تجربه من از مرزگذاری! فقط چیزی نیست که توی کتاب‌ها خونده باشم؛ تجربه‌ی شخصی خودمه. 🤍

مرزگذاری یعنی چی؟ 🤔

خیلی‌ها فکر می‌کنن مرزگذاری یعنی بچه رو دعوا کنیم، یا وقتی گریه کرد، کلاً نادیده‌اش بگیریم.

اما مرزگذاری یعنی من یک قانون مشخص دارم و با آرامش روی اون می‌مونم. 🤍

مثلاً برای گوشی و تلویزیون می‌گی:

«پنج دقیقه دیگه زمانش تموم میشه.»

بعد از پنج دقیقه:
«خب عزیزم، وقت گوشی/تلویزیون تموم شده.»

و وسیله رو کنار می‌ذاری.

ممکنه بچه گریه کنه، عصبانی بشه یا حتی پرخاش کنه. اینجا قرار نیست احساسش رو نادیده بگیریم، اما قرار هم نیست فقط برای اینکه گریه‌اش متوقف بشه، گوشی یا تلویزیون رو دوباره بهش بدیم.

می‌تونی بگی:

«می‌دونم ناراحتی، دوست داشتی بیشتر بازی کنی. من کنارتم، ولی تصمیمم رو عوض نمی‌کنم.»

اگر بغل خواست، بغلش می‌کنی؛ اگر نخواست، مجبورش نمی‌کنی

و اگر پرخاش کرد یا خواست بزنه، احساسش رو می‌پذیری، اما رفتارش رو محدود می‌کنی:

«می‌دونم عصبانی هستی، اما اجازه نمی‌دم منو بزنی.»

مرزگذاری یعنی:

احساساتت برای من مهمه،
اما احساساتت تصمیم من رو عوض نمی‌کنه. 🤍

قرار نیست بچه هیچ‌وقت ناراحت نشه یا وقتی «نه» می‌شنوه، خیلی منطقی برخورد کنه! 😂

قرار نیست گریه‌اش رو متوقف کنیم؛ قرارِ ما اینه که کنارش بمونیم، کمکش کنیم با احساسش کنار بیاد و در عین حال، مرزمون رو هم حفظ کنیم.

ممکنه چندین بار با گریه‌ها و نق‌زدن‌های طولانی روبه‌رو بشید، اما صبور باشید. قرار نیست با یکی دو بار مرزگذاری، فوراً همه‌چیز رو بپذیره. تکرار و ثباته که کم‌کم بهش یاد می‌ده مرزها قابل پیش‌بینی هستن. 🌱

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری

تصویر
۱۹ پاسخ

بچه ها اینا واقعا تجربه س و به سادگی بهش نرسیدم!اوایل بلد نبودم و کلی طول کشید تا عملی به این چیزا برسم و هنوز هم کاملا صددرصدی اجرا نمیشه گاهی خیلی عصبی میشم و کنترلی ندارم ولی دارم همه تلاشمو میکنم
یه وقت حس ناکافی بودن نگیرید
فقط تلاش کنید💙

دوتا نکته هم من اضافه کنم؟

اول اینکه سر هر چیزی مرز نذارید. منظورم اینه اگر چیزی براتون واقعا مهم نیست یا می‌دونید امروز اجراش می‌کنید ولی فردا خودتون بی‌خیالش می‌شید، اصلا براش مرز تعیین نکنید؛ چون مرزی که ثبات نداشته باشه، فقط بچه رو گیج می‌کنه.

