گزارشِ کاپیتانِ کوهنورد از فتحِ قله‌یِ طعم‌هایِ گرم! 🏔️
امروز یک ماجراجوییِ بزرگ در انتظارت بود! مسیرِ کوهنوردیِ من از صندلیِ غذایم شروع شد و هدفم، رسیدن به اون قله‌یِ بلند و خوش‌رنگ بود که مامان با عشق برام ساخته بود! ⛰️✨
من با تمامِ توان، داشتم از صخره‌هایِ هیجان و شیطنت بالا می‌رفتم که ناگهان، بویِ فوق‌العاده‌ای مثلِ بادِ تازه و کوهستانی به مشامم رسید... 🌬️ بویِ دارچین و پیاز که انگار از دلِ کوه‌هایِ مه‌آلود میومد! مامان، که مثلِ یکِ راهنمایِ کوهنوردیِ ماهر، تمامِ تجهیزاتِ لازم رو آماده کرده بود، قاشقِ جادویی رو مثلِ یکِ طنابِ نجات به سمتِ من آورد. 🧗‍♂️🥣
اولین موجِ این غذا، مثلِ یکِ بادِ گرم و آرام‌بخش بود که خستگیِ بالا رفتن رو از تنم در می‌کرد. تکه‌هایِ نرمِ مرغ، مثلِ سنگ‌هایِ قیمتیِ تویِ دلِ کوه، با طعمِ عمیقِ دارچین و پیاز ترکیب شده بودن. 🍗🧅 وقتی ماکارونی و عدس و گندم پرک رو حس کردم، انگار داشتم از میانِ تپه‌هایِ نرم و پُر از انرژی عبور می‌کردم تا برسیم به اون قله‌یِ نهایی... یعنی همون لحظه‌ای که شکمم از خوشمزگی لبریز میشه و من با پیروزی، قله رو فتح می‌کنم! 🏆😋

این غذا فقط یک وعده نبود، این "سوختِ مخصوصِ کوهنوردایِ قهرمان" بود تا بتونم با قدرتِ تمام، فردا دوباره از کوه‌هایِ اسباب‌بازی و تپه‌هایِ تخت‌خوابم بالا برم! 🚀⛰️

ترکیباتِ تجهیزاتِ کوهنوردیِ من:
مرغِ قدرتمند 🍗 + پیازِ خوش‌عطر 🧅 + دارچینِ جادویی 🪵 + عدسِ انرژی‌زا 🫘 + ماکارونیِ جاده‌ای 🍝 + گندمِ پرکِ کوهستانی 🌾

شما هم برایِ کوچولوهایِ کوهنوردتون، از طعم‌هایِ گرم و ادویه‌هایِ ملایم مثلِ دارچین استفاده می‌کنید؟ 🏔️🧗‍♂️

تصویر
۳ پاسخ

ایدهههه

چه متن قشنگی
متن از خودتونه گلم؟

قیافه این ترکیب بعد میکس خیلی داغووون بود ،خیلی پیشنهاد نمیکنم ولی مقوی هست و برای اینکه به مزه های مختلف عادت کنه و خوش خوراک باشه میتونین امتحان کنین

سوال های مرتبط

مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 ۱۰ ماهگی
گزارشِ دکترِ کوچولو از تجویزِ دارویِ جادوییِ «اوتمیلِ هلو‌ شیطون»! 🩺🍑

امروز توی مطبِ من (که همون صندلیِ غذایِ محبوبمه!) یه مأموریتِ خیلی جدی داشتم. 🧐 من تصمیم گرفتم خودم رو با یکِ «نسخه‌یِ جادویی» و خیلی خوش‌رنگ درمان کنم تا تمامِ انرژیِ دنیا رو داشته باشم! 🚀✨

اول از همه، دکترِ خودم (که همون منم! 😎) دستور داد که «جو پرکِ مهربون» پایه و اساسِ این دارو باشه. جو پرک مثلِ یکِ بالشِ نرم و گرم، تویِ شکمم نشست تا حالم رو کاملاً آروم کنه. 🥣☁️ بعدش نوبت به «هلوهایِ خوش‌رنگ» رسید... اونا مثلِ ستاره‌هایِ درخشان و پرآب، تویِ دهنم می‌رقصیدن و هر کدومشون یه ذره شادی به بدنم می‌دادن! 🍑🌟

