معنی اسم ابوالفضل

خداوند و صاحب هنر، کنیه دینار، لقب چهارمین فرزند علی(ع)

ریشه اسم ابوالفضل

فراوانی اسم ابوالفضل

در حال حاضر ۲۳۸۴ نفر در گهواره با نام ابوالفضل ثبت نام شده اند.

نظر کاربران درباره اسم ابوالفضل

سلام من داداش ندارم وبخاطرهمین اسم روپدرم انتخاب کرد خیلی هم راضیم ازاسم پسرم
مامان ابوالفضل
شوهرم از مجردیش اسم ابوالفضل و انتخاب کرده بود. عاشق این اسم هس. منم به انتخابش احترام گذاشتم و قبول کردم
مامان ابوالفضل
من بعد از ۱۵ سال صاحب بچه شدم به همین خاطر بیمه ابوالفضل کردمش
مامان ابوالفضل
سلام من و همسرم از روز اول ارزو داشتیم ک پسری داشته باشیم و اسمشو ابوالفضل بزاریم ک بشه بیمه خود اقااابوالفضل
مامان ابوالفضل
سلام من دوتادختردارم دوست داشتم این بچم پسرباشه واسمشوبنام حضرت ابوالفضل ع اابوالفضل کنم چون بیمه ی خودآقاست البته قبل ازاینکه حامله بشم مادرشوهرم خواب میبینه که من زایمان کردم بچم پسره ازش پرسیده اسمت چیه بچه گفته ابوالفضلم برای همین اسمشوقطعی ابوالفضل گذاشتیم
مامان ابوالفضل
من وقتی که حامل شدم گفتم اسمش ابولفضل چون من از ابولفضل علیه سلام خواستم
مامان حمزه
ابولفضل اسمه خوبیه ابولفضل ع سلام
مامان حمزه
سلام من شوهرم اسم ابوالفضلو خیلی دوست داشت ولی نمیخاستیم بزاریم رو بچمون ولی چون بچمون شب عاشورا بدنیا اومد دیگه قسمت شد ابوالفضل گذاشیم
مامان ریحانه
من بعدازچهارسال نی نی دار شدم ماه محرم دعاکردم خدا تا محرم سال بعد بهم نی نی بده که اگه پسر بشه اسم شو بذارم ابوالفضل که خوب همینجورم شد به همسرمم گفتم گفت حالا که نیت داشتی بذار ولی در کل اسم ابوالفضلم خیلی دوسداشتم ارادت خاصی به آقا ابوالفضل ع دارم..چه خوب که اسم پسرم ابوالفضلِ😊😊
مامان ابوالفضل جون😙
سال اول که ازدواج کردم روز تاسوعا خونه برادر شوهرم نذری حلیم داشتن اون روز نیت کردم خدا بهم یه بچه سالم بده پسر باشه اسمش ابوالفضل بزارم باردار شدم ولی سقط شد بعد اون 6 سال بعد باردار شدم بیمه حضرت ابوالفضل ع کردم پسر باشه اسمش ابوالفضل باشه
مامان ابوالفضل
من بعد ۳ سال بود ازدواج کرده بودم باردار نمیشدم شب شام غریبان از ابوالفضل خواستم اربعین حسینی باردار بودم نذر کردم اسمش بزارم ابوالفضل ولی دختر شد ۳ سال بعدش دوباره از ابوالفضل خواستم بهم یه پسر بده اسمش بزارم ابوالفضل که پسرم اربعین امسال بدنیا اومده اسمش گذاشتم ابوالفضل
مامان ابوالفضل
من یه بارداری نا موفق داشتم که سقط شد باخودت نیت کردم که از ولادت حضرت معصومه(س) تا روز عاشورای امام حسین هرروز بعد از نماز ظهرسوره یاسین بخونم وخوندم به دلیل داشتن یه بچه صحیح و سالم از خدا و شوهرم هرسال میره پیاده پابوس آقا امام رضا و خواب میبینن یه شخصی داخل حرم که پوشیده هم بودن بهشون بچه ای میدن و میگن ابولفضلت رو بگیر ومن هم درکمال ناباوری دوماه بود که حامله بودم و نمی دونستم و زمانی که فهمیدن حامله ام و شوهرم هم خواب دیده تصمیم گرفتیم اگه صاحب پسر شدیم اسمشوحتما بزاریم ابوالفضل که قسمت شد وگذاشتیم.