دوم اینکه از گریه و قشقرق بچه نترسید. ناکامی هم بخشی از زندگیه و قرار نیست ما همه‌ی ناراحتی‌های بچه رو از بین ببریم. وظیفه‌ی ما این نیست که هیچوقت ناراحت نشه؛ وظیفهمون اینه که کنارش باشیم و احساسش رو بپذیریم

اره دقیقا منم خیلی سعی میکنم با آرامش بگم نظرم عوض نمیشه یا باهاش همزاد پنداری احساسی داشته باشم🥹

و البته واقعا کار آسونی نیست و بعضی وقتا اطرافیان همراهی نمیکنن🫠

مرسی عزیزم بابت راهنمایت♥️من که این روزا دارم برای بزرگترها مرزگذاری میکنم ونیاز دارم که یه کم روخودم کار کنم که اینقد به هر آدم بی ارزشی بها ندم

👌👌👌👌👌👌

👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻

سوسول بازیاااا. بزار گریه کنهه باباااا. همینی که گفتم😂😂😂

حالا روزی صد بار خودم:میدونم‌مامان که دوست داشتی بیستر تلویزون ببینی ولی دیگه باید خاموش میشد😂😂😂

مرسی عزیزه دلم من واقعا از تجربه هاتون استفاده میکنم

ضمن تشکر و اینکه مطلب رو گرفتم یه سوال دارم: پایبندی به قانون و مرز مهمه؟ مثلاً اگر یه شب بچه دلش نخواست مسواک کنه، باید اجبار کنیم یا میشه به دلش راه اومد. سوال بعدی: ما نوشابه و سوسیس و اینجور چیزا نمی‌خوریم خیلی. اما پیش میاد مهمونی میریم، مهمون میاد، خوراکی‌های این مدلی اگر خودمون بخوریم به پسرم هم میدم، اینا اشتباهه؟

ممنون عزیزم
بیشتر بذار برامون 😘

«قرار نیست بچه هیچ وقت ناراحت نشه
یا وقتی نه میشنوه خیلی منطقی برخورد کنه»

اینو هرچندوقت یبار باید به خودمون یادآوری کنیم
خیلی خوب بود🤍

مرزگزاری که خیلی خوبه هم در مورد گوشی هم تلویزیون هم خوراکی منم اجرا میکنم بیشتر مواقع

عالی عالی ممنونم بابت مطالب مفیدی که به اشتراک می‌زاری🥺😍🙏🏻

دقیقا موافقم
منم همینجوری پیش میرم
ولی شوهرم دل نداره تا بچه نق بزنه سریع اونو ب خواستش می‌رسونه

قبلا خیلی روی قانون و مرزگذاری برای دخترم حساس بودم بعد از اینکه باردار شدم دیگه نتونستم

وای من سر این موضوع خیلی با همسرم درگیرم ، تا مهراد گریه کنه یا قشقرق به پا کنه سریع هرچی میخواد رو بهش می‌ده 😮‍💨

مرسی برای مطالب مفیدت عزیزم

دمت گرم مرسی ک هستی🤩

ممنون بخاطر تجربه خوبتون ❤️

سوال های مرتبط

مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی
👩🏻‍🍼🖇چرا بچه ها "سخت ترین" احساساتشان را برای مادرشان نگه می دارند؟

بچه ها معمولا کنار پدر ها رفتار خوبی دارن.خوب غذا میخورن،خوب گوش میدن و بازی میکنن،اما وقتی کنار مادر هستن اشک ها و کج خلقی های اونها شروع میشه.
بچه کنار کسی که احساس امنیت کنه احساساتش رو پنهان نمیکنه و یک مادر به اندازه کافی "امن"هست که فرزندش بخش به هم ریخته اش رو نشان بده.
بچه ای که کنار پدرش آرومه،ذاتا آروم نیست.اما یاد گرفته که برای رضایت پدر باید کنترل خودش رو حفظ کنه.اما کنار مادر نیازی به نمایش نیست چون میدونه که؛"عشق مادر با رفتار های اون تغییر نمیکنه"

بچه به خوبی میدونه که مادر تنها کسیه که وقتی اون در حال تجربه سخت ترین احساساتشه میتونه اونهارو کنترل کنه و نزدیکش بمونه.