اما صبر کنید! داستان اینجا تموم نمیشه! یه بویِ خیلی خاص و گرم، مثلِ یه آغوشِ گرم، تویِ هوا پیچید... اون «دارچینِ جادویی» بود که داشت به دارو، قدرتِ خاصی می‌داد. 🪵✨ و درست وقتی فکر می‌کردم همه چیز عالیه، پودرِ سفید و لطیفِ «نارگیل» مثلِ برف‌هایِ نرمِ رویِ قله‌ها، رویِ کلِ دنیایِ من پخش شد! 🥥❄️

بعد از خوردنِ این نسخه، حس کردم تمامِ سلول‌هایِ بدنم دارن با هم بالا و پایین می‌پرن! 💃🕺 این فقط یه صبحانه نبود، این یه «درمانِ فوق‌العاده» بود برای اینکه من بتونم با قدرتِ تمام، دوباره برم دنبالِ بازی کردن و کشفِ دنیایِ بزرگم! 🧸🎈

نسخه‌یِ درمانیِ دکترِ کوچولو (اوتمیل هلو):
هلوهایِ درخشان 🍑 + جو پرکِ نرم 🥣 + دارچینِ جادویی 🪵 + پودرِ نارگیلِ سفید 🥥

و شما هم برای کوچولوهایِ خودتون، از طعم‌هایِ گرم مثلِ دارچین تویِ صبحانه‌هاشون استفاده می‌کنید؟ 🍑🪵✨
مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 ۱۰ ماهگی
### 🍗🌾 گرمایِ محبتِ جادویی؛ سوپِ قهرمانِ کوچولو! 💪✨

امروز مامان یه چیزی برام درست کرد که وقتی بویش توی خونه پیچید، همه‌چیز آروم و گرم شد 🏠💖 انگار یه بغلِ مهربونِ گرم رو ریخته توی کاسه‌ی من! اسمش رو گذاشته «گرمایِ محبتِ طلایی»**، چون هر قاشقش مثلِ یه گرمایِ شیرین، می‌ره توی دلم 🥄🔥

اینم از لیستِ جادوییِ این سوپِ قهرمانی:
گرمایِ محبتِ طلایی = گوشت مرغ 🍗 + گندمِ پرک 🌾 + کینوا 🥣 + شویدِ معطر 🌿 + روغنِ زیتون 🫒 + سیب‌زمینی 🥔 + پیاز 🧅 + آویشن 🍃

وای که چقدر خوشمزه بود! انگار هر کدوم از این مواد، دارن با هم یه رقصِ آروم انجام می‌دن 💃✨
مرغ و کینوا بهم نیرو می‌دن، شوید و آویشن عطرِ خوشبختی رو می‌ارن و روغنِ زیتون هم باعث می‌شه خیلی نرم و راحت قورتش بدم 😋🍼
مامان هم همش با اون چشمایِ مهربونش نگام می‌کرد و می‌گفت: «بخور عزیزم، تا بتونی مثل یه قهرمان بزرگ بشی!» 🦸‍♂️❤️

منم که از شدتِ خوشمزه بودنش، لب و لوچه‌ام رو کثیف کردم ولی اصلاً برام مهم نبود، چون حس کردم این غذا واقعاً از عشق درست شده! 😎🍼✨

سوپِ گرم برای شما هم مثل یه آغوشِ گرمه؟ 🍲❤️
کینوا یا گندم؟ کدوم یکی برای نینیتون محبوب‌تره؟ 🌾🥣

#گرمای_محبت #سوپ_قهرمانی #تغذیه_سالم_کودک #خاطرات_کودکی #غذای_کمکی #غذای_مقوی_نوزاد #مامان_خلاق #غذای_سالم #کینوا #مرغ_و_گندم #رشد_کودک #ناهار
مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 ۱۰ ماهگی
ماهیچه‌یِ قلچماق؛ سوختِ کشتیِ کوچکِ من در دلِ اقیانوس! ⚓️🌊

امروز فرمانده‌یِ آشپزخانه، یعنی همان مامانِ مهربانم، برایم یک معجونِ دریاییِ ویژه آماده کرد. راستش را بخواهید، من در این سفرهایِ دریایی‌ام یاد گرفته‌ام که برای هدایتِ کشتی، نیاز به قدرتِ بدنیِ زیادی دارم؛ ماهیچه‌هایِ قویِ من، موتورِ این کشتیِ کوچولو هستند! امروز اصلاً حوصله‌یِ قاشق زدن نداشتم؛ دلم می‌خواست بنشینم و مثل یک ناخدایِ واقعی، از طعم‌هایِ غنی لذت ببرم، چون می‌دانم که این ترکیبِ بی‌نظیر، تمامِ ویتامین‌هایِ لازم برایِ مقابله با امواجِ خروشانِ بازی را به من می‌دهد. 🧭✨

