یادمه یکی از دغدغه‌های بزرگم توو بارداری، برگشتن به اندام پیش از بارداریم بعد از زایمان بود.
من با افزایش وزن ۱۷ کیلویی از ۶۸ کیلو به ۸۵ کیلو در روز زایمانم رسیدم و واقعا از چاق موندن میترسیدم..
به این خاطر که همیشه بخاطر پیاده روی و ورزش و تغذیه درست، اندامم رو فرم بود، اون میزان شکم و پهلو خیلی توو ذوقم میزد ولی خب شک نداشتم که میتونم دوباره همه چیزو درست کنم و به حالت اول برگردونم..
جالبه که بهتون بگم من ده روز بعد از زایمان خود بخود ده کیلو از اضافه وزنمو از دست دادم!
و تا دوماهگی دخترم، ۷ کیلوی باقیمونده رو هم ریختم توو زباله دان تاریخ😁😅
الانم که دخترم نزدیک به ۹ ماهگیه، بنده با وزن ۶۴ کیلو در خدمتتونم :)
میدونی چی میخام بگم؟
میخام بگم هبچ چیز اونقدر که ذهن و فکر ما بزرگ و سخت نشونش میده واقعا بزرگ و عجیب غریب نیس!
باید یاد بگیریم تا چیزی رو تجربه نکردیم در موردش فکرای منفی نکنیم!
مدتهاست که هر شب که اطلاعات و وضعیت روزانه مچ بندمو چک میکنم میبینم بدون هیچ رعایت کردنی بالای ۸۰۰ کالری سوزوندم و حدود ۵۰۰۰ گام توو همین خونه ۹۰ متری با اناهیتا و روزمرگیامون گام برداشتم!
همینطوری پیش برم باید بر خلاف ذهنیت بارداریم، دنبال افزایش وزنم باشم😁😅
خلاصه که اناهیتا نه تنها روح منو جلا داده :)
بلکه اندام و جسم من رو هم داره صیقل میده و حسابی رووفرمم اورده🫠😉
طوری که واقعا از خودم راضیم و برای بارداری بعدی به هیچ وجه نگران اندامم نیستم
البته اینم باید بگم که فکر کنم اون چهار کیلو رو با قلقلک دادنای دخترک از دست دادم ؛)
اخه یکماهی میشه که یاد گرفته صورتشو با هیجان توی شکم و پهلوی من فرو ببره و قهقهه منو دربیاره و خودشم با اون صورت ماه و خوشگلش به روم بخنده🥹

تصویر
۱۵ پاسخ

یادم‌ رفت بگم میل ۶میشه خوب بود هم نتنت هم عکس خودت و گل دخترت

عزیزم مچ‌بندت چه مارکیه,؟

گلم شیر دهی خیلی تاثیرداشته براتون

من 70 کیلو باردار شدم
روز زایمان فک کنم 92-93 بودم
الان 76 ام
کاش برم رو 60

منکه نه تنها وزنی که اضافه کردم از دست دادم اونیکه ازقبل داشتم هم از دست دادم
لعنتی اون با خون دل به دست اورده بودم اون کجا میبری 😂

خیلی عالی بهتون تبریک میگم
من هنوز موفق نشدم به وزن قبل برگردم ولی کم مونده برسم اینو مطمئنم
عزیزم مارک و مدل ساعت رو میشه بگی و اینکه چند وقته داری
من یکی داشتم شیائومی خیلی زود خراب شد

منم خیلی کم کردم ولی شکم دارم نمی‌دونم چرا آب نمیشع

منم خیلی راضیم از وزن الانم
مشکلم سینه هامه که بخاطر شیردهی افتاده و غیر قرینه شده
با ورزش حل میشه ؟؛ فکر نمیکنم

واسع من همه برگشت الان 58کیلوم🥸

شیر خودتو میدادی؟
منم قبل از زایمان ۶۴کیلو بودم ، به ۸۵هم رسیدم
الآنم چون شیر خودمو میدم نمیتونم رژیم بگیرم ، خیلی ناراحتم بخاطر شکمم
الان وزنم ۷۴مونده 😢

شبیه نگار تو فیلم جان سخت شدی

برای من که تمومی نداره الان با ۸۵کیلو وزن دارم افسرده میشم

مچ بند جی داری؟؟ اگه خوبه منم بگیرم

ای جانم بسلامتی که رو فرم برگشتین

ولی من موندم و ۸ کیلو اضافه تر از قبل بارداریم
همه گفتن شیر بدی لاغر میشی ولی من نشدم که هیچ دارم زیادم میشم
قبلا سایز ۴۰ ۴۲ تنم بود الان چون سینه و بالا تنه ام بزرگ شده سایز ۴۶ خریدم اون روز حالم داغونه ازین نظر

من ۸۶ کیلو بودم قبل از بارداری، تا آخر حاملگی ب ۹۷ کیلو رسیدم. ۳ روز بعد از زایمانم بی هیچ تلاشی شدم ۸۴ کیلو😁

