گزارشِ پادشاهِ کوچولو از جشنِ شکوهِ «گردالوهایِ رنگی»! 👑💎

پس از آن دورانِ ریاضت و زهد و آن سوپ‌هایِ ساده و خاکی... بالاخره عصرِ شکوه و جلالِ من فرا رسید! 🕊️➡️💰 انگار که ستاره‌ها تصمیم گرفتند در آسمانِ مطبِ من (صندلیِ غذایم!) جشن بگیرند و من هم بالاخره به دورانِ «امپراتوریِ طعم‌ها» قدم گذاشتم. 🥂✨

دیگر خبری از آن سادگیِ محض و آن سوپِ بی‌رنگ و بی‌بو نیست! امروز، میزِ من با رنگ‌ها و درخشش‌هایِ خیره‌کننده تزیین شده است. 🌈💎 من امروز یک «امپراتورِ اشتهایِ بزرگ» هستم و مأموریت من، فتحِ قلمروِ جدیدی از طعم‌هایِ لوکس و رنگارنگ است! 🤴✨

نامِ این ضیافتِ باشکوه، «گردالوهایِ رنگی» است! 🍡 رنگ‌هایِ سبزِ کدو و نارنجیِ درخشانِ هویج، مثلِ جواهراتِ گران‌قیمت در میانِ دانه‌هایِ طلاییِ کینوا می‌درخشند. ✨🥕 و البته، قلبِ این ثروت، همان گوشتِ چرخ‌کرده‌یِ پرقدرت است که با پیازِ معطر، زیرِ لایه‌ای از شکوه، پنهان شده است. 🥩🧅

هر قاشق، گویی یک سکه‌یِ طلایی است که در دهانم طنین‌انداز می‌شود! 💰😋 من با تمامِ وجودم، از این دورانِ پرزرق‌وبرق و این «گردالوهایِ رنگی» لذت می‌برم. چرا که می‌دانم یک امپراتورِ بزرگ، برایِ فرمانروایی بر دنیایِ اسباب‌بازی‌ها، به همین سوخت‌هایِ پرشکوه و رنگارنگ نیاز دارد! 🚀👑

ترکیباتِ ضیافتِ سلطنتیِ من (گردالوهایِ رنگی):
گوشتِ چرخ‌کرده‌یِ پادشاه 🥩 + پیازِ معطر 🧅 + کدویمِ زمردین 🥒 + هویجِ یاقوتی 🥕 + کینوا‌یِ طلایی 🌾

به نظر شما، من در این دورانِ باشکوه، بیشتر شبیه به یک «امپراتورِ مهربون» هستم یا یک «پادشاهِ سخت‌گیر»؟ 👑🤔

تصویر
۲ پاسخ

عزیزم جو دوسر پرک رو میشه تو این ماه به پسرم بدم و تست کنم؟؟؟
تا الان فرنی ساده دادم فقط
حریره هم حساسیت داشت

عزیزم چجوری درست میکنی ؟‌
منم کینوا گرفتم برای پسرم ولی نمیدونم چجوری درست کنم

سوال های مرتبط

مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 ۹ ماهگی
### 🏋️‍♂️ دیگِ زورخانه‌ایِ نینی؛ «نرم‌پهلوان» آماده‌ی ورود است! 🥣🇮🇷

امروز من با کلاه نمدیِ کوچولویی روی سرم و شکمی آماده‌ی پهلوانی، وارد زورخانه‌ی آشپزخونه شدم! 🧢💪
صدای ضرب می‌اومد: «بزن بریم برای یک غذای مقوی!» و من هم با جدیتِ یک پهلوان کوچولو، روی صندلی غذایم نشستم. 🥁✨

غذای امروز من اسمش هست: «نرم‌پهلوان»؛ غذایی نرم، لطیف و سنتی، درست مثل پهلوان‌های قدیمی که هم دلِ بزرگی داشتن، هم زورِ بازو! 🤼‍♂️🌿