مامان ابوالفضل و کیان
تصمیم گرفتم باردار بشم هیچ مشکلی هم نداشتم آزمایشات قبل از بارداری رو دادم که متوجه شدم یه بیماری دارم بیماری که میتونست به سرطان منجر بشه و تا زمانیکه خوب نمیشدم نباید میذاشتم بچه دار بشم خوب شدنمم ۵۰_۵۰ بود نیت کردم مشکلم حل بشه و بچم مشکلی براش پیش نیاد،هروقت بچه دار بشم اگه پسر شد اسمشو بذارم اباالفضل قربونش برم دست نداره اما دست رد به هیچ سینه ای نمیزنه بعد از ۲سال به معجزه ی ائمه و خدای مهربونم اون بیماری خوب شده بود توی آزمایش آخرم و ۳ماه بعدش باردار شدم قربون
مامان ابوالفضل😚
شب تاسوعای ۹۶بودکه من ۶ماه حامله بودم وتصادف کردیم رفتم بیمارستان پرسید بچه چیه گفتم پسرگفت بایدبستری بشی پسرجاش محکم نیست وتاصبح سقط میشه من بارضایت خودموهمسرم اومدیم بیرون وتصمیم گرفتیم اگه بچه سالم مونداسمشوبزاریم ابوالفضل وحالاخداروشکر یه پسرسالم دارم
مامان ابوالفضل
ازجنبه ای که نام حضرت عباس هست،واینکه به معنی پدربخششه
مامان ابوالفضل
سلام خب راستش من دوماهه بودم که ب خون ریزی افتادم توراه فقط از خدامیخواستم چیزی نشه بچم سقط نشه تو اون لحظه هم من هم همسرم اسم حضرت ابوالفضل رو آوردیم وازش خواستیم بچمون هیچیش نشه رفتم دکتر گفت جفتت سرراهیه باید تا دوماه استراحت مطلق باشی تا جفتت بیادسرجاش واین شد ما اسم بچمون رو گذاشتیم ابوالفضل
مامان ابوالفضل
من از حضرت ابوالفضل خواستم بهم پسر بده و داد..به همین دلیل
مامان ابوالفضل
خواب دیدم یه مرد خیلی قد بلند که دوتا دستاشو تا بازر باند بسته بود یه ساک بهم داد درشو باز کردم دیدم بچمه پسرم هست از خواب که بیدار شدم گفتم بچه دار بشم اسمشو میذارم ابوالفضل
مامان ابوالفضل
سلام اقام شب تاسوعانذر کردن اگه بچمون دختر باشه ام النبین اگه پسر ابوالفضل خدا رو شکر خدا بچه سالمی بهمون داد وما هم نذ رومن رو ادا کردیم
مامان ابوالفضل
سلام من بچه ی اولم ازدست دادم بدنیااومدچهارماهش شد ب رحمت خدارفت اسمش علی بود بعد3سال باردارشدم من سزارینی هستم وقتی برای باردوم وارداتاق عمل شدم ازخداوام البنین خواستم ازاتاق عمل خودم وبچم صحیح وسالم دربیایم واگرسالم باشه ب نیت دل ام البنین اسمشو بزارم ابوالفضل تواتاق عمل تصمیم گرفتم اسمشوبزارم قربون اسمش برم اقاابالفضل غلامشم
مامان ابوالفضل
سلام مامانای عزیز من و همسرم آزمایش های خون قبل از ازدواجمون زیاد خوب نبود و نذر کردیم خوب بشه اسم بچه مون رو بزاریم ابوالفضل چون قبل از این هم آقا اباالفضل (ع) حاجتمون رو روا کرده بودن سال 91 قبل از عقد نذر کردیم و تیر ماه سال96 که باردار شدم هم چنان می گفتیم اگه پسر باشه اسمش ابوالفضل میزارم .زمان زایمان هم همش اسم آقا رو صدا میزدم و خداوند و آقا اباالفضل کمک کردن .هم چنان خوشحالم هم اسم آقاست و مواظبشه هم ان شاءالله راه شون رو ادامه بدن.ابوالفضل کوچولوی من ماه محرم امسال دقیقا 6 ماهه شد که همیشه آرزو داشتم بچم ماه محرم 6 ماهه باشه .خدایا شکرت.