وقتی اولین قاشقِ گرم و معطرِ ماهیچه و ماش را امتحان کردم، انگار تمامِ سلول‌هایِ بدنم برایِ یک ماجراجوییِ تازه در اقیانوسِ خانه اعلامِ آمادگی کردند! جوِ پرک و کدو سبز، لطافتی به این غذا داده بودند که آدم دلش می‌خواست تا ابد غرق در این طعم شود. 🥣🌿 و البته، نباید از حضورِ افتخاریِ سیب‌زمینی‌هایِ مهربان غافل شد که بعد از کلی گشت‌وگذار در قابلمه، بالاخره به بندرگاهِ دلم رسیدند! 🥔🚢 حالا که شکمم حسابی پر و قوی شده، دیگر هیچ طوفانی در دنیایِ اسباب‌بازی‌هایم نمی‌تواند مانعِ حرکتِ کشتیِ من شود! 🏃‍♂️💨

فرمولِ جادوییِ دریانورد:
ماهیچه 🍖 + ماشِ مقوی 🟢 + جوِ پرک 🥣 + کدو سبزِ ترد 🥒 + و حضورِ افتخاریِ سیب‌زمینیِ ناخدایِ من! 🥔✨

شما هم در این سنین با فرزندتون بازی‌هایِ تخیلی می‌کنید یا بیشتر ترجیح می‌دید تمرکزِشون رویِ چشیدنِ طعمِ غذا باشه؟ ⚓️🧐
ماش و ماهیچه رو معمولاً چطور برای کوچولوهاتون سرو می‌کنید؟ همون‌قدر که برایِ ما جذاب بود، برایِ شما هم جواب داده؟ 🥣🍖
مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 ۱۰ ماهگی
ماجراجوییِ پویایِ من؛ سوختی برای موتورِ شیطنت‌هایِ بی‌وقفه! 🚀🥣

مامان می‌گه امروز یه معجونِ مخصوص برام درست کرده که اسمش رو گذاشته «جوِ پویا»! اولش که دیدم همه‌چیز داره توی قابلمه قل‌قل می‌کنه، فکر کردم یه خبراییه. بویِ آویشن که پیچید توی خونه، دیگه نتونستم طاقت بیارم و هی با کنجکاوی به قابلمه نگاه می‌کردم. 👃✨
توی این سوپ، انگار همه‌چیزی که یه نینی برایِ قهرمان شدن لازم داره جمع شده بود! بلغورِ گندم و جوِ پرک که با عصاره‌یِ مقویِ پاچه‌یِ مرغ ترکیب شده بودن، یه بافتِ نرم و عالی ساخته بودن. بعدش مامان هویج‌هایِ نارنجیِ شیرین و نخودفرنگی‌هایِ ریزه‌میزه رو هم اضافه کرد تا رنگ و لعابش بشه مثلِ تابلو نقاشی! 🎨🥕
راستی، یه اعترافِ خوشمزه هم بکنم! اون وسطا یه سیب‌زمینیِ حسابی هم مهمونِ سوپم شد که انقدر خوش‌خوراک بود که فرصت نشد ازش عکس بگیرم! تا دوربین اومد بالا، سیب‌زمینی‌ها پریدن توی دلِ سوپ و بعدش هم مستقیم راهیِ شکمِ بنده شدن! 😂🥔 شکمی که بعد از خوردنِ این معجون، انگار یه موتورِ جت توش روشن شده و آماده‌ام برای کلی شیطنت و دویدن‌هایِ بی‌پایان! 🏃‍♂️💨
ترکیباتِ جادوییِ سوپِ من:
بلغورِ گندم 🌾 + جوِ پرک 🥣 + هویجِ 🥕 + عصاره‌یِ پاچه‌یِ مرغ 🍗 + آویشنِ معطر 🌿 + زردچوبه‌یِ طلایی 🟡 + نخودفرنگیِ ریزه‌میزه 🟢 + (و سیب‌زمینیِ شکمو! 🥔)

