معنی اسم امیرعباس

مرکب از دو اسم امیربه معنای حاکم و سلطان و عباس به معنای شیر درنده

ریشه اسم امیرعباس

فراوانی اسم امیرعباس

در حال حاضر ۲۶۵۶ نفر در گهواره با نام امیرعباس ثبت نام شده اند.

نظر کاربران درباره اسم امیرعباس

من به خاطر حضرت عباس اسم بچم امیرعباس گذاشتم تا شجاع و دلاور باشه و بیمه حضرت ابوالفضل کردمش
مامان امیر عباس
من تو حاملگی مریض شدم. و دکترا میگفتن هم خودم میمیرم هم بچم نذر کردیم اسم پسرم و بزاریم امیرعباس و واقعا معجزه شد و ما برگشتیم خونه و الان گل پسرم صحیح و سالمه
مامان امیرعباس
من هم اسمم پسرمو پدرخودم انتخاب کرده و ماهم خیلی پسندیدیم .چون ارادت خاصی به اقام ابوالفصل العباس داریم
مامان امیرعباس
همسرمن خیلی قبل ازازدواجمون توکربلا ازخداخواسته بودکه ی پسربده بهش اسمشم میذاره عباس.تودوران بارداری من رازیش کردم ک امیرعباس بزاریم واونم قبول کرد
مامان امیرعباس
سلام منم ماه محرم بود تو خواب دیدم داد میزنم میگم کلنا عباسک یا زینب.ازخواب بیدارشدم تو خونه گفتم.خودمم مریض بودم.دوباره مادرم تو خواب دیده بود یه بچه ای توخونه هست اسمش امیرعباسه منم گوسفند قربونی کردم.منم دیگه اسم بچه رو امیرعباس گزاشتم و گوسفند قربونی کردم چون تو خواب دیده بودیم
مامان امیرعباس تبریز
من وقتی پنج ماهه باردار بودم رفتم کربلا و اونجا پسرمو نذر حضرت عباس کردم البته قبلش هم ب اسم امیر عباس فکر کرده بودم ولی اونجا قطعی شد
مامان امیرعباس
مادرشوهرم قبل حاملگیم نذری کرده بود اسم پسرمو گذاشت امیرعباس😍😘
مامان امیرعباس
منم نظر حضرت عباس کردم
مامان امیر عباس
من اول میخواستم بزارم امیر سام ولی شوهرم قبول نکرد هم برای آن ک قدرت مند شه بیمه حضرت عباس باشه غیرتی شه
مامان امیرعباس
من و بابا امیرعباس بین دوتا اسم مونده بودیم که چه اسمی انتخاب کنیم یکی. امیرعباس -امیر علی. که بابا امیرعباس اتتخاب اسم به عهده من گذاشت گفت شما داری 9 ماه زحمتشو میکشی اسمشم خودت انتخاب کن و من چون علاقه خععلی زیادی به حضرت عباس داشتم گذاشتم امیر عباس
مامان امیرعباس
من بچهام دوقلو بودن گفتم بدنیا اومدن اسمشون میذارم امیرحسین و امیرعباس.آقامونم قبول کرد.عاشق کربلا و امامایی ک توش دفن شدن هستم.برا همین تصمیم گرفتم اسم بچهام اسم امامایی باشن ک در کربلا جان سپردن
مامان امیرعباس
سلام من شوهرم رفت کربلا سال اول ازدواجمان گفت رفتم زیارت حضرت عباس گفتم اگه پسر دار شدم اسمشو میزارم امیر عباس.سال سوم عروسیمون که من باردارشدم روز تاسوعا خونریزی پیدا کردم و کمر درد شدید داشتم تو بیمارستان و اونجام نذر کردم و دل گرفتم اگه پسر بود امیرعباس بزارم و اونجا بود که اسمش قطعی شد.