مامان ابوالفضل جوونم
این منوه پسرم 7ماهگی شد ابوالفضل
مامان ابوالفضل
من 10سال بود از ازدواج میگذشت و حاملہ نمیشدم برای بارداریمم ھیچوقت ب دکتر مراجعہ نکردم چون عقیدم این بود کہ بدون ارادہء خدا یہ برگ از درخت نمیفتہ!! تاخدا نخاد ھیچے نمیشہ،،، بعد از اونجایے ک ارادہء خاصے ب حضرت ابوالفضل داشتم نذر کردم کہ اگہ بچہ دار شدیم و پسر بود ابوالفضل بزارم اسمشو و اگہ دختر بود حلما اسم حضرت زینب،،،، بعد 10 سال زمانے ک اصن فکرشو نمیکردم بصورت معجزہ وار دیدم باردارم!!تو طے بارداریم دکتر بھم گفت ک کلا حاملگے پوچ و باید سقط کنم از اونجا ک کلا توکلم ب خدا بود دیگہ دکتر نرفتم و منتظر معجزہء خداجونم بودم ک بعد از دوھفتہ رفتم سونو اون موقع بود ک صداے قلب ابوالفضل کوچولومو براے اولین بار شنیدم،،، معجزہء ھاے خدا تو زندگیم زیاد بودہ ولے بزرگترین این معجزہء ھا اومدن ابوالفضل قشنگم ب زندگیم بودہ،،، ھمیشہ گفتن برا رسیدن ب خواستہ ھات تنھا اعتقاد کافے نیست باید ب خدا اعتماد داشتہ باشے،، ابوالفضل من الان 11ماہ و 14 روزشہ ک عیدے پارسالم از طرف خدا بود و امسال ھم عیدمو روز مادر گرفتم باگفتن کلمہ مامان از پسرم😍 خدایا سپاسگزارم ازت.🙏🙏🙏😊😊
مامان ابوالفضل جون😉
سلام من بعداز ۱۰ سال ناباروری باکاشت باردار شدم زایمان زودرس کردم بچه ام ۷ماهه یعنی ۳۰هفته باوزن کم بدنیا اومد ومدت ۳۷روز در بخش ان آی سیو بود منم نظر حضرت ابوالفضل کردم که اگر پسرم برام بمونه غلام آقا باشه واسمش رو بزارم ابوالفضل که شکرخدا برام موند والان کنارمه ۱۸ماهشه والان لذت میبرم وافتخارمیکنم از صداکردنش😍خدایاشکرت
مامان ابوالفضل
من همسرم وقتی باهم ازدواج کردیم تصمیم گرفته بودم اگر روزی پسر دارشودیم اسم پسرمون رو ابوالفضل بزاریم چون که من همسرم اسم ابوالفضل رو خیلی دوست داریم ولی برامون ارام بخش هست
مامان ابوالفضل
منم بخاطر لکه بینی و خونریزی توی دوره بارداری که تا ماه پنجم با من بود نیت کردم اگه بچم پسر هست اسمش رو ابوالفضل بزارم.البته اوایل ازدواج همسرم همیشه میگفت اگه بچمون پسر شد اسمش رو ابوالفضل بزاریم.یکی از معنی های اسم پسرم یعنی نیکی که من خیلی دوستش دارم👶💚
مامان ابوالفضل
من اولین بچه ام دختربوداسمشوخودم انتخاب کردم بعدازاینکه دخترم ۱سالش شد حامله شدم شوهرم گفت خداکنه این یکی پسر باشه اسمشو ابوالفصل بزاریم که خدا و ازحضرت ابوالفضل خواستیم که بهمون پسر بده واسمشوبزاریم ابوالفضل که خداروشکر جفتمون جورشد و وقتی به دنیا اومد شوهرم رفت دنبال شناسنامه اش واسمشو ابوالفضل گذاشتیم. شوهرم گفت اسم پسرا با من اسم دخترا باتو🤣🤣