در این دیگِ خوش‌عطر، ماهیچه‌ی نرم و جان‌دار با پیازِ خوش‌طعم همراه شده و در کنارش هویجِ نارنجی، جعفریِ سبز و تازه و برنجِ ایرانی جمع شده‌اند تا یک غذای پهلوانیِ حسابی برای من بسازند. 🥕🌿🍚

هر قاشقش انگار یک نیروی تازه به بازوهای کوچولوی من می‌دهد! 💪😋
البته من هنوز آن‌قدر کوچکم که به جای میل و کباده، با قاشق کوچولو و دستمال دور گردنم پهلوانی می‌کنم! 😂🥄

ترکیبات غذای پهلوانی من:
ماهیچه 🥩 + هویج 🥕 + جعفری 🌿 + برنج 🍚 + پیاز 🧅

حالا به نظرتون نینی بعد از خوردن «نرم‌پهلوان» بیشتر شبیه پهلوان زورخانه می‌شه یا پهلوانِ شیطونِ خونه؟ 😄💪
مامان نینی مامان نینی ۱ سالگی
قصه غذایی که تلخ شد

امروز قرار بود خورشت سبزی بپزم
با خودم گفتم وقتی محمد بود غذایم چنان خوب میشد که کسی نمیتوانست عیبی از آن بگیرد همه متحیر مزه خوبش می‌شدند و محمد میگفت زنم دستپختش خیلی خوبه و من میفهمیدم که چقدر از این قضیه خوشحال است ( بالاخره مرد است و غذا دوست بودنش دیگر)
به مادرم گفتم گمان نمی‌کنم امروز غذایم خوب شود دیگر خبری از آن طعم های خوب نیست
به من گفت خب از ادویه عشق در آن بریز و من ناخودآگاه یاد عزیزدلی افتادم که بدون آن هیچ عشقی دیگر دیده نمی‌شود
در هیچ موردی دیگر عشقی نیست
بغضی بی اجازه توی گلویم نشست و به دنبالش اشکی در چشمم حلقه زد

یاد آن جمله معروف افتادم که بعد از او شاید برای خودش گریه نکردم اما با کوچک ترین اتفاقی گریه ام میگیرد


بدون او
بعد از او
با نبودش
نمی‌دانم چه کنم

احتمالا بعد از این تمام غذا هایم تلخ می‌شود
و تمام صبح هایم تاریک
احتمالا بعد از این قرار است با قلب درد خود سازش کنم
یا شاید روحم بمیرد
اما مطمئنم بعد از او همه چیز تلخ میشود

امروز که تقویم را دیدم فهميدم غریب به پنجاه روز است نیستی
یعنی پنج دهه
نمی‌دانم برای بقیه پنجاه روز چگونه گذشت
اما من در این مدت هزاران بار دیگر نفس نکشیدم
من در این مدت هزاران بار کم آوردم

دقیقا همان موقعی که میخواستم بخاطر ناراحتی هایم بیایم که تو دستانم را بگیری و یادم آمد که دیگر دستت این توان را ندارد مردم
همان دقیقه ای که فهمیدم هر چقدر منتظر بمانم ظهر که بشود دیگر تو زنگ در را نمیزنی و خنده کنان وارد خانه نمی‌شوی، جانم رفت

تو بگو مگر نمی‌گویند دنیا به اندازه یک خواب کوتاه است، پس چرا من چند قرنی است در این کابوس تلخ گیر افتادم
تو بگو چرا کابوس هایم تمام نمیشود🥲
مامان پَنآهـ🦢🌙 مامان پَنآهـ🦢🌙 ۸ ماهگی
🍲🤍 امروز، عطرِ عشق در قابلمه‌ی دخترِ خانه می‌جوشید…🎀🐣❤️