مامان امیرعباس
نذرداشتم به همین خاطراین اسم روانتخاب کردیم انشالله که حضرت عباس نگهدارهمه بچه ها باشه بچه منم همینطور
مامان امیرعباس
خواب دیدم که بهم گفتن اسمش عباسه و خودش هم تولد حضرت عباس به دنیا اومد و بیمه حضرت عباس شد
مامان امیر عباس
سلام من حاملگی خیلی بدی داشتم و پر هزار حادثه واسه همین بچه ام رو نظر حضرت عباس کردم
مامان امیرعباس
منو شوهرم از وقتی نامزد کردیم قرار شد اسمه پسرمونو بزاریم امیرعباس وهمونطورم شد
مامان امیر عباس
سلام خوبین انتخاب اسم امیرعباس ازروی معنی نبود همسرم این اسم دوست داشت ولی من مخالف بودم تا این که ی شب خواب دیدم که به همه میگم اسم پسرم امیرعباس اینجوری شد که دیگه مخالفت نکردم
مامان امیرعباس
منم اسم پسراولم گذاشتم ابوالفضل اسم پسردومی هم گذاشتم امیرعباس که رواسم پسراولی هم بشینه،که بشن خاک پای ابواافضل
مامان امیرعباس
سلام.من معنی اسمش واقعا برام خاص بود و عباس اسم پدرشوهر خدابیامرزم بود... با درخواست همسرم این اسم قشنگو براش گذاشتیم❤
مامان امیرعباس
سلام من ۵سال بود حامله نمیشدم از وقتی فهمیدم باردارنمیشم نذر کردم اگه باردارشدم اگه پسر بود اسمش امیر عباس باشه بخاطر حضرت عباس اگه دختر باشه شوهرم انتخاب کنه اسمشو که وقتی باردارشدم به شوهرم گفتم قبول نمیکرد میگفت تو فامیل زیاد امیر داریم که زدو پسرم زود دنیا اومد دقیقا شب تاسوعا ساعت ششو نیم برداشتنش از شکمم دیگه شوهرمم چیزی نگفت بدونه حرفی رفت واسش شناسنامه گرفت به اسم امیرعباس همیشه میگه امیر عباس اسمشو خودش اورد
مامان امیر ارسلان
چون هم من تو دوران مجردیم این اسم رو برای فرزند پسرم انتخاب کرده بودم هم شوهرم وقتی هم ک ازدواج کردم و باردار شدم شوهرم پیشنهاد داد و منم قبول کردم چون بعد از سفر کربلامون بود ک باردار شدم اونم ناخاسته یعنی یجورایی هدیه خوده حضرت ابوالفضل العباسه ان شاالله ک خوده حضرت عباس پشتیبانه هر دوتا بچه هام باشه
مامان امیرعباسوباران
من از وقتی دختر بودم دوست داشتم اسم پسرمو بزارم امیرعباس بعد ازدواجمم به همسرمم گفتم که اسم امیرعباسو دوست دارم اونم خوشش اومد و البته همسرم هم مداح اهل بیت هستش و عاشق اسم عباس.
مامان امیرعباس
سلام بعداز ازدواجم ی مدت باردار نشدم مادربزرگم تو خواب دیده بود ک خونم روضه حضرت ابوالفضل گذاشتم منم ب دلم افتاد و روضه حضرت ابوالفضل گذاشتم همون موقع نذر کردم که حامله بشم پسر بود اسمشو بزارم امیر عباس این شد ک ب همسرم گفتم قبول کرد بعد فهمیدم وقتی روضه داشتم باردار بودم
مامان امیرعباس
من قبل از امیرعباس دو تا حاملگی داشتم ک سقط شد بعد من سفری ک ب کربلا برا زیارت رفتم رفتم بین الحرمین و از باب الحوائج حضرت عباس خاستم ک به ما پسری بده ک اسمشو بزاریم امیرعباس و بعد ک برگشتم بعد ی ماهش باردار شدم و اسم پسرمو گداشتم امیرعباس