رفتار بچه ای که عصبانی میشه،جیغ میزنه و سر مادر داد میزنه طبیعیه.
اسمش بی احترامی یا لجبازی یا رفتار بد نیست!
این دقیقا امنیت و اعتماده!این سیستم عصبیه که بالاخره تونسته در آغوش مادرش اونقدر آرام بشه تا همه چیز رو تخلیه کنه.

اشک های کودک بر علیه مادر نیست،بلکه اشک ها در آغوش مادر به راحتی جاری میشن،چون اون "امن ترین" جای دنیا برای کودکه!
مامان نورِ خونه✨️🪽 مامان نورِ خونه✨️🪽 ۱ سالگی
خداروشکر امروز دقیقاً ده روزه که پسرم رو از شیر گرفتم. البته پسرم شیرخشک می‌خورد. من روش تدریجی رو انتخاب کردم، ولی یه تدریجیِ خیلی طولانی 😅 و راستش خیلی آروم و با حوصله پیش رفتم.
روشی که من انتخاب کردم اینطوری بود که تقریباً هر دو هفته یک بار، یکی از وعده‌های شیرخشکش رو حذف کردم.
دو هفته‌ی اول، وعده‌ی صبحش رو حذف کردم. صبح که از خواب بیدار می‌شد، بهش صبحانه می‌دادم تا کم‌کم عادت کنه که روزش رو بدون شیر شروع کنه.
دو هفته‌ی دوم، وعده‌ی ظهرش رو حذف کردم.
دو هفته‌ی سوم هم وعده‌ی عصرش رو حذف کردم.
و در نهایت رسیدیم به وعده‌های قبل از خوابِ ظهر و شب که واقعاً سخت‌ترین قسمت کار بود 🥹 چون پسرم عادت کرده بود با شیرخشک بخوابه. 🥹🐣
اول حجمش رو هی کم و‌کمتر کردم تا رسید به ۳۰ تا
بعد هم آب دادم داخل شیشه اش ...
چند شب اول یکم بی قرار شد اما عادت کرد
فقط و فقط صبوری باید کرد . 🩷
برای روز هم باید دائم حواسشونو پرت کنید و خوراکی های متنوع داشته باشید تا شیر خواست اونو بهش بدین . 🐥
در کل شاید روش من خیلی طولانی بود، ولی برای من مهم این بود که هم خودم اذیت نشم، هم پسرم کمترین فشار و بی‌قراری رو داشته باشه. ❤️
اما اگر انقد طولانی هم نخواید بشه میتونید روش ۴ در ۴ رو انتخاب کنید برای شیر گرفتن 💕
الان که ده روز از آخرین وعده گذشته، خدا رو شکر می‌بینم که بالاخره به این شرایط عادت کرده و برای من هم حس خیلی خوبی داره که این مسیر رو با صبر و آرامش پشت سر گذاشتم. 🌱❤️
پوشک فرزندپروری دورهمی کولیک نوزاد رفلاکس
مامان 👶🏻آراد🫀 مامان 👶🏻آراد🫀 ۲ سالگی
چطور بچه هایی با سلامت روان بالا تربیت کنیم؟✅️🧠
قسمت دوم؛

۵_اولویت دادن به شخصیتش تا رفتار هاش!
این ینی بچه میدونه بابت رفتار هاش شاید مورد سوال قرار بگیره اما بخاطر شخصیتش نه...اون میدونه که ناراحت میشی اما تحقیرش نمیکنی!برچسب نمیزنی و هرگز اون رو با رفتن یا تنها گذاشتنش تهدید نمیکنی.

۶_رفتارهایی مثل از بدن و بیماری و اشتباهاتش "هیولای شرم" نساختن.
بچه ای که برای شب ادراری،لکنت زبان،چاقی یا لاغری مدام طعنه بشنوه حس دوست داشتنی نبودن رو میگیره
در مقابل بچه ای که بدونه مشکلات تورو تعریف نمیکنن و هیچکس بی عیب و نقص نیست ینی سلامت روان بالا📈

۷_خونه با حد و مرز!
حد و مرز یعنی خونه هرکی هرکی نیست و قانون داره،اما قوانین کم،روشن،ثابت و قابل توضیح و برای بهتر شدن زندگی ماست
مثلا؛فحش تو خونه ما پذیرفته نمیشه!بدون اجازه مامان بابا جایی نمیریم!گوشی واسه بازی کردن نیست!

