۱۲ پاسخ

من اگه چنین اتفاقی بیفته اون بچه و خاندان باباشو بهم میدوزم.چ همسن باشه چ نباشه‌.اینکه یه بچه بخواد از حق خودش دفاع کنه درست ولی یه بچه ک فقط قلدر بازی در بیاره رو کاری ب سنش ندارم میگردم دنبال خونوادش ک همرو باهم پهن کنم رو بند

میگفتی نتنها بچت بلکه خودتم بیشعوری

وای اگه من جات بودم اون پارک یه کشته داده بود

نگاه عزیزم اینکه نباید اون حرف رو میزدی یک طرف که البته مجاب شدم که ناخواسته بود ولی من اگر حای پدر بودم میگفتم عذر میخوام هندز اونقدر بزرگ نشده که بد و خوبش رو تشخیص بده در کل مدر خیلی گاوی داشت که به بچه اش راه بدی رو آموزش داد

خب اون بابا به بچش یاد داده دیگه خوب گفتی این آدمارو باید جواب بدی بهشون

مردک بیشعور حق با شما بوده

چ نفهم بوده

ی احمق هم به پدر بچه میگفتی خدایی نکرده اگه بچه ات توریش می‌شد بعد جواب گو می‌شد اون مردک منم اگه میبودم بیشعور که خوبه صد حرف دیگه میگفتم

من بودم خیلی جدی چوبو میگرفتم ازش میزدم تو سرش یا میدادم بچم بزنه تو سرش

لیاقت اون بیشعور با بالای اون بچه بوده

همون چوبو میگرفتی خودت مفصل میزدی بابای بیشعور اون پسررو

تو‌ناخوداگاه گفتی
بعدشم از بچت همه‌جا دفاع کن وقتی خانواده الاغ باشه بچشونم الاغ بچه میشه

سوال های مرتبط

مامان دختر ملوس مامان دختر ملوس ۲ سالگی
خانما کل امروزم بحث داشتیم کلا از سرکار میاد منو نمیبینه اصلا بعد سر بچه داد زدم دیدم داره به بچه میگه این با ما بده ، سرت داد میزنه ، منم پریدم بهش کفتم دیوونه مریض اینا چیه به بچه میگی بعد دوستش زنش برا خودش سالن زده دوستش زنگ زد به این که لوستر کجا هست واسه سالن زنم بگیرم منم رفتم بهش گفتم دوستات واسه زن هاشون چیکار میکنن با اینکه میبینی انقد باهام بد تا میکنی دیگه یکم‌گفتم و اون گفت یهو بهم گفت لاشی منم گفتم از لاشی زاییدی و برو نمیخوام قیافه نکبت تو رو ببینم اونم‌گفت قیافه شکل مار تو رو نمیخوام ببینم. بعد بچه رو فرستادم باهاش وقتی اومد گفت دستشویی شستی دستت درد نکنه و اینا یکم گذشت من کفتم یادم نمیره هیچوقت که قبلا من میومدم بغلت( با حالت گلگی) بعد تو برام تاقچه بالا میزاشتی و اینا اونم گفت حرف بغل و نزن که اگه تو هم بیای الان من از خجالت آب میشم( چون یه سالی میشه بغل و اینا نبوده) این حرفش خیلی برخورد بهم در کل تمام بحث های ما به توهین ختم میشه و من زخمم بیشتر از گذشته میشه و شدیدا زخمی و خونی ام🥲

پوشک شیرخشک شیرمادر سرشیشه شیشه شیر بارداری شیر شب سزارین خواب شب واکسن ۱۸ ماهگیه
مامان کیان مامان کیان ۳ سالگی
مامان سارا جون مامان سارا جون ۲ سالگی
چند روز پیش سارارو بردم پارک یچیزایی دیدم و شنیدم که حقیقتا برگام ریخت....




رفته بودیم یه پارک تقریبا خلوت موقع ظهر
سارا داشت سرسره بازی میکرد

ی پسر بچه و مامانش هم اومدن که پسره از این ماشینا سوار شده بود مامانشم هل میداد

اومدن پسره رفت تاب بازی کنه

سارا ماشینو دید بدو بدو رفت پیش ماشین من چند باری گفتم سارا نرو برا تو نیست دست نزن

دیدم مامان پسر اومد به سارا با اخم نگا کرد گفت دست نزن بعد ماشینو با خودش برد
یکم بازی کردیم و برگشتیم خونه


فرداش دوباره رفتیم پارک بازم خلوت بود و بجز ما ی پسر بچه با مامانش و عمش اومده بودن

این پسره هم سه چرخه اورده بود با خودش من دیگه دیروز دیدم خانومه اونطوری اخم کرد اینبار دیگه سارارو نزاشتم بره سمت سه چرخه و گفتم برا مانیست مامان نباید دست بزنی

دیدم خانومه سه چرخه رو اورد گفت سارا جون بازی کنه
سارا با ذوق سوار شد و ی ذره بعد پیاده شد رفت پیش پسره که سرسره بازی کنن

موقع سرسره رفتن دیدم خانومه به پسرش گفت مامان جون خانوما مقدم ترن بزار سارا جون اول بره


واقعا چقدر از لحن حرف زدن اون خانوم خوشم اومد که از همون اول داشت به پسرش یاد میداد که با دخترا چطوری رفتار کنه
و ناخوداگاه مقایسه کردم با خانوم دیروزی که چقدر رفتار مادرا میتونه الگو باشه برای تربیت بچه ها و رفتارشون در اینده


به بچه هاتون محبت کردن به دخترارو یاد بدین تا در اینده بلد باشن چطور با دخترا رفتار کنن
به بچه هامون یاد بدیم چطور محبت کنن و عشق بورزن و با محبت رشد کنن⚘️🌱


بارداری فرزندپروری پوشک بچه شیرخشک پستونک مادر بچه سونو انومتلی پوسک شیرخشک جنین پوشک عرزندپروری