مامان ابوالفضل
سلام من ب مدت دوسال ارزوی بچه دارشدن داشتم. وقتی باهمسرم رفتیم دکتر دکتر بهمون گفت بامشکلات همسری نمیتونم اقلا تا۶ماه دیگه بارداربشم. اونروز دنیااوار بود روی سرم دو روز بعدش زیارت ناحیه مقدسه داشتیم اونجا خانم مداح ی شعری رو خوندن ک خودم صدای شکستن دلمو شنیدم(ارمنی ها تو خونشون ی شاخه یاس میکارن،خدابهشون پسرمیدع اسمشو عباس میذارن😢) گذشت تا هفته بعدش روز سه شنبه ک فهمیدم مادرشدم. قراربود اسم بچمو بذارم مهدیارصداش کنم ابوالفضل تا اینکه۳۵هفته ب دنیا اومد.و رفتnicu. دکترامیگفتن باید چهل روز بستری باشع اما دلم۲ روز قبل تاسوعاشکست وتوکل راه ازبیمارستان ب خونه فقط زار زدم پیش حضرت ابوالفضل تا اینک فرداصبحش ک یکروز مونده بود ب تاسوعا رفتم بیمارستان وگفتن بچت معحزع اسا تنفسش خوب شده وانتقال دادیم بpost وبه لطف حضرت ابوالفضل روز تاسوعا مرخص شد. واین شد ک کلا همه جوره شد ابوالفضل
مامان ابوالفضل
یک ماه قبل از بارداری من وهمسرم ب نیابت قمربنی هاشم نذر کردیم بچه مون اگه خدا صلاح میدونه پسر باشه وسالم وعاقبت بخیر باشه واسمشو ابوالفضل بزاریم.از روز اقدام ب بارداری وتا روزی ک رفتم سونو جنسیت اسمشو نوشتم و گذاشتم توقران❤براتون بهترین هارو ارزو میکنم ایشالله ک خدابچه هاتونو براتون حفظ کنه برای ابوالفضل منم دعای سلامتی وعاقبت بخیری کنید🙏 الهم عجل الولیک الفرج
مامان آقاابوالفضل
سلام من محرم 96حامله بودم. و مادرشوهرم ازم خواست که اگر بچم پسر بود اسمشو بذارم ابولفضل اگر دختر بود بذارم فاطمه.. منم به نظرش احترام گذاشتم و خیلیم ☺☺☺☺☺راضیم
مامان ابوالفضل
من بارداری پر خطر داشتم وسید ابوالفضل هم یک ماه زودتر به دنیا اومد ویک هفته هم بستری بود اونجا ازم پرسیدن اسمش چیه گفتم ابوالفضل منو پدرش قبلا اسمشو امیر حسام انتخاب کرده بودیم
مامان سید ابوالفضل
من خودم اسم ابوالفضلو دوس دارم هرچن میگن عربی از این حرفا ولی من دوس داشتم ـ ی روز مامانمم خواب دیده که اسم بچمو ابوالفضل گذاشتم بدون اینکه به مامانم بگم که خودم اسم ابوالفضل دوس دارم تازه شوهرم اینا چیز دیگ انتخاب کردن ولی من گفتم فقط ابوالفضل و تموم خودمم رفتم شناسنامه رو گرفتم به اسم ابوالفضل جون ایشالا نام نگهدار بچم باشه 😍😍
مامان ابوالفضل
سلام منم نیت کردم عاشورا ک اگ خدا بهم پسر دا اسمشو بزارم ابولفضل .ک خداروشکر ناراضی نیستم.😊