مامان امیرعباس
سلام من وبابای امیرعباس زمانی که فهمیدیم که یه مهمون کوچولو داریم سریع شروع کردیم به انتخاب اسم خیلی اسمهارو ازنظر گذروندیم بابای امیرعباس خیلی دوست داشت که ازاسمهای امام هامون اسم انتخاب کنیم اما خب تازمانی که مامان بزرگ امیرعباس (یعنی مامان خودم)گفت امیرعباس من و بابای امیرعباس هم کلی ذوق کردیم اینطور شد که اسم فندقمون شد امیرعباس . البته ناگفته نمونه امیر عباس روز عاشورا به دنیا اومد .ان شالله که حضرت ابولفضل نگهدار همه نی نی ها و امیرعباس من هم باشه.😍😘
مامان امیرعباس
به خاطر علاقه ی زیاری که به حضرت عباس دارم همون اول که فهمیدم باردارم گفتم اسمشو میزارم امیر عباس
مامان امیر عباس
من و همسرم خیلی سختی کشیدیم برای بچه. یه بار ای وی اف انجام دادیم هشت هفته قلب جنین نزد ‌ دوباره ای اف انجام دادبم اینبار متوسل به حضرت عباس شدم نذر کردم بچه دار بشم پسر بشه اسمشو بذارم امیر عباس . خدا امیر عباسو هفت محرم بهمون داد . امیر عباس برای پسرم انتخاب شده بود
مامان امیرعباس
ب خاطر حضرت ابولفضل
مامان امیر عباس
از قبل بارداریم میخاستیم بزاریم ولی ابولفظل ک دگ اواسط بارداریم بود چن باااار قرعه کشی کردیم بین اسمهای ایلهان و نیکان و ارشام و امیرعباس و ابولفظل و اخرش س بار امیرعباس دراومد و من بیمه ی علمدار کربلا کردمش و بانوی دوعالم....
مامان امیرعباس
من و همسرم از وقتی ازدواج کردیم دوتا اسم انتخاب کردیم یکی دخترویکی پسر دخترمون ماهک و پسرمون امیرعباس چون واقعا هردو مون عاشق حضرت عباسیم و خیلی از ایشون معجزه دیدیم و نذر کردیم ک بچه مون سالم باشه اسمشو بزاریم امیر عباس الانم عاشقشیم
مامان امیرعباس
من اسم پسرم چیز دیگست ولی به خاطر معجزه حضرت ابوالفضل اسمشو امیر عباس گذاشتم
مامان امیر عباس
تنها دلیل اسمی که برا مایسا گذاشتم معنیشه..چون یکی از معنیاش میشه مادر من.این کلمه بهم انرژی و آرامش میده
مامان مایسا
منو همسرم اسم عباس روخیلی دوست داشتیم عباس ب معنی شیربیشه است . شیری ک شیران از او بگریزند
مامان امیرعباس
من همیشه به حضرت عباس ارادت خاصی داشتم ی بار قبل بارداری روز تاسوعا بود یکی داشت نوحه میخوند یهو اسم عباس و جوری گفت ک لرزه به تنم افتاد...ازون موقع عاشق اسم امیرعباس شدم. توی بارداری خیلی اذیت شدم سر بچه و دغدغه داشتم نذر کردم برای سلامتیش ک اسمشو امیر عباس بذارم تا حضرت ابوالفضل حامی و نگهدارش باشه ان شااالله.
مامان امیرعباس
من دوست دارم اسم بچه هامو از امام هابردارم،اسم امیرعباسم خیلی دوست داشتم که قسمت شد برداشتمش،
مامان امیرعباس
من بارداری قبلیم خیلی اذیت شدم مخصوصا پسر اولم بخاطر زایمان زودرس از دست دادم...من و همسرم خواب دیدیم که تو خواب اسمش میگفتن امیرعباس...پسرم زود به دنیا اومد ولی خداروشکر سالم آوردیمش خونه و بیمه ی حضرت عباس کردیمش...