تغذیه_کودک غذای_سالم شام_کوچولو انرژی_گوشت جو_پویا خاطرات_نوزاد مامان_نوپا غذای_مقوی

شما هم از زردچوبه و آویشن برای خوش‌عطر کردنِ غذای نینیتون استفاده می‌کنید؟ 🌿
غذایِ انرژی‌بخشِ محبوبِ کوچولوی شما چیه که باعث می‌شه یهو کلی انرژی بگیره و بدو بدو کنه؟ 🍲
مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 ۱۰ ماهگی
### 🍎 اوتمیلِ «مهرگان»؛ بوسه‌یِ خورشید در صبحِ طلایی ☀️🌸

امروز صبح مامان وقتی داشت این صبحانه‌ی خوش‌عطر رو درست می‌کرد، خونه پر شد از بویِ بهشت! انگار یه تکه از باغِ گل‌های محمدی رو آورده بود توی آشپزخونه. مامان می‌گه اسمش رو گذاشته «اوتمیلِ مهرگان»**، چون ترکیبش مثلِ فصلِ پاییز، رنگارنگ و دلبراست! 🍂✨

اینم از فرمولِ جادوییِ صبحانه‌ی امروزِ من:
اوتمیلِ مهرگان = جو دوسرِ پرک 🌾 + پودرِ نارگیلِ برف‌مانند 🥥 + سیب‌های شیرین و ترد 🍎 + عطرِ مست‌کننده‌ی گلاب 🌸 + گل‌برگ‌های خشکِ گل محمدی 🌹

هر قاشقش که می‌ره توی دهنم، انگار دارم یه عالمه مهربونی رو قورت می‌دم! حس می‌کنم توی دلم یه مهمونیِ کوچولو برپا شده و نارگیل و سیب دارن با هم می‌رقصن. 💃🍎 مامان هم همش می‌خنده و می‌گه: «نوشِ جونت عزیزِ دلِ مادر، با همین انرژی برو برای یه روزِ پر از کشف و شهود!» 👣🍼

فکر کنم با این صبحونه، امروز قراره کلی اتفاقایِ شگفت‌انگیز برام بیفته! ✨😉
اوتمیل رو ترجیح می‌دید یا فرنی؟ 🥣🌸
شما هم از طعم‌های گل‌دار در غذای بچه‌هاتون استفاده می‌کنید؟ 🌹💖

#اوتمیل#صبحانه #خاطرات_نی‌نی #غذای_سالم #کودک_شاد #شروع_غذای_کمکی #تغذیه_سالم_کودک #رشد_کودک #صبحانه_مقوی #نینی_شکمو 🥣💖🌟
مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 ۱۰ ماهگی
گزارشِ پادشاهِ کوچولو از جشنِ شکوهِ «گردالوهایِ رنگی»! 👑💎

پس از آن دورانِ ریاضت و زهد و آن سوپ‌هایِ ساده و خاکی... بالاخره عصرِ شکوه و جلالِ من فرا رسید! 🕊️➡️💰 انگار که ستاره‌ها تصمیم گرفتند در آسمانِ مطبِ من (صندلیِ غذایم!) جشن بگیرند و من هم بالاخره به دورانِ «امپراتوریِ طعم‌ها» قدم گذاشتم. 🥂✨

دیگر خبری از آن سادگیِ محض و آن سوپِ بی‌رنگ و بی‌بو نیست! امروز، میزِ من با رنگ‌ها و درخشش‌هایِ خیره‌کننده تزیین شده است. 🌈💎 من امروز یک «امپراتورِ اشتهایِ بزرگ» هستم و مأموریت من، فتحِ قلمروِ جدیدی از طعم‌هایِ لوکس و رنگارنگ است! 🤴✨

نامِ این ضیافتِ باشکوه، «گردالوهایِ رنگی» است! 🍡 رنگ‌هایِ سبزِ کدو و نارنجیِ درخشانِ هویج، مثلِ جواهراتِ گران‌قیمت در میانِ دانه‌هایِ طلاییِ کینوا می‌درخشند. ✨🥕 و البته، قلبِ این ثروت، همان گوشتِ چرخ‌کرده‌یِ پرقدرت است که با پیازِ معطر، زیرِ لایه‌ای از شکوه، پنهان شده است. 🥩🧅

