1️⃣
/تجربه زایمان طبیعی/


سلام خدمت همه‌ی مامان‌های چشم انتظارِ نی‌نی👋🏻✨️

من اومدم با شرح زایمانم که خودم رو حقیقتا سوپرایز کرد.
چهارشنبه ۲۷ خرداد اولین معاینه‌ام توسط دکتر بود توی ۳۷ هفته و ۶ روزگی درکنارش کمی تحریکی هم انجام داد.
گفت دیلاتاسیون به زور یک فینگره و افاسمان هم ندارم اما سر بچه خیلی خوب توی لگن جا گرفته، من تا اونموقع شیاف گل مغربی استفاده نمی‌کردم به خاطر قرص آهن و کم خونی ولی اونجا خود دکتر برام تجویز کرد و گفت شبی سه تا استفاده کن ۲ تا خوراکی یکی شیاف.
حقیقتا یکم تو ذوقم خورد چون فعالیت بسیار داشتم ورزش‌های حیپا رو شرکت می کردم و روتین ها رو انجام می‌دادم اما تدابیر زایمان راحت رو به صورت کامل و منظم نشده بود که برم و کم گذاشته بودم.
خلاصه از دکتر اومدم شرح وضعیتم رو به خانم آبادی گفتم ایشونم توصیه کردن پله نوردی‌ها رو زیاد کنم درکنارش گربه، ریبوز، دمنوش‌ها و آبزن رو داشته باشم.
از اون روز روتین زایمان راحتم رو سفت و سخت گرفتم در کنار شیاف و دمنوش حتما روزانه چالش ۵ روزه و پله نوردی رو به صورت کامل و پیاده‌روی رو عادی یا اگر وقت می‌شد طبق آموزش خانم آبادی انجام می‌دادم.
بعد از معاینه هم خیلی کم لکه بینی داشتم اما ترشحات موکوسی‌ام بیشتر شده بود.
تا روز دوشنبه ۱ تیر که نوبت ویزیت هفتگیم رسید. اون شب هم مثل همیشه روتین روزانه و زایمان راحت رو انجام دادم به همراه شیاف و رابطه، صبح بازم ترشح همراه با رگه‌های خونی روشن و زیاد دیدم و کمی کمردرد و دل درد پریودی داشتم اما اصلا نوسانی نبود.