مامان امیر عباس
من خیلی چشم انتظاربودم تا اینکه توبارداریم خواب حضرت عباس ودیدم وتصمیم گرفتیم بیمه حضرت کردیمش خودش حافظش باشه
مامان سیدامیرعباس
باسلام من عاشق اسم امیرعباس شدم ازاون صحنه توفیلم مختارکه حضرت عباس کنارنهرعلقمه باابراهیم صحبت میکردواقعاکه اسم عباس لرزه به تن آدم میندازه قربونت بشم یاحضرت عباس
مامان امیرعباس
منو همسرم چون عاشق بین الحرمین و بزرگی این دو برادر هستیم خدا بهمون دوتا پسر داد اسم پسر اولم امیرحسین و دومی هم امیر عباس و دوتا شون هم بیمه دوتا برادر
مامان امیرعباس
مامان من پسر نداشت همیشه ارزو میکرد یکی از بچه هاش پسر داشته باشن رفته بود حرم ابوالفضل دعا کرده بود اگه نوه پسر داشته باشه اسمش رو میزاره عباس اینجوری شد که پسرم شد عباس باباشم هست ابوالفضل😂
مامان امیرعباس
من بخاطر عشقم ب حضرت عباس اسم پسرمو گذاشتم امیر عباس.
مامان امیرعباس
من چون ارادت خاصی به حضرت عباس دارم تو محرم نیت کردم که اگه بچه م پسر باشه به عشق خودش عباس بذارم تا اینکه امیر عباس جان ما 17محرم به دنیا اومد عاشقتم ابالفضل
مامان امیرعباس
اسم ترمه جون را عمه جونش انتخاب کرد.وقتي مشخص شد که جنسيت جنين دختر هست، دنبال اسم دختر بوديم و عمه جون ترمه اين اسم زيبا رو انتخاب کرد.ترمه به معناي با ارزش و گرانقيمت هست و چون فاميلي ترمه جون ارزشمند هست به دلمون نشست. ترمه ارزشمند
مامان ترمه
من بعداز دیدن فیلم زندگی عباس بابایی به این اسم علاقه مند شدم و باهمفکری همسرم تبدیل شد به امیرعباس
مامان امیرحسام
من و همسرم هم بخاطر عشق به حضرت عباس اسمشو این گذاشتیم
مامان امیر عباس
سلام من علاقه زیادی ب حضرت عباس ع دارم و خیلی بهم لطف دارن من اول دوست داشتم بذارم عباس اما مادرم گفتن بذار امیرعباس که هم اسم امیرالمومنین ع باشه همم حضرت عباس ع که خداروشکر پسرمو بیمه خودشون کردم و اینم بگم که پسرم وقتی خیلی مریص بدی بود خود اقا ب دادش رسید و کمکش کرد خداروشکر و هروقت اسمشو صدا میکنم لذت میبرم
مامان امیرعباس
ما قراربود اسم پسرمونوبزاریم ابوالفضل ولی ماه آخربارداری یهو باشوهرم پشیمون شدیموتصمیم گرفتیم بزاریمش امیرعباس،والانم اسم پسرم امیرعباس
مامان امیرعباس
منم بخاطره حضرت عباس اسم پسرمو امیرعباس گذاشتم.
مامان امیرعباس
سلام شوهر من توی دوران مجردی با کربلا رفته بود گفت به حضرت عباس هر موقع بچه دار شدم اسم پسرمو امیرعباس بزارم
مامان امیرعباس
من از ی شهید خوشم اومد ایمش عباس بود پسردارشدم گزاستم امیر عباس
مامان امیرعباس
من همسرم عشقش حضرت عباسه هر وقت اسمشو میشنوه یا داستانش جایی میاد چشماش پر میشه.. نامزد ک بودیم محرم نذر کرد ک اگه پسر دار شدیم اسمشو بزاره امیر عباس منم هیچ مخالفتی نکردم ولی الانم خیلی خیلی راضی ایم خیلی بهتر از اسمای جدید الانه و هیچ وقتم قدیمی نمیشه😊
مامان امیرعباس
بیمه حضرت عباس کردمش و اسمشو گذاشتم امیرعباس
مامان امیرعباس
سلام. منم ندر کردم پسرم سالم باشه اسمشو بذارم امیرعباس.
مامان امیرعباس
ما بین مهدیار، سام، امیرعباس یه چی دیگه که یادم نمیاد مردد بودیم، نوشتيم اسمهارو و گذاشتیم لای قرآن. امیرعباس دراومد. عزیزدلم شد امیرعباس...