برای پناهِ خانوم، سوپی مقوی و سرشار از مواد مغذی بار گذاشتم
ترکیبی از:
✓ هویج
✓پیاز
✓ نخودفرنگی
✓عدس
✓ماش
✓جعفری
✓سیب‌زمینی
✓ماهیچه
✓برنج
ترکیبی ساده، اما با وسواسِ تمام انتخاب‌شده؛ چرا که برای کوچک‌ترین عضوِ خانه، هیچ چیز نباید معمولی باشد. ✨

و برنجِ این سوپ، از همان شالیزارهای حوالی شهر خودمان است؛ برنجی اصیل با عطری متمایز و طعمی دلنشین که کافی‌ست در قابلمه جان بگیرد تا رایحه‌اش تمام خانه را پر کند. 🌾🍚
من به‌جای نیم‌دانه، همین برنج را انتخاب می‌کنم؛ چون عطر و کیفیتش برای من بخشی از لذتِ غذای پناه است.

برای من، آشپزیِ پناه فقط آماده‌کردن یک وعده‌ی غذایی نیست؛
مراسمی‌ست از جنسِ عشق، دقت و وسواسِ مادرانه…
هر وعده را با حوصله آماده می‌کنم و ترجیح می‌دهم غذا در قابلمه‌ی مسی آرام‌آرام پخته شود؛ با همان صبر و طمأنینه‌ای که گویی قرار است عطرِ خانه را هم در خود نگه دارد. 🤍

حریره اما قصه‌ی خودش را دارد؛
برای لطافت بیشتر و رسیدن به بافتی ابریشمی و یکدست، آن را در تفلون آماده می‌کنم.

شاید در نگاه اول، فقط یک کاسه سوپ باشد…
اما من به جزئیاتش فکر کرده‌ام؛
از دانه‌ی برنجی که عطر شالیزارهای دیارمان را با خود دارد،
تا قابلمه‌ای که غذا در آن با حوصله جان می‌گیرد.

برای پناهِ خانوم،
غذا فقط غذا نیست؛
روایتِ کوچکی‌ست از عشق‌های بزرگی که هر روز، آرام و بی‌صدا، در خانه‌ی ما اتفاق می‌افتند. 🤍🌾

#ایده#غذا#سزارین#نوزاد#وزن
مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 ۹ ماهگی
گزارشِ کاپیتانِ کوهنورد از فتحِ قله‌یِ طعم‌هایِ گرم! 🏔️
امروز یک ماجراجوییِ بزرگ در انتظارت بود! مسیرِ کوهنوردیِ من از صندلیِ غذایم شروع شد و هدفم، رسیدن به اون قله‌یِ بلند و خوش‌رنگ بود که مامان با عشق برام ساخته بود! ⛰️✨
من با تمامِ توان، داشتم از صخره‌هایِ هیجان و شیطنت بالا می‌رفتم که ناگهان، بویِ فوق‌العاده‌ای مثلِ بادِ تازه و کوهستانی به مشامم رسید... 🌬️ بویِ دارچین و پیاز که انگار از دلِ کوه‌هایِ مه‌آلود میومد! مامان، که مثلِ یکِ راهنمایِ کوهنوردیِ ماهر، تمامِ تجهیزاتِ لازم رو آماده کرده بود، قاشقِ جادویی رو مثلِ یکِ طنابِ نجات به سمتِ من آورد. 🧗‍♂️🥣
اولین موجِ این غذا، مثلِ یکِ بادِ گرم و آرام‌بخش بود که خستگیِ بالا رفتن رو از تنم در می‌کرد. تکه‌هایِ نرمِ مرغ، مثلِ سنگ‌هایِ قیمتیِ تویِ دلِ کوه، با طعمِ عمیقِ دارچین و پیاز ترکیب شده بودن. 🍗🧅 وقتی ماکارونی و عدس و گندم پرک رو حس کردم، انگار داشتم از میانِ تپه‌هایِ نرم و پُر از انرژی عبور می‌کردم تا برسیم به اون قله‌یِ نهایی... یعنی همون لحظه‌ای که شکمم از خوشمزگی لبریز میشه و من با پیروزی، قله رو فتح می‌کنم! 🏆😋