مامان ابوالفضل
من توبارداري استراحت مطلق بودم دکتراحتمال سقط داده بود...منم نذرحضرت زهراکردم دخترم سالم ب دنيا بياداسمشوبزارم نازنين زهرا..خداروشکردخترم سالم ب دنيااومد
مامان ❤نازنين زهرا❤
قربون اسمش برم اقاجونم که همه بچه ها بیمه خودش هستن
مامان ابوالفضل
اسمِ یه شخصیت باشکوه... هیچ مشکلی نداشتم خداروشکر، سالی که پیاده رفتم زیارت اقا، بچه ای که هنوز حتی برنامه ای واسه داشتنش نداشتیم رو بیمه آقا ابوالفضل کردم و گفتم اگه پسر باشه اسمشو میذارم ابوالفضل. سال بعدش پسرمو باردار بودم♥️
مامان ابوالفضل
اسم پسرگل منم ابوالفۻل هستش.قربون صاحب اسمش بشم.😍 شوهرم یه روز بی مقدمه گفتش من نذرکردم پسرداربشم اسمشو بذارم ابوالفضل.منم گفتم باشه بعد که حامله بودم خودم خبرنداشتم شب خواب دیدم یه پسربچه دارم که بهم میگه تشنمه.بعد یه صدایی توخواب به من گفتش این اسمش ابوالفضل هست نذار تشنگی بکشه. چندروز بعد متوجه شدم بادارم و بچم پسر شد و اسمشو گذاشتیم ابوالفضل صاحب اسمشون نگهشون داره انشاالله
مامان ابوالفضل
من همیشه دوست داشتم‌پسری داشته باشم و هم دختر بچه اولمم دختر هست روزی که خاستم برم سونو قلب به دخترم گفتم دارم همینجوری میرم دکتر گفت بچه داری منم به خدا گفتم اسمشو بزاریم ابوالفضل بعد هفته۸ خونریزی کردم بخدا گفتم بخاطر دخترم که به دلش افتاد اگه موند و پسر شد این اسمو میزارم که خدا هم دل دخترمو نشکوند الهی شکر🙏🙏🙏
مامان ابوالفضل
من خیلی دوست داشتم پسرم قد بلتد و غیرتی باشه بخاطر همین ابوالفضل انتخاب کردم
مامان ابوالفضل
من یه شب خواب دیدم یه جای تاریکه دارم با لباس مشکی راه میرم به جز سیاهی چیزی نیست تا اینکه یه ستاره درخشان پیدا کردم چند روز بعدش فهمیدم حاملم واسه همین گفتم اگه بچه دلر بشم یکی از اسمای اماما رو بزارم که قسمت شد االفضل گذاشتیم
مامان ابوالفضل
ابوالفضل من تو غربتم هم دوستمه هم پسرم
مامان ابوالفضل
ابوالفضل من تو غربتم هم دوستمه هم پسرم
مامان ابوالفضل
ابوالفضل من تو غربتم هم دوستمه هم پسرم
مامان ابوالفضل
ابوالفضل من تو غربتم هم دوستمه هم پسرم
مامان ابوالفضل
ابوالفضل من تو غربتم هم دوستمه هم پسرم
مامان ابوالفضل
ابوالفضل من تو غربتم هم دوستمه هم پسرم
مامان ابوالفضل
من سفره ی حضرت ابوالفضل دعوت بودم و همونجا ازاقا خواستم ک باردار بشم. بعد چندروز پریود شدم واون اخرین پریودیم بود ومن ماه بعد بارداربودم. محرمم بود شب اقا ابوالفضل گفتم اگه بچم سالم و پسر باشه اسمشو میزارم ابوالفضل.