مامان امیرعباس
سلام .من خیلی به حضرت عباس ارادت دارم .اوایل بارداری خواب دیدم شوهرم داره میره کربلا یه پرچم خوشگل تو دستشه اسمه قمر بنی هاشم حک شده بود رو پرچم بهش گفتم منم باخودت ببر کربلا گفت نه تو نمیتونی پیاده بیای من برم پرچمو نصب کنم حرم اقا و برگردم .وقتی این خوابو دیدم نمیدونستم باردارم بعدش نذر کردم که اگه پسر بود اسمشو بذارم امیرعباس .البته بگم بارداری پر خطری داشتم و امیرعباسمو بیمه ی اقا ابوالفضل کردم . ⁦❤️⁩السلام علیک یا ابولفضل العباس ⁦❤️⁩
مامان امیرعباس
من خیلی بارداریه سختی داشتم شوهرم میگفت ابولفضل بذاریم تا چندماهگیم ابوالفضل صداش میکردم تو شکمم ولی بعدش ب دلم افتاد امیرعباس بذاریم خیلی اسمه با صلابتیه منکه عاشقشم انشالله حضرت عباس محافظشون باشه😊
مامان امیرعباس
من عاشورا فهمیدم باردارم گفتم اگه پسر بشه حتما میزارم به خاطر حضرت عباس امیرعباس
مامان امیرعباس
ما تاماه چهارم بارداریم ک هنوزجنسیت مشخص نشده بود،قرارشد اگ پسرشد بذاریم ماهان ،واقعا این اسموازمجردی دوسداشتم،ولی اسم دختراصلا نمیتونستیم انتخاب کنیم یعنی بعد دوروزسریع نظرمون عوض میشد،همون موقع بود ک پدرشوهرم فوت کرد،اسمشم عباسعلی بود،من یک هفته بعد فوت ایشون خواب میبینم ک بهم میگ اسم بچه رو بذارامیرعباس،،ماه بعدش رفتم سونو دیدم بله بچمون پسره وتصمیم گرفتیم بذاریم امیرعباس،،جالب اینجاست ک پدرشوهرم خودش توهیئت علامدار بودن و پسرمنم اول محرم بدنیا اومد...انشاالله همه بچه ها سلامت باشن
مامان امیرعباس
سلام منم وقتی فهمیدم حامله ام نذرکردم ب عشق حضرت عباس بزارم امیرعباس وخیلیم راضیم
مامان امیرعباس
من دوتا بارداری ناموفق داشتم تحت نظر دکتر بودم بعداز یکسال و نیم از ازدواجومون دکتر گفت باید بری برا ای و اف منم وقتی از مطب اومدم بیرون خییییلی گریه کردم.ماه محرم بود ک تو مسجد ب دوستام گفتم اگ تا ماه صفر من حامله شدم پسر شد امیر عباس .دخترم شد سلاله ک خواست خدا من حامله شدم قبل از حاملگی اولم من معتقد ب اسامی ایرانی بودم اما الان عاشششششششششق امیرعباس جووووووونم هستم بچم 2 روزگیش از کریر افتاد روی اسفالت .ومن فقط بچمو از صاحب اسمش حضرت ابوالفضل خواستم و ایشونم هم بچمو صحیح و سالم بهم داد .وبرای من دوبار معجزه رخ داد .خدایا کرمت و شکر
مامان امیرعباس
من از مجردیم عاشق حضرت عباس بودم یکبارخواب دیدم تو کربلام هرچی خواستم همیشع و نذر کردم همیشه بهم داده وقتی باردار شدم ب شوهرم گفتم پسر شد میزارم عباس گف ن اسم ایرانی میخوام بزارم عباس عربیع و از این حرفا چند ماه گذشت ازمایش اول ک دادم رفتم مطب ب دکترم نشون بدم بهم گف بچت سالم نیس سندرم داونه نمیدونین دنیا یه لحظ برام خراب شد چشام پر اشک شد رفتم خونه با شوهرم کلی گریه کردیم اون شب تا صب گریه کردم متوسل شدم ب حضرت عباس گفتم بچمو ازتو میخوام نمیخوام از دسش بدم چندروز بد یه ازمایشی دادم ک فر ستادن المان ۲۰ روز دیگ جوابش اومد و دکترم گف سالمه سالمه الانم ک بدنیا اومد و اسمشو تو شناسنامش شوهرم گرفته عباس و خیلی خوشحالیم ک پچمون سالمه و شیطونو باهوشه
مامان امیرعباس
ماهم بین چند اسم قرعه به اسم امیرعباس افتاد و بهتر بگم چون دوست داشتیم اسامی امامان باشه ومعنی اسمش که امیرشجاع هستش
