معنی اسم بابا

با احترام اسم از پدر بردن ، پدر بزرگ ، تخلص شاعرکرد «حسین کرم الله» ، نام شاعرو عارف کرد «بابا طاهر عریان»

ریشه اسم بابا

فراوانی اسم بابا

در حال حاضر ۲ نفر در گهواره با نام بابا ثبت نام شده اند.

نظر کاربران درباره اسم بابا

ناز دار.
مامان نازلی
ماخیلی اسم هاتوذهنمون بودولی همسرم نیت گرده بوداسم بچه ازالقاب خانم فاطمه باشه منم سلاله رودرنظرگرفته بودم وهمسرم محدثه رودوست داشت ومن دوست نداشتم محدثه باشه باکلی تحقیق فهمیدیم سلاله ازالقاب نیست 😥😥😥 منم که بامحدثه مخالف بودم😑😑 پس باهمسرم به این توافق رسیدیم که القاب خانم فاطمه روتوکاغذبنویسیم ولای قرآن بزاریم تایکیش ودربیاریم ،اسم های حسنی،محدثه،حنانه،مطهره وحانیه روگذاشتیم حااامن هی دعاکه حسنی یامطهره بشه شوهرم دعاکه محدثه بشه😂😂😂 اولین بارکه قرآن بازشداسم حانیه دراومدمنم که قبول نکن گفتم یه باردیگه بکشیم همسرم باغرغرگفت دیگه روحرف قرآن حرف نزن منم کلی خواهش دوباره گذاشتیم باکمال ناباوری بازحانیه دراومددفه سوم خودم یواشکی برگه هاروریختم زمین وهم زدم ویکی روبرداشتم بارم حانیه دراومد😳😳😳 منم دیگه تسلیم شدم واسمش شدحانیه ،معنی اسمش مهربان ودلسوزهست والان که ۱۱ماهشه واقعاهم مهربان هست
مامان حانیه
من خیلی اسم تو ذهن م داشتم اما از ماه ۶ کارن قطعی شد برام اما چون شب تولد حضرت علی علیه السلام به دنیا اومد همه گفتن باید بزاری علی و کارن نزار خوب نیست خلاصه اسم کارن به دلم بد اومد ۱۰ روز اسمش و علی صدا کردم بعد اونم باباش پیشنهاد داد اسم کیارش و من اولش فقط بخاطر دل اون گذاشتم کیارش ولی الان عاشق شم کیا یعنی پادشاه و آرش هم معنی آتش میده میشه هم کیا صدا کرد هم آرش ولی شخصا دوست ندارم کسی اسم پسرم و بشکنه
مامان کیارش
من وشوشو میخواستیم اسمش وبذاریم جاوید تایک چهارماهگی بارداریم.برامون خیلی مهم بودک اسم ایرانی داشته باشه امابرادرک یه روزگفت رادمان پورماهک یه شخصیت ایرانی بوده ک عربا بهش میگفتن یعقوب لیث ک مقبره شم تو دزفوله. این شخصیت خیلی برای ایران زحمت کشیده و جلوی لشکرکشی عرباروخیلی جاهاگرفته ماهم دیدیم ک هم اسم زیباوایرانیه هم یه شخصیت فوق مهم داشته،هم اینکه معنی خود اسم شجاع ودلیره.واسه همینم انتخابش کردیم. از دایی ارمان رادی ممنونیم.
مامان رادمان
کلا وقتی متوجه شدم نی نی جونی توی شکممه و فهمیدم که جنسیتش پسر ، علی صداش میکردم و با اسم علی باهاش صحبت میکردم دیگ این اسم زیبا روش موند و هرکی میپرسید اسمش چیه میگفتیم فعلا که علی تا ببینیم خدا چی میخواد به دنیا هم اومد حیفمون اومد این همه علی صداش کردیم اسمشو چیز دیگ بذاریم واینجوری شد ک علی من اسمش علی ❣ شد
مامان علی❣
سلام. واقعیتش ما دیگه اصلا قصد بچه دارشدن رانداشتیم.دوفرزند گل یکی دختر ویکی پسر راداشتیم.با هشت سال اختلاف سنی.بعد از ۱۳ سال بااینکه در پیشگیریمون خیلی جدی بودیم من دوبا ه باردار شدم.وقتی فهمیدم خیلی شکه وناراحت شدم چون باورش برام خیلی سخت بود.خلاصه باوصاتت خانواده این خواست وحکمت خدا را باورکردیم.بااینکه دوران حاملگی با ازمایشهای غربال گری خیلی برامون مشکل ایجاد کردند.این دوران را بااسترس وناراحتی خیلی زیادی البته با توکل به خدا پشت سر گذاشتیم. دراین مدت ما اسمهای زیادی را انتخاب کرده بودیم. می خواستم اسمش شبیه اسم دختربزرگم که اسمش سحرهست باشه.همه اسمها رابا سین شروع کردیم.توی این اسمها من روی سدنا تاکید داشتم به معنی سجده کننده به کعبه.وهمسرم روی سارای تاکید داشت.میگفت هم سحر هم سارای اسم ترکی ماهم ترکیم.چون اسم دوبچه اولم روازپدر شوهرم نظر خواسته بودیم با اسمهای سحر ومهدی میخواستم اینیکی روخودم انتخواب کنم. همسرم پیشنهاد دادقران باز کنیم اخرحرف هردوایم سارای وسدنا رادرنظر بگیریم اول ایه با کدام حرف شروع بشه اون اسم ومیزاریم.که من هم خداخدا میکردم نظر من باشه.که خداراشکر خواسته یمن براورده شد.ازاین بابت هم خداراشاکرم.ببخشیدخیلی ژولانی شد.این هم از داستان دختر گل من.خدا حفظشون کنه..
مامان سدنا