این غذا فقط یک وعده نبود، این "سوختِ مخصوصِ کوهنوردایِ قهرمان" بود تا بتونم با قدرتِ تمام، فردا دوباره از کوه‌هایِ اسباب‌بازی و تپه‌هایِ تخت‌خوابم بالا برم! 🚀⛰️

ترکیباتِ تجهیزاتِ کوهنوردیِ من:
مرغِ قدرتمند 🍗 + پیازِ خوش‌عطر 🧅 + دارچینِ جادویی 🪵 + عدسِ انرژی‌زا 🫘 + ماکارونیِ جاده‌ای 🍝 + گندمِ پرکِ کوهستانی 🌾

شما هم برایِ کوچولوهایِ کوهنوردتون، از طعم‌هایِ گرم و ادویه‌هایِ ملایم مثلِ دارچین استفاده می‌کنید؟ 🏔️🧗‍♂️
مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 مامان 🐤امیرعلی🐥🍼 ۹ ماهگی
ماهیچه‌یِ قلچماق؛ سوختِ کشتیِ کوچکِ من در دلِ اقیانوس! ⚓️🌊

امروز فرمانده‌یِ آشپزخانه، یعنی همان مامانِ مهربانم، برایم یک معجونِ دریاییِ ویژه آماده کرد. راستش را بخواهید، من در این سفرهایِ دریایی‌ام یاد گرفته‌ام که برای هدایتِ کشتی، نیاز به قدرتِ بدنیِ زیادی دارم؛ ماهیچه‌هایِ قویِ من، موتورِ این کشتیِ کوچولو هستند! امروز اصلاً حوصله‌یِ قاشق زدن نداشتم؛ دلم می‌خواست بنشینم و مثل یک ناخدایِ واقعی، از طعم‌هایِ غنی لذت ببرم، چون می‌دانم که این ترکیبِ بی‌نظیر، تمامِ ویتامین‌هایِ لازم برایِ مقابله با امواجِ خروشانِ بازی را به من می‌دهد. 🧭✨

وقتی اولین قاشقِ گرم و معطرِ ماهیچه و ماش را امتحان کردم، انگار تمامِ سلول‌هایِ بدنم برایِ یک ماجراجوییِ تازه در اقیانوسِ خانه اعلامِ آمادگی کردند! جوِ پرک و کدو سبز، لطافتی به این غذا داده بودند که آدم دلش می‌خواست تا ابد غرق در این طعم شود. 🥣🌿 و البته، نباید از حضورِ افتخاریِ سیب‌زمینی‌هایِ مهربان غافل شد که بعد از کلی گشت‌وگذار در قابلمه، بالاخره به بندرگاهِ دلم رسیدند! 🥔🚢 حالا که شکمم حسابی پر و قوی شده، دیگر هیچ طوفانی در دنیایِ اسباب‌بازی‌هایم نمی‌تواند مانعِ حرکتِ کشتیِ من شود! 🏃‍♂️💨

فرمولِ جادوییِ دریانورد:
ماهیچه 🍖 + ماشِ مقوی 🟢 + جوِ پرک 🥣 + کدو سبزِ ترد 🥒 + و حضورِ افتخاریِ سیب‌زمینیِ ناخدایِ من! 🥔✨

شما هم در این سنین با فرزندتون بازی‌هایِ تخیلی می‌کنید یا بیشتر ترجیح می‌دید تمرکزِشون رویِ چشیدنِ طعمِ غذا باشه؟ ⚓️🧐
ماش و ماهیچه رو معمولاً چطور برای کوچولوهاتون سرو می‌کنید؟ همون‌قدر که برایِ ما جذاب بود، برایِ شما هم جواب داده؟ 🥣🍖
مامان فاطمه مامان فاطمه ۱ سالگی
مزایای روش BLW