مامان امیرعباس
من چون داداشم رفته بودکربلاحرم حضرت ابوالفضل ویکی اینکه نه توخانواده خودم امیرعباس داشتیم نه خانواده شوهرم
مامان امیرعباس
بچه بودم بابام برام ی عروسک پسربچه از یکی از سفرهاش برام خریده بود ی پسربچه بورکچل با لباس زردرنگ اسمش رو ناخوداگاه امیرعباس گذاشته ام و خیلی دوسش داشتم من برا بچه دارشدن خیلی سختی کشیدم و خیلی دکتررفتیم و نشد انقد زیاد دکتررفتم ک دیگه خسته شدم و کنارگذاشتم همه چیو دوسال گذشت از اخرین باری ک دکتر رفته بودم کاملن هم بیخال شده بودیم ک فهمیدم باردارم و پنج هفته ام بود قبل این ماجرا اربعین ی دوستی ک رفته بود کربلا گف یهویی جلوی حرم حضرت عباس یادت کرذم خودمم متوسل شده بوذم ب حضرت عباس خداروشکر پسر شد و اسمش رو گذاشتم امیرعباس و بیمیه اقا ابوالفضل
مامان امیرعباس
من قبل از بارداری خواب دیدم یه دختر دارمو یه پسر بعد تو خواب اسم دخترم ریحانه و پسرم امیرعباس بود بیدار شدم از هر دو اسم خوشم اومد و گفتم همینارو میذارم 😊 بخدا قبل از خوابم اصلا به این اسامی فکر نکرده بودم و اولین بار تو خواب این اسم ها مد نظرم قرار گرفت عجیب بود برا خودم
مامان امیرعباس
من تو بارداریم خیلی اذیت کشیدم از بیستو هفت هفته رفتم بیمارستان ک گفتن باید بچه ب دنیا بیاد ولی ممکن نیس بمونه باید امضا بدید ک هرچی شد پای خودتون مادرمو همسرم نذاشتن من اومدم خونه استراحت کردم ک بعد سه هفته بازم رفتم بیمارستان ک گفتن ب طرف سر بچه رفته داخل و من سه روز تو بیمارستان بستری بودم بعد ک اومدم خونه مادر شوهرم گفت ایشالا ک هیچی نمیشه و بچتون سالم ب دنیا اومد من نذر کردم اسمشو بزارید امیرعباس و منو همسرم هم قبول کردیم وقتی امیر عباس ب دنیا اومد دکترش گفت ک پسرت سالم سالمه و من خدارو شکر کرده ک یه بچه ی سالم ب من دادا الانم خدارو شکر امیر عباس هیچ مشکلی نداره
مامان امیرعباس
من سرنذر حلیم مامانم گفتم بچم پسرشه به نیت محرم اسم پسربزرگمو گذاشتم امیرحسین و دومی هم به نیت همین محرم گذاشتم امیر عباس چون من عاشق اسم امام هستم
مامان امیرعباس
بخاطر اردات و علاقه ی قلبیم به حضرت عباس، و اینکه شنیدم ایشون ادبشون زبانزد بوده 😍❤
مامان امیرعباس
من خواب دیدم ک بغلم ی نوزاد میدن و میگن این امیر عباس مال توست و نگران نباش. چون من قبل از امیر عباس ی سقط داشتم و خیلی حال بدی داشتم و نا امید بودم و وقتی این خواب و دیدم هنوز باردار نبودم. و اسمایی ک اولش امیر داشت برای من همیشه جذاب بود چون امیر یعنی بزرگ و با جذبه .و این از دیدمن زیبابود
مامان امیرعباس
بچم ریسک سندروم داون داشت میگفتن بایدسقط بشه نذرحضرت ام البنین کردم اگه سالم باشه پسربشه اسمشوامیرعباس میزارم که امینوسنتز گف هیچ مشکلی نداره وسالمه اسمشوامیرعباس گذاشتم
مامان امیرعباس
ما اسم پسرمونو میخواستیم بزاریم آروین روز قبل از زایمانم رفتیم یه رستوران و صاحب اون رستوران اومد سر میزمون با اینکه اولین بار بود منو میدید و حتی نمیدونست جنسیت بچه من چیه تو صحبتاش گفت اسمشو میخواید امیرعباس بزارید یا امیرحسین و ما همون روز تصمیم گرفتیم اسمشو بزاریم امیرعباس⁦❤️⁩
مامان امیرعباس
من به عشق حضرت عباس گذاشتم.الهی اخلاقش و رفتارش و همه چیش نمونه باشه.