تصویر
۳ پاسخ

عزیزم میشه ترکیبات ابزن و دمنوش هایی که خوردی رو بگی

منتظر ادامش

دمنوش چی باید بخوریم؟؟

سوال های مرتبط

مامان نی‌نی‌ جان💙 مامان نی‌نی‌ جان💙 ۱ ماهگی
2⃣
/تجربه زایمان طبیعی/

رفتم مطب دکترم اونجا توی صف انتظار یکم دردم بیشتر شده بود و خیلی خفیف می‌گرفت و ول می‌کرد اما بدون نظم تا اینکه نوبتم شد. دکتر معاینه‌ام کرد گفت سر بچه توی لگنه، دهانه رحم یا دیلاتاسیون یک فینگر لوز و افاسمان ۴۰ تا ۵۰ درصد و درکل وضعیتم برای زایمان خیلی خوبه و تا عاشورا احتمالا فارغ بشم.
آخرای معاینه بود که گفت آب دور سر بچه کم شده و چون کمی زیرانداز زیرم خیس شده بود مشکوک شدن به آبریزش!
درنهایت دکتر گفت ریسکه به نظرم از همینجا برو وسایلت رو جمع کن به مقصد بیمارستان.
منم به خانم آبادی پیام دادم و اومدم خونه وسایلم رو جمع کردم یه دوش گرفتم و حرکت کردیم سمت بیمارستان.
این نکته رو اضافه کنم من خودم به صورت مشهود آبریزش رو حس نمی‌کردم! ولی به اصرار دکتر و احتمال خطرش راهی شدم هرچند اصلا دلم نمی‌خواست اینطوری برم بیمارستان درحالی که هنوز یک فینگرم و فاز نهفته رو طی نکردم.
توی بیمارستان به محض رسیدن مامای مسئول یه سری سوال پرسید و اونجا برای بار دوم توی اون روز معاینه شدم و دردش رو با تنفس‌ها رو رد کردم.
ماما با دستکش خشک معاینه انجام داد تا از هر لحاظ مطمئن بشه اما درنهایت گفت کیسه آب سالمه و چیزی به احتمال آبریزش ندیده.
قرار شد NST بگیرن اگر جوابش خوب بود برم خونه با درد خودم بیام. جواب NST هم خوب بود برای اطمینان تست آمینوشور هم برام انجام داد که اونم منفی شد. و ما دست از پا دراز تر البته خوشحال از این بابت که الکی بستری نشدم برگشتیم خونه.
مامان خانوم کوچولو🩷 مامان خانوم کوچولو🩷 ۱ ماهگی
مامان آنیا 🍓❤️ مامان آنیا 🍓❤️ ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1
از اول بگم که من از دوران مجردی وتا به حال پریودی سختی داشتم یعنی تحمل نداشتم و همیشه گریه میکردم موقع بارداری هم با اینکه دکتر گفته بود جفتم پایینه اما من خیلی چیز ها رو رعایت نمی‌کردم خودم کارام رو انجام می دادم حتی چیز سنگین هم بلند میکردم چون تنها بودم مجبور‌ بودم و همیشه میگفتم خدا این بچه رو نگه داشته وگرنه من که با این کار ها بچه رو به خطر میندازم زیاد هم به زایمان ودردهاش فکر نمی‌کردم در واقع نمی‌دونستم در چه حد و اندازه ای هست هفته های اخر که معاینه شدم گفتن دهانه رحم بسته هست تعجب کردم چون من فکر میکردم حداقل یک سانتی شاید باز بشه اما بسته بودم ومن دو هفته تمام ورزش کردم و تحرک و فعالیت داشتم اما دوباره که رفتم معاینه یک سانت بودم اومدم پیاده روی و ورزش رو زیاد کردم و امید داشتم حداقل 3یا 4سانت باشم یک روز که درد داشتم رفتم دکتر گفت هنوز یک سانتی ومن ناراحت و نا امید شدم و
تصمیم گرفتم چند روز صبر کن وچند روز دیگه 40هفته ام تموم میشد
ادامه دارد
مامان حورا مامان حورا روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی. پارت 1
از 34هفته تصمیم گرفتم زایمان طبیعی داشته باشم دنبال ماما همراه خوب گشتم و خانم سهیلی رو پیدا کردم خیلی تعریف ش رو شنیدم.قرارداد بستم و یکسری موارد رو بهم گفت انجام بدم مثل ورزش‌های زایمان و خوراکی ها و....
منم از همون روز شروع به ورزش و پیاده روی کردم و جدی وقت میذاشتم و روی مغزم کار میکردم که باید طبیعی زایمان کنم و من میتونم .یه جلسه هم ورزش حضوری رفتم که ماماهمراهم تو مرکزش برگزار می‌کرد ،کلی ازش سوال پرسیدم خیالم راحت شد.