مامان ابوالفضل
من دوتا سقط داشتم شوهرم دلش خیلی بچه میخواست اون از مجردی گفته بود اسمشو میزاره ابوالفضل عاشق اسم ابوالفضله من بچه نمیخواستم هرکار کردم که نمونه سقط بشه نشد انگار خدا میخواست این واسمون بمونه اقام گفت حالا که این واسم مونده میزارم ابوالفضل گفت اگه پسر بود من میزارم اگه دختر بود تو بزار
مامان ابوالفضل
همسر من قبل از اینکه ازدواج کنیم دوست داشتن اسم پسرش ابوالفضل باشه و اینطور اسم پسر ما شد ابوالفضل
مامان ابوالفضل
منو همسرم از اول ازدواجمون این اسمو دوس داشتیم میگفتیم اگه پسر دار بشیم اسمش رو میذاریم ابوالفضل تا اینکه تصمیم گرفتیم بچه دار بشیم بعدا متوجه شدم تنبلی تخمدان دارم درحد شدید هشت ماه گذشت خبری نشد آخرین ماه دکترم گفتن شما ب این زودیا باردار نمیشی این ماه اصلن فولیکول نداری من خیلی ناراحت بودم بخاطر این وضعیتم نزدیکای محرم بود همش گریه میکردم دلم میگرفت دقیقا نهم شهریور ماه سال ۹۸ بود ک فرداش میشد یکم محرم نزدیک خونمون باهمسرم رفتیم هیت من اونجا پشت همسرم قایم شدم عین بچه ها گریه کردم از حضرت ابوالفضل کمک خاستم گفتم خسته شدم از دارو خوردن چندروز بود درد پریودی داشتم ولی صبح همون شب بی بی چک زدم اول ی خط منفی افتاد بعدش ی خط خیلی کمرنگ دیگه ی بی بی چک دیگه هم استفاده کردم بلافاصله دوتا خط پررنگ افتاد روش هنوزم حالم اون لحظه یادمه دستام از خوشحالی میلرزید بچمون پسر شد برای تشکر از حضرت ابوالفضل اسمش رو گذاشتیم ابوالفضل الانم تازه وارد پنج ماهگی شده😍😍😍
مامان ابوالفضل
روز تاسوعا بود همسرم‌گفت اگرم خدا بهمون ی پسر بده اسمشو میزاریم ابوالفضل وقتی فهمیدیم بچمون پسره البته خیلیا مخالفت کردن ولی اسمشو گذاشتیم‌ابوالفضل
مامان ابوالفضل 👪
من یه بارداری پوچ داشتم کلا شوهرم عاشق اسم ابوالفضل بود منم نیت کردم ک خدا بچه سالم بهم بده بزارم ابوالفضل گفتم اگرم دختر بود میزارم زینب ک خدا خواستو پسر بود
مامان ابوالفضل
من میخواستم اسم پسرمو بزارم باربد آخه اسمه دخترم بهار دوماه حامله بودم مادرشوهرم فوت کرد هنوز جنسیت بچه مشخص نبود اربعین پارسال خواب دیدیدم دوهفته بعداز فوت مادرشوهرم مادرشوهرم اومدتوخوابم خوابم خیلی واضع بود انگاره که احساس می‌کردم بیدارم بهم گفت مادرجان اربعین کربلا بودم روبروی حرم ابوالفضل خوابم برده اونجا تواومدی به خوابم بچه ات به دنیا اومده جنسیتش پسره وگفتن خوب سالمه وبهم گفتن باید اسمش بزاری ابوالفضل راستش بخواین اصلان دوست نداشتم اسم عربی رو بچه ام بزارم ولی به حضرت ابوالفضل اردتت خاصی دارم تو دوران بارداری تو شکمم بهش میگفتم ابوالفضل تااینکه تو بیمارستان بدنیا اومد گفتم اسمش عوض کنم بزارم باربد یا بهادر به دقیقه نکشید پرستاراومد روسرش ازش تست گرفتن گفتن گوش هاش احتمالان ناشنواست یا آب توگوشش رفته من گفتم ای بی نداره روزی که قراربود مرخص بشم شوهرم برا اسمش بهم گفت که چی بزاریم گفتم باربد همون لحظه پزشک اطفال اومد روسرش گفت شما مرخص نیستی گفتم چرا گفت پسرشما اکسیژن خونش پایین تنگی نفس داره هنگ کردم گفتم مگه میشه بچه سالم آبجیم بهم گفت اسم پسرتو بزارابوالفضل هرموقع میایی اسمش عوض کنی یه عیبی روش درمیاد بلخره اینکه همون جا گریه ام گرفت گفتم اگه الان مرخص کنن اسمش ابوالفضل باورتون نمیشه یه پزشک اطفال دیگه اومد وابوالفضل دید ومرخصش کرد من به قول عمل کردم الانم سالم سرحال الحمدالله گوش هاشم کوچکترین صدایی میشنوه