مامان امیرعباس
من ماه عسل رفتیم کربلا و اونجا تو حرم حضرت عباس خواستم خدا بهم پسری بده و اسمش بذارم امیرعباس و حضرت عباس خودش نگهدارش باشه.درواقع امیرش حضرت عباس باشه
مامان امیرعباس
به عشق عباس فقط
مامان امیرعباس
اسم امیر رو من انتخاب کردم و عباس رو شوهرم ما خیلی خیلی اعتقاد به حضرت عباس داریم.. پسرم بیمه ی عباس.. ابلفضل همیشه پشت و پناهش❤
مامان امیرعباس
من هر وقت تو به مشکلی افتادم اسم حضرت عباس را که آوردم حل شد عجیب ارادت خاصی دارم بعداز زایمانم هم زردی داشت و هم دکتر کودکان که از همون حضرت عباس میخوام ذلیل و درمانده اش بکنه بچه ای که همش یه روز به دنیا اومده بود رو برو و شستشوی معده داد من خیلی نگران بودم و با متوسل شدن به حضرت عباس دعا میکردیم که هر چه زودتر زردیش خوب شود که بعد از یه روز داخل دستگاه گذاشتن خوب شد البته خیلی بیقرار بود و داخل دستگاه نمیموند فکر میکنم با یاری خدا و حضرت عباس بود که اون روز را خوابید و موفق شدیم وگرنه سه روز قبلش همش گریه میکرد و داخل دستگاه نمیموند
مامان امیرعباس
من از وقتی فهمیدم بچم پسره ..توی بارداری ..اسم امیرعباس را انتخاب کردم ...امیرعباس روز اربعین بدنیا اومد برا همین بیشتر مسمم بودم برا اسمش
مامان امیرعباس
من و همسرم قبل ازدواج هردومون خواب دیده بودیم که پسرداریم و اسمشم گذاشتیم عباس وقتی باهم ازدواج کردیم و نامزد بودیم من همینجوری گفتم نظرت چیه اگر روزی بچه دار شدیم و پسر بود اسمشو بذاریم امیرعباس چون خوابشو دیدم همسرمم متعجب گف اتفاقا منم همچین خوابی دیدم.هردومون از خوشحالی گریمون گرفت اتفاقا وقتی باردار شدم بچم پسر شد و اسمشم گذاشتیم امیرعباس
مامان امیرعباس
هفته اخرم شوهرم گفت بایدامیرعباس بزاریم
مامان امیرعباس
من موقعه زایمان حالم بد شد بچمو هم گذاشتن تو شیشه بعد دوروز عملش کردن نظر ابلفظل العباس شوهرم از ترس کرده بود از اتاق عمل که امدم گفت بزاریم امیرعباس گفتم خوبه واسمش شد امیر عباس
مامان امیرعباس
شب تاسوعای سال پیش نمیدونستم باردارم ولی دعا کردم خدا اگر روزی بهم بچه داد اسمش بزار امیر عباس که چند ماه بعد فهمیدم باردارم خدا رو هزار مرتبه شکر بخاطر نعمت و برکت زندگیم
مامان امیرعباس