هر قاشق، گویی یک سکه‌یِ طلایی است که در دهانم طنین‌انداز می‌شود! 💰😋 من با تمامِ وجودم، از این دورانِ پرزرق‌وبرق و این «گردالوهایِ رنگی» لذت می‌برم. چرا که می‌دانم یک امپراتورِ بزرگ، برایِ فرمانروایی بر دنیایِ اسباب‌بازی‌ها، به همین سوخت‌هایِ پرشکوه و رنگارنگ نیاز دارد! 🚀👑

ترکیباتِ ضیافتِ سلطنتیِ من (گردالوهایِ رنگی):
گوشتِ چرخ‌کرده‌یِ پادشاه 🥩 + پیازِ معطر 🧅 + کدویمِ زمردین 🥒 + هویجِ یاقوتی 🥕 + کینوا‌یِ طلایی 🌾

به نظر شما، من در این دورانِ باشکوه، بیشتر شبیه به یک «امپراتورِ مهربون» هستم یا یک «پادشاهِ سخت‌گیر»؟ 👑🤔
مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 ۱۰ ماهگی
### 🏋️‍♂️ دیگِ زورخانه‌ایِ نینی؛ «نرم‌پهلوان» آماده‌ی ورود است! 🥣🇮🇷

امروز من با کلاه نمدیِ کوچولویی روی سرم و شکمی آماده‌ی پهلوانی، وارد زورخانه‌ی آشپزخونه شدم! 🧢💪
صدای ضرب می‌اومد: «بزن بریم برای یک غذای مقوی!» و من هم با جدیتِ یک پهلوان کوچولو، روی صندلی غذایم نشستم. 🥁✨

غذای امروز من اسمش هست: «نرم‌پهلوان»؛ غذایی نرم، لطیف و سنتی، درست مثل پهلوان‌های قدیمی که هم دلِ بزرگی داشتن، هم زورِ بازو! 🤼‍♂️🌿

در این دیگِ خوش‌عطر، ماهیچه‌ی نرم و جان‌دار با پیازِ خوش‌طعم همراه شده و در کنارش هویجِ نارنجی، جعفریِ سبز و تازه و برنجِ ایرانی جمع شده‌اند تا یک غذای پهلوانیِ حسابی برای من بسازند. 🥕🌿🍚

هر قاشقش انگار یک نیروی تازه به بازوهای کوچولوی من می‌دهد! 💪😋
البته من هنوز آن‌قدر کوچکم که به جای میل و کباده، با قاشق کوچولو و دستمال دور گردنم پهلوانی می‌کنم! 😂🥄

ترکیبات غذای پهلوانی من:
ماهیچه 🥩 + هویج 🥕 + جعفری 🌿 + برنج 🍚 + پیاز 🧅

حالا به نظرتون نینی بعد از خوردن «نرم‌پهلوان» بیشتر شبیه پهلوان زورخانه می‌شه یا پهلوانِ شیطونِ خونه؟ 😄💪
مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 ۱۰ ماهگی
### 🧪 فرمول محرمانه‌ی دانشمند کوچولو: «فرنی سیبِ کهکشانی» 🍎🥥

امروز من، دانشمند کوچولوی آزمایشگاهِ صندلی غذا، تصمیم گرفتم یک فرمول خیلی مهم و خوشمزه کشف کنم! 🔬👨‍🔬
اسم این اختراع علمی من هست: فرنی سیبِ کهکشانی! 🌌🥣

اول، برنج رو با آب پختم تا حسابی نرم و لطیف بشه. 🍚💧
بعد، نوبت رسید به سیب گلابِ شیرین و خوش‌عطر که وارد آزمایشگاه من شد و عطرِ باغ سیب رو همه‌جا پخش کرد! 🍎✨

کمی دارچین و چند قطره گلاب هم اضافه کردم تا فرمولم بوی خوشِ خونه‌های ایرانی رو بگیره. 🌹🤎
بعد هم پودر نارگیل رو مثل ذرات برفی روی ترکیب جادویی‌ام ریختم. 🥥❄️

اما مهم‌ترین مرحله هنوز باقی مونده بود! 🧪
وقتی فرنی آماده شد و از حرارت افتاد، شیرخشک رو در آخرین مرحله اضافه کردم تا اختراع دانشمند کوچولوی ما کامل بشه. 🍼🔬

حالا یک فرنی نرم و خوش‌عطر دارم که با هر قاشقش، مغز کوچولوی من برای کشف‌های بزرگ‌تر آماده می‌شه! 😋🧠✨