۸_مرز زندگی زناشویی!
مرز داشتن در زندگی زناشویی یعنی جلوی بچه همدیگه رو له نمیکنیم!از بچه بچه برای جاسوسی یا قضاوت استفاده نمی‌کنیم!بچه شنونده دردو دل های ما نمیشه چون؛تو دعوا و اختلاف بین ما بازنده اونه!

۹_رفتار هایی مثل دیدن تلاشش تا نتیجه ش!
وقتی قبل از نتیجه ؟زحمات و تلاشش دیده بشه یاد میگیره مسیر هم به اندازه مقصد و مقصود نهایی اهمیت داره
وقتی فقط نتیجه مهم باشه،بچه برای تحسین زندگی میکنه اما وقتی تلاشش ارزشمند باشه،برای خودش زندگی میکنه!

۱۰_یاد گرفتن مهارت های زندگی به آهستگی
برخوردهایی مثل "تو لازم نکرده دست بزنی"،"تو درست و بخون بسه"از اون یه موجود تک بعدی می سازه و سلامت روان ینی تجربه،خطا،درد و تاب آور شدن.پس؛
بزار بره جلو!بتونه مسائل رو حل کنه و از حق خودش دفاع کنه!

یه مورد هم شما بگید✒️🌱
مامان ماهلین مامان ماهلین ۳ سالگی
مامان ترمه مامان ترمه ۱ سالگی
🥔 قصه‌ی امروز ما با یک سیب‌زمینی پخته شروع شد...

یک سیب‌زمینی ساده آوردیم سر کلاس؛
اما قرار نبود فقط یک سیب‌زمینی باشه... 🌱

اول بچه‌ها با دست‌های کوچولوشون پوستش رو کندن.
با حوصله، با کنجکاوی، با همون دست‌هایی که دارن دنیا رو کشف می‌کنن.

بعد سیب‌زمینی‌ها رفتن توی زیپ‌کیپ و شروع کردن به فشار دادن و له کردنشون.
دست‌های کوچیک، فشارهای کوچیک...
و یک عالمه تجربه‌ی تازه. 🤍

وقتی سیب‌زمینی حسابی له شد، زیپ‌کیپ رو باز کردیم، صافش کردیم و رسیدیم به قسمت هیجان‌انگیز ماجرا:

قالب زدن! ✨

قلب، گل، ستاره...
هر شکلی که دوست داشتیم.

و آخرش با چند قطره رنگ خوراکی، به سیب‌زمینی‌هامون رنگ و زندگی دادیم. 🎨

شاید از بیرون فقط یک بازی ساده با سیب‌زمینی به نظر بیاد؛
اما برای یک کودک، همین چند دقیقه پر از یادگیریه...

لمس کردن، فشار دادن، جدا کردن، انتخاب کردن، شکل دادن، رنگ کردن و ساختن.

و قشنگ‌ترین قسمت ماجرا اینه که
کودک لازم نیست بدونه «داره مهارت حرکتی ظریف تمرین می‌کنه»؛
فقط کافیه بازی کنه و لذت ببره. 🥹🤍

گاهی یادگیری،
همین‌قدر ساده و همین‌قدر دوست‌داشتنیه؛
در یک سیب‌زمینی کوچک،
در دست‌های کوچولوی بچه‌ها،
و در یک عالمه «ببین مامان!» 🌱
#کودک
#شیر
#شیرخشک
#پوشک
#بازی
#سرگرمی
#خلاقیت
#گریه
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۲ سالگی
می‌گن هفت سال اول، دوران کاشتن نیست، دورانِ شکل‌گیریِ خاکه. 🌿
من یاد گرفتم که توی این سال‌های حساس، فقط نباید «تربیت» کنم؛ باید «احترام» بکارم، باید «محبت» ببارم. وقتی برای شخصیت کوچولوی من ارزش قائل می‌شم و به جای دستور، با محبت باهاش حرف می‌زنم، دارم با فطرتش بازی می‌کنم. می‌خوام به جای دروغ، صداقت توی قلبش ریشه کنه و به جای نقش بازی کردن، اصالت بخشی از وجودش باشه.