همه تلاشم میکردم برای ورزشها و پیاده روی حتما هر روز انجام میدادم روزی 1/2ساعت.تا هفته 38رفتم معاینه لگن که دکتر گفت لگنت خوبه و یک سانت باز شده اما سر بچه بالاعه.به ماما همراهم گفتم اونم ورزشهام رو بیشتر کرد تا 39هفته و 5روز دردی نداشتم.اما نصف شب ساعت 3,آروم آروم دردهام شروع شد تحمل کردم سعی کردم بخوابم.تا ساعت 9صبح .بعدش صبحانه خوردم و به مامام پیام دادم که دردم گرفته اونم گفت تحمل کنم تا دردام بشه هر 3دقبقه
منم ورزشهامو انجام میدادم و تحمل میکردم.ظهر رفتم بیمارستان ان استی دادم و معاینه شدم گفتن دو سانتی و آن استی خوبه .اومدم خونه ناهار خوردم استراحت کردم اما همچنااااااان درد داشتم اما قابل تحمل بود مثل روز اول پریودی یکم بیشتر.دوباره ورزش کردم زیر دوش آبگرم اسکات میزدم پیاده روی کردم و پله بالا پایین کردم.تا شب ساعت 10دیگه تحملم تموم شد و رفتم بیمارستان.معاینه کرد گفت 3/4سانتی.بستری شدم و ماماهمراهم زنگ زدم.تا اون بیاد دکتر کیسه آبم رو سوراخ کرد و سرم و آن استی بهم وصل کردن
مامان دلوین 🩷 مامان دلوین 🩷 ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من پارت ۱ :
بیمارستان تخت جمشید ، دکتر اکرم هاشمی آشتیانی
مامانای گل ممنونم از تبریک هاتون نشد تک به تک جواب بدم
من از ۱۷ هفته تا ۳۷ هفته سرکلاژ داشتم و استراحت تقریبا مطلق بودم ، فک میکردم اصلا نتونم طبیعی زایمان کنم چون فعالیت نداشتم ...
خلاصه ۳۷ هفته و ۱ روز دکتر سزکلاژمو باز کرد که یک سانت بودم همون لحظه و گفت پیاده روی کن ، ورزش کن و برقص ... منم از بیمارستان که برگشتم روز بعدش وسایلمو جمع‌ کردم و رفتم خونه خودمون چون پله داشتیم ( ۵ ماه خونه بابام بودم )
ولی همین پیاده روی و پله که رفتم پاهام عین پفک پف کرد 😭 گفتم پس دیگه پیاده روی هم نمیتونم اما کم کم تو خونه فعالیت داشتم ...
چند روز که گذشت دیدم رو طرف چپ شکمم پر شده از دونه های قرمز ، ویزیت بعدی نشون دکترم دادم گفت چیزی نیست کهیر بارداریه ...
معاینه م کرد گفت دو سانت شدی و بعدشم یه معاینه تحریکی برام انجام داد که تا یک روزم لکه بینی داشتم و ذکتر گفت احتمال ۹۰درصد تا اخر همین هفته زایمان میکنی اگه نگردی ۸ تیر برو بیمارستان بستری شو ...
مامان جوجو🐣 مامان جوجو🐣 ۲ ماهگی
تجربه بارداری تا زایمانم پارت هفتم🌱
چند هفته ایی گذشت و من احساس درد داشتم به دکتر طالبی که گفتم گفتن سونو انجام بدم و وضعیتم چک بشه و من همچنان انتخابم دکتر نصوحیان بود
سونو رو انجام دادن و متوجه شدن طول سرویکسم نسبت به آنومالی کم شده جواب رو بردم پیش خانم دکتر ایشون گفتن دو راه دارم قرص و آمپول و استراحت مطلق یا گذاشتن پساری و استراحت نسبی که گذاشتن پساری بیشتر توصیه میشه و من به توصیه ایشون پساری رو انتخاب کردم و خودشون واسم گذاشتن. درد زیادی نداشت احساس سنگینی داشتم تا چند ساعت که اونم اوکی شد...
من همچنان استراحت نسبی داشتم تا رسیدم به سونوی وزن...
همچنان نوبت گرفتم پیش دکتر نصوحیان
بعد از بررسی وضعیتم دکتر نصوحیان گفتن کار سنجیده ایی انجام دادن دکترتون بابت پساری وگرنه زایمان زود رس در کمین بود...
همه چیز عادی پیش میرفت من چک آپ و مراقبت هامو به موقع انجام میدادم
داروها و توصیه های خانم دکتر رو مو به مو انجام میدادم
تا این که قرار شد تاریخ زایمان مشخص بشه
و چون سونوی آخر موقعیت بچه عرضی بود من باید سزارین میشدم...