مامان ابوالفضل
منم ی اسم دیگه میخاستم بزارم یهو ۳۵ هفته بودم که رفتیم گلستان شهدا ی تابلو از حرم اقا ابوالفضل دیدیم شوهرم گفت بخریم برای اتاق بچه اوردیم خونه زدیم بعدش یهو شوهرم گفت بریم وسایل اش رشته بخریم بپزیم خونه مامانش رفتیم و خریدیم و شبش اش پختیم گفتیم ب نیت اقا ابوالفضل تا آش رو خوردیم اومدم سوار ماشین بشم دردم گرفت و رفتیم بیمارستان گفتن باید زایمان کنم و رحمم دوشاخه نمیدونستم گفتن خطریه خلاصع دیگه اسمشو با اون تابلو واش رشته اورد خداروشکر الانم همش میگیم چه اسم قشنگی گذاشتیم هر اسم دیگه ایی بود انقدر ب دل نمینشست
مامان ابوالفضل
من ترک زبانم و ارادتی که ترکه ها به اقا ابوالفضل دارن زبانزده وهمیشه دوست داشتم پسری داشته باشم با نام ابوالفضل و به آرزوم هم رسیدم
مامان ابوالفضل
من قبل حاملگی هم اسم کایا رو انتخاب کرده بودم 9 ماه هم کایا صداش مکردم وقتی حامله بودم ولی اواخر 9 ماهگی دکترها گفتند جنین ناهنجاری مغز داره و عقب مانده و فلج میشه اون وقت اسمشو به ابوالفضل نیت کردیم که سالم به دنیا اومد و اسمش ابوالفضل شد.
مامان ابوالفضل
من عقد بودم رفتم کربالا از در حرم حضرت ابوالفضل داخل شدم گفتم هروقت بار دارشدم...دختر داشته باشم میزارم زینب پسر ابوالفضل...وقتی برگشتم دیدم شوهرمم همین نیت و کرده...وقتی حامله شدم از حرفی که زده بودم یادم رفت گفتم اسمش میزارم طاها...شب خواب دیدم یه پسر کوچولو با لباس مشکی جلو دسته هیت داره زنجیر میزنه...بهم گفتن این پسرته ابوالفضل...منم قطعی اسمش گذاشتم ابوالفضل...ایشالا ابوالفضل نگهدار همه بچه ها باشه
مامان ابوالفضل
من قبل از حامله شدنم بیشتر شبا خواب کربلا میدیدم. شوهرم هم یه بار نیت کرد اگه پسر دار شدیم اسمشو بذاره ابوالفضل و وقتی حامله شدم مادرم خواب میبینه یه نوزاد پسر بغلش که اون نوزاد اسم ابوالفضل رو به زبون میاره.
مامان ابوالفضل
سلام .منو شوهرم هم تصمیم گرفته بودیم اگه بچمون پسر شد اسمشو ابوالفضل بزاریم چون خیلی عاشق اسم‌ابوالفضل بودیم
مامان ابوالفضل
و ارادت خاصی ب حضرت ابوالفضل داریم
مامان ابوالفضل
همسرم خیلی علاقه به اسم ابوالفضل داشت و نذر کرده بود اگه باهم ازدواج کردیم اسم پسرمون و بزاره ابوالفضل من خیلی دودل بودم سراسمش ولی احترام گذاشتم به همسرم وخیلی هم مخالفت کردن خانواده همسرم بااسم پسرمون هنوزم که هنوزه اسمشو صدانمیزنن میگن خیلی اسم سنگینیه و بعدا پشیمون میشین و بچه که بزرگتربشه خودش میگه چرا اسمای جدید برام انتخاب نکردین ولی همسرم اصلا براش اهمیت نداشت این حرفا و الان راضی هستیم از انتخابمون
مامان ابوالفضل
من سه تا سقط داشتم بعداز ده سال باردار شدم چون قبلیا قلبشون تشکیل نمیشد قبل ازسونو تشکیل قلب دوبار خواب میدیدم که التماس حضرت ابوالفضل میکنم بعدکه بیدارشدم گفتم اگه قلب تشکیل شد میذارم ابوالفضل خداراشکرقلب تشکیل شد گذاشتم ابوالفضل
مامان ابوالفضل