باید برای این بذرها حوصله داشت. نباید اجازه داد خلاءهای عاطفی، حفره‌های روحش رو پر کنن. گاهی وقتی جیغ می‌زنه یا شیطونی می‌کنه، می‌ترسم... اما بعد یادم می‌افته که این‌ها همون تخلیه‌های ضروری‌ان. اگه نذاریم امروز خودش رو خالی کنه، فردا توی طوفان‌های نوجوانی، با شکلی فجیع و آسیب‌زا خودش رو نشون می‌ده.

یادم باشه که اگر امروز بذر محبت و احترام رو درست در دلش نکارم، شاید فردا با کودکی روبرو باشم که خودش بلد نیست برای خودش ارزش قائل بشه؛ و همان‌طور که می‌گن: «مَنْ هَانَت عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّهُ»؛ کسی که برای خودش شخصیت و ارزشی قائل نیست، از شرّ و آسیب خودش هم نباید در امان بود.بیا اجازه بدیم بچگی کنه، تا بزرگ بشه و اصیل... ✨

#تربیت
#استادحائری‌شیرازی
مامان عرشیا مامان عرشیا ۱ سالگی
خانما میشه راهنماییم کنین

من با عرشیا بازی نمیکنم یعنی از خواب که بیدار بشه کنترل میده بهم که تلویزیون رو روشن کنم بعد میشینه نگاه میکنه صبحانه میدم میخوره باز میره دراز میکشه تلویزیون میبینه تا ناهار باز میدم میاد نیم ساعت پیش من که من اون موقع در حال اشپزیم میاد منو میکشه که بهش شیر بدم ناهارشو که خورد باز میشینه دوباره تلویزیون میبینه تو این فاصله من میرم براش اسباب بازی هاشو میارم نیم ساعت بازی میکنه باز میاد بهم میچسبه شیر میخوره یا میخوابه اگه هم نخوابید دوباره میره تلویزیون میبینه
این طبیعیه؟
یا عرشیا زیاد تلویزیون میبینه
خودمم بازی کنم باهاش یاد ندارم وقتی شوهرم از سرکار میاد یکم باهاش توپ بازی میکنه خیلی خوشحال میشه
حالا نباید که بچه هارو باهم مقایسه کرد اما دختر خواهرم از عرشیا بیست روزه کوچیک تره چون شیر تو شیر بوده ابجیش یک سال ازش بزرگتره هم راحت حرف میزنه هم بازی هم هستن در کل خیلی زبرو زرنگه ماشالله اما عرشیا رو که نگاه میکنم ...
طبیعیه یانه؟چیکارکنم
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۲ سالگی
تربیت، بندبازیِ بین مهر و اقتداره. بچه هم «لطفِ آشکار» یعنی بوسه و نوازش رو می‌خواد، هم «لطفِ خفی» یعنی همون تشرِ به‌جا رو. سعدی چه قشنگ گفت: «گرش دوست داری به نازش مدار». اما حواست باشه؛ تشر نباید عادت بشه! اگه بچه حس کنه همیشه می‌تونه از خشمِ ما قسر در بره و نسبت به عکس‌العملِ ما «ایمن» بشه، دیگه حرف‌شنوی نداره. باید همیشه در «خوف و رجا» نگهش داشت؛ نه اون‌قدر بترسه که ازمون دور بشه، نه اون‌قدر خیالش تخت باشه که هر کاری دلش خواست بکنه.
یه ترفندِ طلایی: هیچ‌وقت بابتِ کارهای خوبش سریع پرونده رو نبند! همیشه یه «اما» بذار تا بدونه هنوز قله‌های بالاتر و خوبی‌های بزرگ‌تری هست که می‌تونه فتح کنه. مامان و بابا هم آدم‌ان و گاهی عصبی می‌شن، مهم اینه که این عصبانیت «به اندازه» باشه و زود با محبت ترمیم بشه. تربیت، هنرِ تعادله؛ نه سخت‌گیریِ همیشگی، نه رهاییِ مطلق. تو چطور این تعادل رو توی خونه با کوچولوت برقرار می‌کنی؟