* **تقویت مهارتهای حرکتی:**
به تقویت هماهنگی دست و چشم، مهارتهای جویدن و بلع کمک میکند.
* **ایجاد رابطه سالم با غذا:**
نوزادان یاد میگیرند بر اساس احساس گرسنگی و سیری خود غذا بخورند که میتواند از پرخوری در آینده جلوگیری کند.
* **کشف طعمها و بافتها:**
نوزادان با طعمها و بافتهای مختلف و واقعی غذا آشنا میشوند که ممکن است باعث شود در آینده کمتر در غذا خوردن بدقلقی کنند.
* **راحتتر برای والدین:**
نیاز به درست کردن پورههای جداگانه نیست و نوزاد همزمان با خانواده غذا میخورد.
* **استقلال و اعتماد به نفس:**
این روش به نوزادان احساس استقلال و موفقیت میدهد.
---

### معایب و نگرانیها

* **خطر خفگی (Choking):**
این بزرگترین نگرانی والدین است. بسیار مهم است که بین **خفگی** (که خطرناک و ساکت است) و
**گاگ گرفتن (Gagging)**
(که یک رفلکس محافظتی طبیعی و پر سروصدا است) تفاوت قائل شوید. نوزادان با رفلکس gagging برای جلوگیری از خفگی متولد میشوند و این رفلکس در BLW به آنها کمک میکند یاد بگیرند چطور غذا را در دهان مدیریت کنند.
* **کثیفکاری زیاد:**
این روش بسیار کثیفکاری دارد! نوزادان با غذا بازی میکنند، آن را له میکنند و همهجا میریزند.
* **نگرانی درباره دریافت کافی مواد غذایی:**
برخی والدین نگران هستند که نوزاد به اندازه کافی غذا نخورد. در ابتدای کار، بیشتر غذا "کشف" میشود تا "خورد" شده، و شیر مادر/خشک منبع اصلی تغذیه است.
* **بررسی آهن:**
از آنجایی که ممکن است در ابتدا مصرف گوشت کم باشد، باید مطمئن شد نوزاد از منابع دیگر آهن (مانند حبوبات، غلات غنی شده) دریافت کند
مامان پسرگلم مامان پسرگلم ۲ سالگی
* ❌اگر فرزند شما مرتباً #بهانه_گيری می كند، به اين دليل است كه از نوازش جسمانی و فيزیکی شما محروم است.

❌اگر فرزند شما #دروغ می گويد، به اين دليل است كه شما عكس العمل های شدیدی در برابر رفتار و گفتارش نشان داده اید.

❌اگر #عزت_نفس كودک شما پايين است، به این دليل است كه شما بيشتر او را نصيحت كرده ايد تا تشويق و تهييج.

❌اگر فرزند شما در محيط اجتماعی از خود دفاع نمی كند، به اين دليل است كه در مقابل جمع او را مورد انتقاد قرار داده ايد.


حالا برای بالا بردن #عزت_نفس کودکمان چه کنیم؟ 👇
✅ با فرزندتان آگاهانه صحبت کنید.

فرزند شما ده كار اشتباه ميكند يك كار درست، شما بايد روي همان كار درست تاكيد كنيد. شب موقع خواب از آن كار خوب فرزندتان تقدير كنيد.
به عنوان مثال، فرزند شما امروز براي شما كه تشنه بوده ايد يك ليوان آب آورده، وقت خواب با ده جمله از كار خوبش تعريف كنيد:
امروز برام يك ليوان آب آوردي، من كيف كردم، خوشمزه ترين آب دنيا برام بود، چون تو برام آوردي و ...

✅ شما بايد كار خوب فرزندتان را بزرگ كنيد.
به او ياد بدهيد اگر شب قبل از خواب فكر ميكند، به جاي حوادث بد و اشتباهاتش، به رفتار خوب آن روزش فكر كند اینگونه عزت نفس را در کودکتان بالا خواهید برد.