مواد فرمول علمی من:
برنج 🍚، سیب گلاب 🍎، پودر نارگیل 🥥، دارچین 🤎، گلاب 🌹 و شیرخشک 🍼

به نظرتون اختراع بعدیِ دانشمند کوچولو باید چه اسم بامزه‌ای داشته باشه؟ 🧪😄
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
سلام مامااااان گلیاااااا، خوبین؟ حال و احوالتون خوبه؟ انشالله که خوب و خوش و خرم باشین☺️🌱
امروز ناهارمون واسه آقا هامین شروع با ماکارونی فرمی بوده و قراره تا چند روز با همین ماکارونی فرمی های خوشگل ایده هایی از غذا بذارم، امروز واسش توی مواد سوپ گذاشتم که واکنشش رو ببینم که آیا علاقه ای هست یا نه که خداروشکر بود، غذای امروز بی نهایت خوشمزه و مقویه🥰🌱
مواد این غذامون شامل: سیب زمینی + پیاز + سینه مرغ + هویج + ماکارونی فرمی + یک قاشق جوانه گندم + مقدار خیلی کمی نمک + کره
همه مواد رو با هم میذاریم داخل قابلمه با مقداری کره یا روغن زیتون روی شعله ملایم که خوب بپزه، من یک ربع آخر یک قاشق جوانه گندم رو اضافه کردم واسه غلظت غذامون، ماکارونی و گندم جزو غلات هستن و من بخاطر غلظتش از جوانه گندم استفاده کردم ( میتونید جوانه گندم رو حذف کنین که اختیاری و کاملا سلیقه ایه). ترکیب موادمون کاملا اختیاری هست و میتونید هر نوع سبزی که مجاز دوره نوزادتون هست رو اضافه کنین🥰🌱 درنهایت با پشت چنگال له میکنیم و نوش جون نی نی ها میکنیم 🥰🌱
مامان چوبلو🍪 مامان چوبلو🍪 ۸ ماهگی
یک هفته سفر با بچه‌ی شش‌ماهه، برای من بیشتر از هرچیزی استرسِ مسیر داشت، نه مقصد. از هواپیما و خواب ابرا گرفته تا اینکه نکنه اذیت بشه.

پرواز شب بود. کریرش رو برده بودیم که بخوابه، کمی نق زد چون عادت داشت روی شکم بخوابه، ولی بالاخره خوابید. ابرا خوابش رو کرده بود و من و باباش از بی‌خوابی داشتیم می‌مردیم! صبحانه که آوردن بیدار شد و چالش شروع شد؛ حتی مجبور شدیم کمی از صبحانه‌مون بهش بدیم و آخرش دوباره خوابید. وقتی رسیدیم، مهم‌ترین سؤال‌مون این بود که «ابرا دوباره می‌خوابه؟» که خدا رو شکر خوابید و ما هم استراحت کردیم.
در طول سفر فهمیدم سفر با بچه سخت‌تر نیست، فقط شکلش عوض می‌شه. خبری از شبگردی نبود و معمولاً ساعت ۹- ۱۰شب خسته برمی‌گشتیم.
غذا دادنش هم یکی از چالش‌ها بود؛ چون امکان پخت‌وپز نداشتم، یک وعده سرلاک و یک وعده میوه با پستونک میوه‌خوری می‌خورد. با این حال به خاطر کم‌خوابی و کم‌خوری، کمی هم لاغر شد.

کالسکه خیلی بیشتر از آغوشی به کارمون اومد و ابرا هم توش راحت بود؛ گاهی می‌خوابید، گاهی بیرون رو تماشا می‌کرد. مردم هم فوق‌العاده همراه بودن؛ از دادن صندلی و کمک برای جابه‌جایی کالسکه گرفته تا بازی کردن با ابرا توی صف.فکر می‌کنم سازگاری خود ابرا هم خیلی کمکمون کرد. زیاد نق نمی‌زد و بچه‌ی بغلی نبود و من هم قبل از سفر به کالسکه عادتش داده بودم و قشنگ‌ترین قسمت، پایان سفر بود؛ با وجود شرایط جنگی و ۳۰ ساعت معطلی در فرودگاه، وقتی به تهران رسیدیم، مسافرها یکی‌یکی با ابرا خداحافظی می‌کردن و بابت این همه سازگاری ازش تشکر می‌کردن.
و من به این نتیجه رسیدم تمام استرس‌هایی که قبل سفر داشتم، بیشتر توی ذهن خودم بود تا واقعیت. 🤍