سوال های مرتبط

مامان آناهیتا 💜 مامان آناهیتا 💜 ۱ سالگی
نیمه شبه...
اناهیتا بعد از کلی بازی و شیطونی و یه حموم حسابی که خیلیم توو وانِ آب و کف بهش خوش گذشته، الان معصومانه کنارم خوابیده..
باباشم بعد از دیدن یه فیلم سینمایی دو نفره کنار دوست‌دختر قدیمیش (مامان آنی) و به این خاطر که اینروزا اصلا نمیتونه با سروصدای دخترکمون تمرکز کنه و به کارش برسه، رفته توو اتاقش تا شاید یکم از کارای عقب افتادشو انجام بده..
بعد از یک روزِ پرهیاهو، دو ساعتی میشه که یکم اروم گرفتم و دراز کشیدم..
هر شب بعد از خوابیدن اناهیتا انگار تازه یادِ گلار میفتم..
همون دختری که برای تک تک ثانیه‌های زندگیش برنامه و هدف داشت..
برای صبح تا شب و روز به روزِ هر ماه برنامه مینوشت و گام به گام به طرف پیشرفت حرکت میکرد..
حتی خواب و کتاب خوندن و تایم بیداری اون دختر ساعت مشخص داشت!
ولی حالا چی ... :)
همه چیز شده اناهیتا..
همه کسمم شده اناهیتا..
اگر صداشو نشنوم یا صورتش جلوی چشمام نباشه مدام مضطربم..
شده یه تیکه از وجود من و باباش..
انگار هیچ مَنی یا بهتره بگم هیچ مایی قبل از اناهیتا وجود نداشته و زندگی نکرده!
انگار با تولد ِ اناهیتا ما هم از نو زاده شدیم!
یه مادر سرسخت و احساسی
یه پدر حساس و مهربون و دلسوز
باورم نمیشه که چقدر یه ادم میتونست جای منو توو قلب بنیامین بگیره و پر کنه..
حتی حاضر نیس در حد چند دقیقه از دخترش دل بکَنه.. همه برنامه ها و کاراشو طوری میچینه که ما مجبور نباشیم تنهایی جایی بریم و حتما خودشم باید همراهمون باشه چون بقول خودش صدای اناهیتا مدام توو گوششه :))
البته که کاملاً بهش حق میدم :)
پدرِ یک فرشته بودن این مشکلاتو هم با خودش داره ؛)
خلاصه که معنای زندگیمون خلاصه شده توو یک کلمه
"آناهیتا"
و چقدر خوبه زندگی کردن با چنین معنایی :)
مامان آناهیتا 💜 مامان آناهیتا 💜 ۱ سالگی
درود مامای پرتلاش
وقتتون به خیر و نیکی
یه سؤالی برام پیش اومده که دوست داشتم از شما بپرسم و ببینم تجربه شما چیه

این روزا که اناهیتا به نسبت دو سه ماه پیش شیطون‌تر شده گاهی فکر میکنم چقدر بچه‌داری سخت و طاقت فرساس..
حالا تازه چهار دست و پا نمیره طفلکم😁😂
فقط غلت میزنه و خودشو به وسایل و جاهای خطرناک میرسونه

بخاطر دندوناش هم درست نمیتونه شیر بخوره و کمابیش توو شیر خوردن غر میزنه و اذیته
روو زمین بند نمیمونه اگه از وسیله‌ای خوشش بیاد و بخواد بازی کنه ما هم باید بشینیم کنارش و نگاهش کنیم وگرنه اون وسیله یا اسباب بازیش رو رها میکنه..🥴
شاید باورتون نشه اگه بگم از گوشی چقدر بدش میاد
در حدی که من یه تماس جواب میدم از همون لحظه اول غر میزنه که قطع کنم و تا قطع میکنم و توجهمو به خودش میبینه میخنده و اروم میشه🥲😇✨
خوابش خیلی کم شده و از هشت صبح که بیدار میشه تا ۱۰-۱۱ شب نهایتاً سه ساعت میخوابه
البته من توو همون دو سه ساعت به کارام میرسم و غذامونو اماده میکنم ولی در کل همه چیز سخت و عجیب شد یهو.
الان فقط تنها لطفی که میتونم در حق خودم و بچم بکنم کتاب خوندن و ورزش و حوصله داشتن برای شیطونیاشه..
گاهی خسته میشم چون واقعا دست تنهام و نیاز به تنهایی و ارامش خیال از بابت امن بودن جای اناهیتام پیش کسی که واقعا بهش اطمینان داشته باشم مدتهاست که داره اذیتم میکنه اما بازم شکر
شکر که بنیامین کمک حالمه
شکر که تن جیگرگوشم سالمه
شکر برای همین سختی‌ها و لحظه‌هایی که در گذرند
شکر که به برکت وجود اناهیتاجون، یه ارامش و احساس و انرژی مثبت توو خونمون در جریانه که هیچوقت تجربش نکرده بودیم