تربیت
عصبی
مادر شیر گهواره شیرخشک
مامان ارسلان مامان ارسلان ۲ سالگی
پارت سوم
راهکاری که میگم در همه زمینه ها و مثال های مختلف
هنگام ناراحت و عصبانیت جوابگو هست..
خیلی کاربردیه

در جواب فرزنمون ، بدون اینکه دوستش رو قضاوت کنیم
میگیم :

که این طور...پس شما میگی دوستت هیچوقت خوراکی هاشو بهت نمیده...درکت میکنم حس بدیه..
همین
فقط درک کردن

و دیگه چیزی نگفتم
سپس خوراکی شو گذاشتم داخل کیفش.

وقتی کلاسش تموم شد رفتیم دنبالش که دیدیم‌ حسابی دارن با دوستش بازی میکنن..دوستش توپ آورده بود که بعد کلاس توی پارک کناری با هم بازی کنن..
و کیک ها رو با هم خورده بودن...

پسرم گفت مامان چه قدر خوشمزه بود
منم گفتم چه قدر خوب شد که دوتا تکه واست گذاشته بودم


فرزندت وقتی ناراحت یا عصبیه فقط و فقط و فقط درکش کن..بدون هیچ حرف اضافه
(ای وای چه ناراحت کننده..
چه حس بدی..منم جای تو بودم همینقدر ناراحت میشدم
اخ میدونم خیلی درد داشت
و ...)

وقتی با ناراحتی از موضوعی برای شما صحبت میکنه؛ اصلا زمان مناسبی برای سخنرانی ،آموزش و نصیحت نیست..
فقط زمان درک کردنه


پوشک بارداری شیرخشک پستونک تب واکسن زایمان بچه مادر
مامان ایرمان🤍 مامان ایرمان🤍 ۳ سالگی
مامانا شما درمورد آزادی دادن و قانون گزاشتن و...چطور عمل میکنید?
اصلا بنظرتون مرزش کجاس?!
من خودم اینو قبول ندارم که میگن بچه تا فلان سن پادشاه خونست و همه چیز باید فراهم باشه و....
اینم که همش بگی نکن نکن خب بنظرم بدتره
رفتار خودم با ایرمان اینطوریه که آزادی میدم تو محدوده ای که خودم براش تعین کردم یعنی در حدی که به خودش و چیزی آسیب نزنه
مثلا خونه در اختیارشه که بدوعه بازی کنه کابینتارو بریزه بیرون اما مثلا اجازه نداره هرجا دلش خواست رو دیوار و میز نقاشی بکشه
الان جایی هم بریم خونه کسی میدونه که اونجا فرق میکنه و به هرچیزی نمیتونه دست بزنه نگام میکنه و منم میگم اینجا نه مامان
از طرفی زیاده روی نمیکنم که وسواسی نشه مثلا میتونه با دست غذا بخوره و کل لباساشو موهاشم کثیف کنه و کیف کنه ولی قرار نیست ظرف ماستو خالی کنه رو فرش و قطعا تو این موارد من ری اکشن میدم بهش که کار اشتباهیه
اگر الان حد و مرز و قانونا رو تعیین نکنیم و بعدا یهو تصمیم به این کار بگیریم قطعا نمیپذیرن!
حالا شما در چه حد آزادی میدین و در چه حد قانون?