم و بعد ۲،۳ دقیقه هم صورت ماهش رو اوردن دیدم و چسبوندنش بهم 🥹❤️😍 اون لحظه دیگه همه دردها و سختی های دوران بارداری از یادم رفت🥹
بعد دکتر شکمم رو فشار داد که چون بی حسی داشتم دردی نداشت. بعد رفتم‌ تو ریکاوری و یکبار دیگه هم‌ اونجا فشار دادن که اون هم چون هنوز بی حسی بود‌ قابل تحمل بود برام. بعد از گذشت حدود یک‌ربع تا نیم ساعت که تو ریکاوری بودیم بردنم بخش و گفتن ۱۲ ساعت نباید سرت رو تکون‌‌بدی که سر درد نگیری. من‌ هم این کار رو کردم‌ و خدا رو‌ شکر سردرد نگرفتم. فقط هر چی آثار بی حسی میرفت دردها بیشتر میشد اما خدا رو شکر با مسکن هایی که تو سرم میزدن و شیاف قابل تحمل بود. در کل همه درداش قابل تحمل بود خدا رو شکر 😍 بعد از گذشت ۱۲ ساعت هم گفتند بلند شو راه برو و وقتی بلند میشی راه میری و اولین دستشویی رو میری انگار یهو همه دردهات خیلی سلک تر میشن ^_^
اگه سوالی داشتید بپرسید حتما 😍