شما چجوری بین نیازهای خودتون و نیازهای فرزندتون تعادل برقرار میکنید؟ در حالیکه در حال یادگیری مهارت‌های جدیدهستن..😊❣️
مامان آناهیتا 💜 مامان آناهیتا 💜 ۱ سالگی
یادمه پارسال توو این روزا حسابی بی‌حال شده بودم و کار هرروزم شده بود خوابیدن جلوی کولر و پتو کشیدن روو خودم🫠😅
روزا یا کتاب دستم میگرفتم و اصول زایمان طبیعی و فرزندپروری رو میخوندم
یا میخوابیدم
شبا هم یورو ۲۰۲۴ رو با بنیامین جون دنبال میکردم و چقدر عاشق سبک و نظر دادن خداداد عزیزی توو برنامه ویژه یورو بودم :)
توو این مابین، هر وقت فرشته کوچولوی توو شکمم تکون میخورد دوتایی بهش خیره میشدیم و باهاش حرف میزنم
باباش دست میذاشت روو شکمم و با حرکت اروم دستش با ذوق و شوق بهم میگفت اینجا زانوشه
اینجا کف پاشه
اینجا دنده‌هاشه.. :)
گاهی هم مثلاً بهش میگفت بزن قدش بابایی!
و جالب‌تر اینجاس که واقعا گاهی دخترکمون دقیقا همون لحظه و زیر دست باباش یه حرکت محکم میزد که ما همونو به نیت «زدم قدش» میگرفتیم :)
خلاصه که یه سونولوژیست همیشه کنارم بود که با حدسا و حرفاش دلمو قرص و روحیه از دست رفته بخاطر اون حجم از ببی برنامگی رو بهم برمیگردوند ؛)
امروز و الان و این هفته‌ها با پارسال خیلی متفاوته ولی یچیزی مشابه همون روزاس!
اینکه اناهیتای قشنگم عاشق خوابیدن زیر باد کولر و پتو رو خودش کشیدنه!
شاید باورتون نشه اگه بگم وقتی کولر روشنه و خونه خنکه دخترکم دو ساعت زیر پتو راحت و اسوده میخوابه :)
البته منم باید بهش بچسبم و دراز بکشم و کنارش بمونم
انگار دوست نداره مامانش ازش جدا بشه. دلش میخواد منم کنارش استراحت کنم🫠 ناهار و شام بابایی هم که هیچی (شوخی)😬😉
بازم مثل پارسال توو این وضعیت یا کتاب دستمه یا صفحه گوشی رو اسکرول میکنم یا فیلم میبینم تا خانوم خانوما بیدار شه :)

و باید بگم که خیلی از شباهت اینروزا به اون روزای بارداریم راضیم :)
این لذت و دلخوشی رو با هیییییچ چیزی توو دنیا عوض نمیکنم :)))
مامان ماهوین 🌙 مامان ماهوین 🌙 ۹ ماهگی
خیلی‌ها پرسیدن چیکار کردم که تو بارداری خیلی اضافه وزن پیدا نکنم و بعد زایمان هم وزنم راحت‌تر برگرده. 🌷
من رژیم خاصی نداشتم و خودم رو از چیزی محروم نکردم، فقط چند تا نکته رو رعایت کردم:
✨ به بهانه اینکه «دو نفرم » حجم غذام رو خیلی زیاد نکردم.
✨ سعی می‌کردم بیشتر غذای خونگی بخورم و مصرف فست‌فود، شیرینی و نوشابه رو کمتر کنم.
✨ هر وقت دلم هوس چیزی می‌خواست می‌خوردم، ولی در حد متعادل.
✨ تا جایی که پزشکم اجازه داده بود، پیاده‌روی سبک و یوگا رو کنار نذاشتم.
✨ آب کافی می‌خوردم و ریزه‌خواری‌های بی‌دلیل رو کمتر کردم.
✨ به جای حذف کامل خوراکی‌های موردعلاقه‌م، تعادل رو رعایت کردم.
✨ رژیم غذایی‌م هم بیشتر پرپروتئین بود و سعی می‌کردم پروتئین کافی از منابع مختلف دریافت کنم؛ اگر دوست داشته باشین، اون رژیم رو هم براتون می‌ ذارم.
البته بدن هر کسی متفاوته و چیزی که برای من جواب داده ممکنه برای یکی دیگه متفاوت باشه. ❤️
من قبل بارداری ۵۶ کیلو بودم، آخر بارداری ۶۷ کیلو شدم و الان ۵۸ کیلوم.
اگر دوست داشتین درباره تغذیه و کارهایی که بعد زایمان بیشتر بهم کمک کرد هم بگم.
این عکسم بمونه به یادگار از دختری که تونست در کابینت اولین بار باز کنه😅






رفلاکس کولیک بارداری پوشک نوزاد